روزنامه هفت صبح، زهرا عواطفی نژاد| در دو سال اخیر تکلیف یکسری از پروندههایی که جنجال زیادی به پا کرده بودند مشخص نشد. ماجرای قتلهای پر رمز و راز؛ آنهایی که کشته شدند اما هیچوقت، هیچکس پیدا نشد تا قتل را گردن بگیرد و این پروندهها به پروندههایی پر رمز و راز در دستگاه قضایی و پلیس آگاهی تبدیل شد.
ماهها و سالها از جنایتهای وحشتناک گذشت اما تحقیقات کارآگاهان برای یافتن قاتل با بن بست اطلاعاتی روبهرو شد. پرونده این جنایتها تا مدتها رسانهای شد اما با گذر زمان کمکم به دست فراموشی سپرده شد. در این گزارش سراغ قتلهای بیقاتل رفتهایم. ماجرای افرادی که کشته شدند و معلوم نشد به چه جرمی یا به دست چه کسی جان دادند و پروندههایشان در گوشهای خاک میخورد!
یک: قتل سه طلافروش اصفهانی در کازرون
بامداد سی و یکم تیرماه ۹۹ در یکی از باغهای کازرون سه طلافروش اصفهانی به قتل رسیدند. براساس اطلاعات به دست آمده از طلا فروشان کازرون، این سه مقتول بالای ۶۰ سال سن داشتند و ۲ نفر از آنها برادر بودند و چندین سال بود که با صنف طلافروشان کازرون معامله داشتند. دو سال و ۹ ماه از این ماجرا میگذرد و هنوز اطلاعات دقیقی از علت قتل این سه طلافروش و اینکه توسط چه کسی به قتل رسیده توسط پلیس و کارآگاهان گزارش نشده است. ماجرا از این قرار بود که در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر وقوع قتل در یکی از باغهای اطراف شهر کازرون، بلافاصله ماموران انتظامی برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند.
مأموران انتظامی مشاهده کردند که ۳ نفر با اسلحه ساچمهزنی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و بر اثر شدت جراحتهای وارده فوت کردهاند. در بازرسی از محل، همه اموال ۳مقتول شامل مقادیری طلا و خودرو سواری متعلق به آنها کشف شد. تحقیقات اولیه پلیس نشان میداد که انگیزه ضارب یا ضاربان سرقت نبوده است زیرا کیف پر از طلا در همان محل رها شده بود. سال گذشته بود که اعلام شد حدود هفت نفر که با این سه طلافروش در ارتباط بودند و احتمال میرفت در قتل آنها نقش داشته باشند دستگیر شدند اما در نهایت هیچ ردی از عامل یا عاملان این جنایت به دست نیامد و این افراد آزاد شدند. این پرونده در حالی که یکی از مهمترین پروندههای مهم استان فارس در چند سال اخیر بوده همچنان بینتیجه مانده است.
دو: قتل جواهر فروش معروف تهرانی
ساعت ٩ صبح چهارشنبه چهارم تیر سال ۹۹، مأموران شهرداری تهران در حال تعمیر جادهای فرعی در محدوده تلو بودند که با جسد مردی سالخورده مواجه شدند. بلافاصله موضوع از سوی مأموران کلانتری لواسان، بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم تحت بررسی قرار گرفت. با حضور تیم جنایی در محل آنها جسد مرد ۷۸ ساله را که بر اثر ضربه سنگینی به سرش کشته شده بود و همچنین کبودی روی گردنش که حکایت از خفگی داشت به پزشکی قانونی منتقل کردند. همراه مرد میانسال(عبدالعلی مظفریان، جواهرفروش معروف) یک کیف دستی بود که داخل آن کارت یکی از طلافروشیهای معروف پایتخت پیدا شد.
در حالی که کم کم ماجرای قتل این مرد جواهرفروش نیز به دو سال میرسد اما همچنان هیچ ردی از قاتل یا قاتلان این مرد به دست نیامده است. پس از کشف این جسد بررسیهای میدانی نشان میداد جسد شب قبل با یک خودرو به آن محل منتقل شده و قاتل یا قاتلان حدود ۱۰ متر جسد را روی زمین کشیده بودند و آن را در کنار جاده رها کرده و رفتهاند. آثار لاستیکها باتوجه به شیارهایش نشان میداد متعلق به خودرویی مدل بالاست. بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که قتل ۸ تا ۱۲ ساعت قبل از کشف جسد رخ داده و احتمالاً عامل این جنایت فردی آشنا بوده است.
