روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: خیلیها جوزف ال. منکویتس را با فیلم «همهچیز درباره ایو» (۱۹۵۰) میشناسند. در این فیلم تماشایی که منکویتس نویسنده و کارگردانش بود، او با ایدهای خلاقانه و روایتی فوقالعاده و پرمایه، نگاهی انتقادی و پیچیده به هالیوود و سازوکار موفقیت در آن انداخت.
با همین فیلم برنده دو اسکار مهم بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد. اما یک سال قبل از «همهچیز درباره ایو»، منکویتس با یک فیلم تماشایی دیگر هنر خود را در فیلمسازی به رخ کشیده بود. فیلم «نامهای به سه همسر» شاید از نظر میزان تاثیرگذاری و اهمیت همسطح «همهچیز درباره ایو» نباشد، ولی در مقایسه با سینمای آن زمان هالیوود، یک اثر ساختارشکن و حیرتانگیز است.
دو: فیلم که براساس رمانی به همین نام از جان کلمپنر ساخته شده، روایتگر داستان سه زن بهنامهای دبورا (جین کرین)، لورا می (لیندا دارنل) و ریتا (آن سوترن) است که در یک شهر کوچک همراه با همسران خود زندگی میکنند. درست زمانی که آنها همراه با گروهی از بچههای محروم به پیکنیک رفتهاند، ابی راس که دوست خانوادگی هرسهتایشان است، یک نامه مشترک برای آنها میفرستد و ادعا میکند همراه با شوهر یکی از آنها، از این شهر رفته است. هر یک از این سه زن نگاهی به گذشته خود و رابطهشان با شوهرشان میاندازند و به این فکر میکنند که آیا ممکن است شوهر آنها آن شوهر فراری همراه با ابی راس باشد؟
سه: پیشتر اشاره کردیم که جوزف منکویتس ذهن خلاق و ساختارشکنی داشت. این ساختارشکنی در «نامهای به سه همسر» هم به خوبی دیده میشود. چنین فیلمنامه بدیع و نوآورانهای کاملا فراتر از سازوکار فیلمسازی در هالیوود دهه ۱۹۴۰ بود. ممکن است بگویید که به هر حال با یک فیلمنامه اقتباسی سروکار داریم و اعتبار اصلی چنین ایده نوآورانهای را باید به نویسنده رمان داد، ولی باید پذیرفت صرف انتخاب چنین پروژهای برای فیلمسازی، نشان از ذهنیت غیرمعمول و فراچارچوب خود منکویتس دارد.
چهار: این نامه عجیب فرصتی برای این سه زن میشود تا نگاهی به گذشته خود و روابطشان با همسرانشان داشته باشند. روابطی که بالا و پایینهای زیادی داشته و همیشه به شکل دلپذیری پیش نرفتهاند. ابی راس در زندگی تکتک آنها حضور پررنگی داشته است. هر جا اختلافی بین آنها و شوهرانشان وجود داشته، این ابی راس بوده که همچون یک فرشته بینقص، درست سر بزنگاه ظاهر شده و کاستیهای شخصیتی این سه زن را برای همسرانشان جبران کرده است.
نکته جالب در مورد فیلم این است که هر سه زن قهرمان داستان در گذشتهنگری خود به این نتیجه میرسند که مشکلاتشان با شوهرانشان آنقدر عمیق است که باعث فرار کردن همسرشان با ابی راس شود! این گذشتهنگریها همیشه همراه با تلخکامی نیست. اتفاقا همین نگاه به گذشته برای هرسه آنها فرصتی میشود که به کاستیهای خود پی ببرند و تلاش کنند دستکم از این به بعد، به همسران خوبی برای شوهران خود تبدیل شود. پایان فیلم هم به شکلی استادانه و زیرکانه، داستانی را که نوآورانه شروع شده بود، به فرجامی رضایتبخش میرساند.
پنج: جوزف منکویتس بدون تردید از آن کارگردانهای حسرتبرانگیز هالیوودی است که چند سال، یا شاید حتی بتوان گفت چند دهه زود به دنیا آمد. او اگرچه ذهنی بسیار خلاق و ساختارشکن دارد، ولی سازوکار استودیویی هالیوود آن زمان قویتر از اینهاست که حتی کارگردان و فیلمنامهنویس مبتکری چون منکویتس هم بتواند آن را وارد مسیر تازهای کند. «نامهای به سه همسر» با وجود تمام ایدههای خلاقانهاش، در نهایت یک اثر هالیوودی استودیویی کلاسیک باقی میماند.
منکویتس اگرچه در روایت و شیوه پیشبرد داستان میکوشد خلاقیت خود را پیاده کند، باز هم نمیتواند در عناصر دیگری چون دکوپاژ، میزانسن و حتی نحوه بازی بازیگران، تغییرات چندانی در قواعد فیلمسازی آن زمان ایجاد کند. در «همهچیز درباره ایو» از این قید و بندها رهاتر میشود و سینمای تا حدودی شخصیتری به نمایش میگذارد، ولی باز هم نمیتواند آن آزادی عمل کاملی که نیاز دارد را به نمایش بگذارد. تصور کنید جوزف منکویتس مثلا در دهه ۱۹۹۰ و همراه با فیلمسازان خلاقی چون کوئنتین تارانتینو، دیوید فینچر و گای ریچی وارد دنیای سینما میشد. چه فیلمهای معرکه و عجیبی که میتوانستیم از این کارگردان و فیلمنامهنویس نابغه ببینیم.
شش: «نامهای به سه همسر» آنقدرها هم اثر قدر نادیدهای نیست. خود هالیوودیها آن زمان به نقاط قوت فراوان فیلم پی بردند و منکویتس در آن سال اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را برای این اثر دریافت کرد. جالب این است که او یک سال بعد برای «همهچیز درباره ایو» دوباره این موفقیت را تکرار کرد و برنده دو جایزه اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد. همین بهترین مدرک برای اثبات میزان نبوغ و استعداد این هنرمند بزرگ است. منکویتس تنها فیلمساز تاریخ اسکار است که موفق شده دو سال پشت سر هم، دو جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را دریافت کند.
هفت: در سال ۱۹۸۵، لوی اندرسن یک بازسازی تلویزیونی از «نامهای به سه همسر» ساخت. خوشبختانه یا متاسفانه این فیلم اصلا مورد استقبال قرار نگرفت و نتوانست موفقیت فیلم منکویتس را تکرار کند.


