روزنامه هفت صبح | مدتها بود که از خانم نازنین بیاتی فیلمی ندیده بودم. میدانستم که این سالها به بازیگر مشهور سینمای تجاری بدل شده و تماشاگران هم از حضور او استقبال میکنند. که این دومی عنصر مهمتری است. او را ده سال پیش در فیلم دربند پرویز شهبازی دیده بودم که چه بازیگر خوبی هم بود و ازآن پس در برخی نقشهای فرعی مثلا در مغزهای کوچک زنگ زده. برخی بازیهایش در فیلمهای تجاری مثل بازیاش در آینه بغل را در اینستاگرام دیده بودم.
اما چند شب قبل نشستم به دیدن فیلم دینامیت. میتوانم بگویم بازی خانم بیاتی در این فیلم یک پسرفت کامل است. او در طول فیلم کاری انجام نمیدهد جز یک سری حرکات چشم و ابرو کاملا کلاسیک در سینمای ایران که از دهه سی توسط بازیگران زن تکرار شده است. آری خانم بیاتی پس از بازی در بیش از چهل فیلم و سریال حالا دیالوگهایش را با اعتماد به نفس و تن صدای بالا ادا میکند اما به عنوان یک بازیگر حرفهای این کمترین سطح توقع از او است.
در بازی بیاتی در این فیلم نوعی عدم علاقه شدید به ماهیت بازیگری به چشم میخورد. هیچ تلاشی برای تبدیل یک صحنه به چیزی ورای آن چه در نگاه اول وجود دارد به چشم نمیخورد. میتوانید بگویید خواسته کارگردان بوده اما آن چیزی که ما میبینیم یک انجام وظیفه از روی بیمیلی است و شاید یک اعتماد به نفس بیش از حد. راستش یک سال پیش فیلمی دیدم که در آن سحر قریشی با پوریا پورسرخ و شبنم قلی خانی همبازی بود. آنجا کاملا میشد این عدم علاقه سحرقریشی به حرفه بازیگری را احساس کرد.
نازنین بیاتی در دینامیت کاملا تداعیگر خاطره خانم قریشی بود. برای بازیگر با استعدادی که با فیلمی مثل دربند وارد سینما شده این طور سهل انگاریها و درجا زدنها غیرقابل قبول است. مگر احتیاجات مالی یک بازیگر چقدر میتواند باشد؟ شاید هم او تصمیم خود را گرفته و میخواهد یک بازیگر سینمای تجاری باشد و درآمد کسب کند. اشکالی ندارد. سالی چند میلیارد تومان مفت چنگ ایشان اما اجازه بدهید ما هم حساب او را با بازیگران معتبرتر سینما جدا کنیم.
تلویزیون این سالها به شکل متناوب ستاره به سینمای ایران تقدیم کرده است. از پریناز ایزدیار بگیرید تا سارا منجزی و یا شهرزاد کمالزاده. در دو سال گذشته دو سریال موفق بانوی عمارت و نون .خ دو بازیگر زن جدید به سینمای ایران معرفی کرده است. مریم مومن و هدیه بازوند. خب شخصا فکر میکنم که خانم بازوند یک استعداد مسلم بازیگری هستند که میتوانند نقش موثری در سینمای معتبر ایران بازی کنند. بازیگر ۳۴ ساله که برخی میگویند اهل کرمانشاه است و برخی میگویند زاده بندرعباس است.
اما خب این طور نیست که سینما بتواند استعدادهای بازیگری را به شکل سیستماتیک تشخیص دهد حتی اگر این گونه جلوی چشمانش باشند. مگر لیلا زارع نبود که با ما همه خوبیم آن استاندارد بالای بازیگری را از خود به نمایش گذاشت و سالها در حاشیه سینما قرار گرفت و فرصتی برای پیشرفت استعدادش پیدا نکرد و یا الهام کردا که همچون کپسول فشرده استعداد این همه سال پیش چشم همه در روی سن تئاتر بود و تهیه کنندهها او را نمیدیدند؟
در موفقیت یک بازیگر در سینما آن قدر فاکتورهای عجیب و غریب وجود دارند که بهتر است خودمان رادرگیر آنها نکنیم. یعنی خیلیهایشان قابل نقل نیستند. نه این که خیلی بد باشند. نه. وقتی به کلمات در میآیند معنای دهشتناکی پیدا میکنند. بگذریم. اما بازیگر دیگر مریم مومن است. بازیگر ۲۳ ساله بلند قد اردبیلی که با بانوی عمارت شناخته شد و بعد یک دوره طولانی و موفق حضور در فضای مجازی را تجربه کرد. دهها و شاید صدها عکس از مریم مومن به اینستاگرام ریخته شد.
او بعد از بانوی عمارت راه به شبهای مافیا پیدا کرد و با مجموعه بازیگران سینمای ایران در این برنامه آشنا شد و حالا نقشی کلیدی در سریال جادوگر ایفا میکند. فقط یک قسمت از این سریال را دیدهایم اما به صراحت خدمتتان عرض کنیم که خانم مومن در این سریال به لحاظ رسیدن به شهرت و همینطور ثروت قدم بزرگی برداشتهاند اما به لحاظ هنر بازیگری چندین قدم به عقب رفتهاند.
بازی او سطحی و بدون هیچ نکته خاص و ویژهای است و در مکالماتش با احمد مهرانفر چیزی بیش از نوعی شیطنت مثلا دخترانه نمایش نمیدهد که باز هم مثل مورد خانم بیاتی از شگردهای کلاسیک سینمای تجاری ایران از دهه سی تاکنون است. این سومین تجربه مومن در یک سریال است و او هنوز آن قدر جوان هست که امید به پیشرفتش داشته باشیم اما بعید است وسوسه شهرت و ثروت اجازه تبدیل شدن مریم مومن به یک بازیگر مهم در سینمای ایران را بدهد. ببخشید که این متن این قدر نومیدانه بود.