مأموران از روی کارت مغازه طلافروشی هویت جسد را شناسایی کردند. بررسیها نشان میداد مقتول از اقوام یکی از طلافروشهای معروف پایتخت است اما بعد از مرگ همسرش، طلا و جواهرات را از طلافروشیهای معروف پایتخت میخرید و به طلافروشیهای دیگر میفروخت و مدتی است که مغازه طلافروشی نداشته است. در ادامه تحقیقات راز ناپدید شدن کیف جواهرات و طلاهای مرد طلافروش برملا شد. دوستانش اعلام کردند که مرد طلافروش همیشه کیف دستی به همراه داشته که طلا و جواهراتی که خرید و فروش میکرد را داخل آن حمل میکرد.
اما از آنجا که این کیف همراه مقتول پیدا نشد و خودروی مدل بالای مقتول و تلفن همراه او نیز ناپدید شده این احتمال مطرح شد که از سوی عامل یا عاملان جنایت به سرقت رفته باشد. بدین ترتیب بازپرس مصطفی واحدی از شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت دستور بازبینی دوربینهای راهنمایی و رانندگی جاده را صادر کرد اما با گذشت ماهها از این ماجرا پرونده مرد جواهرفروش در حالی که قاتل شناسایی نشده بود با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شد.
سه: قتل هولناک راننده تاکسی بیسیم
۱۳ مردادماه سال ۹۹ مردی از محل تاکسی بیسیمی در یاسوج که در آن مشغول به کار بود برای رفتن به شیراز خارج شد اما دیگر به خانه بازنگشت.خانواده این مرد چند ساعت به دنبال سرنخی از وی بودند، اما هیچ ردی از او به دست نیامد تا این که به اداره پلیس مراجعه و از ناپدیدشدن این مرد خبر دادند. چندروز بعد از این ماجرا یک چوپان در نزدیکی دشت ارژن در فارس بود که سگ گلهاش شروع به سر و صدا کرد و به سمت چوپان جوان رفت.
چوپان به همراه سگ به جستوجو در محل پرداخت و در نهایت جسد سوختهای را دید. پس از اعلام به پلیس تحقیقات برای شناسایی جسدسوخته شده که یک مرد بود در پلیس آگاهی استان فارس ادامه داشت تا اینکه خانواده وی که به دنبال سرنخی از نامبرده بودند با مراجعه به اداره پلیس و با توجه به مدارک و شواهد پلیسی مشخص شدکه جسدسوخته متعلق به همان مردگم شده است.
در نهایت ماشین سوخته مقتول در کلانتری دشت ارژن پیدا و خانواده جهت شناسایی جسد سوخته به پزشکی قانونی مراجعه میکنند و طبق اطلاعات به دست آمده بعد از قتل جسد مرحوم را در درون خودرو به آتش کشیدهاند و هم اکنون دلایل و شناسایی این حادثه ناگوار توسط پلیس جنایی شیراز در دست بررسی است. با توجه به حساسیت موضوع پروندهای تشکیل شد و رسیدگی به آن در دستور کار قرار گرفت. در حالی که کم کم ماجرای قتل این راننده به دو سال میرسد اما تلاش برای دستگیری عامل قتل همچنان بینتیجه مانده است.
چهار: قتل گدای میلیونر
یکی دیگر از پروندههای جنجالی تهران مربوط به فروردین ماه سال گذشته و قتل گدای میلیونر در خانهاش است. از ماجرای قتل این مرد نیز یکسال میگذرد و تاکنون هیچ ردی از قاتل یا قاتلان به دست نیامده است. ظهر روز دوشنبه سیام فروردینماه مردی با ۱۱۰تماس گرفت و وقتی اپراتور پاسخ داد، گفت که از خانه همسایهشان بوی تعفنی به مشام میرسد. بعد از این تماس، ماجرا به مأموران کلانتری اعلام شد و مأموران پلیس به همراه آتشنشانان راهی محل زندگی پیرمرد تنها که خانه ویلایی قدیمی در مرکز تهران بود شدند.
با دستور قاضی، قفل در خانه ویلایی شکسته شد و مأموران قدم در خانه وی گذاشتند. با انجام جستوجو جسد متعفن مرد ۷۰ساله در زیرزمین خانهاش درحالی که دست و پایش با نخ پلاستیکی بسته و دور گردنش هم نخ پلاستیکی پیچیده شده بود، کشف شد. بهنظر میرسید که پیرمرد بهدلیل خفگی به قتل رسیده است.ماجرای این جنایت به قاضی حبیبالله صادقی بازپرس ویژه قتل اعلام شد. با انجام بررسیها مشخص شد که حدود ۱۰روز از مرگ پیرمرد میگذرد. از وضعیت جسد، معلوم بود که وی به قتل رسیده است. اما قفل در خانه وی سالم بود و حکایت از این داشت که جنایت از سوی یک آشنا صورت گرفته است.
تحقیقات نشان میداد که او هر روز صبح برای گدایی از خانهاش خارج میشد و شب با دست پر به خانه برمیگشت. همسایهها نیز تأیید کردند و گفتند که پیرمرد تنها، با تکدیگری امرار معاش میکرد.کارآگاهان در ادامه جستوجوهای خود یک دفترچه بانکی در خانه مقتول کشف کردند که نشان میداد سالها قبل مبلغ ۲۲۰میلیون تومان به یکی از حسابهای بانکیاش واریز کرده و دیگر پولی از آن حساب برداشت نکرده است. علاوه بر این با توجه به شواهد موجود و کشف فیشهای واریزی بانکی مشخص شد که مقتول مبالغ زیادی در حسابهای دیگرش جابهجا کرده اما هنوز با گذشت یکسال هیچ خبری از قاتلان او به دست نیامده است.
پنج: قتل راننده سرویس دانشگاه علوم پزشکی شیراز
عصر ششم مردادماه با اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر وقوع یک فقره قتل در محله معالی آباد شیراز، بلافاصله ماموران انتظامی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای بررسی موضوع به محل حادثه اعزام شدند. بعداز گزارش وقوع یک قتل در فرهنگ شهر، مأموران انتظامی و پلیس آگاهی به محل حادثه اعزام شدند.
مأموران با توجه به اظهارات اهالی محل و بر اساس بررسی های اولیه میدانی، مطلع شدندکه مقتول راننده سرویس دانشگاه علوم پزشکی شیراز بوده و توسط افرادناشناس به قتل رسیده است. ماموران به رازگشایی موضوع پرداختند اما هیچ سرنخی به دست نیاوردند در ادامه تحقیقات اینگونه به نظر میرسد که این جنایت با انگیزه سرقت بوده است. در حالی که بیش از ۹ ماه از این ماجرا میگذرد تحقیقات پلیس برای شناسایی و دستگیری قاتل یا قاتلان در حالی همچنان بینتیجه مانده است که بازهم ماموران بیکار ننشسته و مشغول بررسی زوایای مختلف آن هستند.
شش: قتل وحشتناک زن و شوهر در خانه ویلایی
در اواخر سال ۹۹ حادثه آتش سوزی منزل ویلایی در یکی از خیابانهای شیراز، آتش نشانی را به محل حادثه کشاند اما با اطفای شعلههای سرکش آتش که از چند نقطه منزل طبقه دوم زبانه میکشید ناگهان اجساد خونآلود زوج میانسال در میان دودهای غلیظ نمایان شد.قاضی به همراه کارآگاهان اداره جنایی آگاهی در جریان ماجرا قرار گرفتند. فرضیههای جنایی که زیر ذرهبین تخصصهای فنی قرار داشت به جایی رسید که مشخص شد قاتل بینام و نشان وارد خانه ویلایی شده و بعداز قتل زوج میانسال، منزل را به آتش کشیده است.
این حقیقت تلخ با اظهارنظر پزشکی قانونی که «قربانیان جنایت قبل از آتش سوزی با ضرباتی جان باختهاند» وارد مرحله جدیدی شد بنابراین ادامه تحقیقات میدانی دوباره به محل جنایت کشیده شد. بررسیهای دقیق بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت، با سرقت و همچنین انداختن دستبندهای پلاستیکی خونآلود در حیاط، تلاش کردهاند وقوع قتل را به سارقان ناشناس نسبت دهند و با آتش زدن ساختگی خانه ویلایی، آثار جرم را از بین ببرند.
بر اساس اظهارات اهالی محل، با توجه به صدای انفجار همسایهها در جریان این آتش سوزی قرار گرفته بودند و موضوع را به پلیس گزارش داده بودند. در ادامه تحقیقات مأموران سرنخهای دیگری به دست آوردند که حکایت از جنایت فجیع با انگیزه کینه قدیمی داشت.حال با گذشت یک سال و چند ماه از وقوع این ماجرا تکلیف این پرونده نیز همچنان مشخص نشده است.



