روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| افت جایگاه دلار بهعنوان ارزی جهانروا یکی از موضوعات محبوب رسانههای ایرانی است. دلیل این محبوبیت هم تقریبا مشخص است: آمریکا طی سالهای اخیر و بهخصوص در دوران ریاست جمهوری آقای ترامپ از جایگاه بیبدیل دلار در اقتصاد جهان استفاده کرد تا شدیدترین فشار ممکن را به اقتصاد ایران بیاورد. در نتیجه جای تعجبی نیست که بسیاری در تهران با اشتیاق اخبار و تحلیلهای مربوط به تزلزل جایگاه دلار بهعنوان ارز مسلط در اقتصاد جهان را دنبال کنند.
با این حال باید نسبت به این ذوق و شوق تا حد زیادی محتاط بود. نخست اینکه مشخص نیست که دلار از تخت فرمانروایی نظام مالی جهان پایین کشیده شود. زمانی صادرکنندگان مکزیکی حاضر نبودند که از مشتریان آمریکایی خود دلار دریافت کنند و در نتیجه آمریکاییها مجبور بودند صورتحساب واردات از مکزیک را با پوند انگلستان تسویه کنند. حالا شرایط کاملا تغییر کرده و دلار آمریکا حتی در تجارت میان کشورهای قارههای دیگر هم بهکار گرفته میشود. اما تضمینی نیست که آنچه بر پوند انگلستان گذشت، بر دلار آمریکا هم بگذرد.
مشخص نیست که دو نامزد اصلی جایگزینی دلار بهعنوان ارز جهانروا یعنی یورو و یوآن توانایی به چالش کشیدن دلار را داشته باشند. در واقع حتی مشخص نیست که چینیها علاقهای به این کار داشته باشند. پل کروگمن، برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۸، درباره این پرسش که آیا دلار جایگاهش بهعنوان ارز جهانروا را از دست خواهد داد، میگوید: «این پرسشی است که بسیاری در تمام دوران حرفهای من مطرح میکردند. من خودم نخستین مقالهام درباره این موضوع را در سال ۱۹۸۰ منتشر کردم.»
اما حتی اگر تصور کنیم که جایگاه فعلی دلار بالاخره از دست خواهد رفت، اصلا مشخص نیست که این اتفاق چه زمانی روی خواهد داد. اگر برخی سیاستگذاران یا کارشناسان برای چنین رویدادی خیلی عجله دارند، احتمالا ناامید خواهند شد. تصور اینکه اعتماد بازار به دلار ناگهان فرو بریزد و سرمایهگذاران سراسیمه بهدنبال فروش اوراق قرضه خزانهداری آمریکا باشند، کمی سادهانگارانه است. هنوز هم دلار (حتی در دوران بحران اقتصادی) یکی از امنترین سرمایهها محسوب میشود.
اما پرسش اساسیتر این است که همه این مباحث درباره جایگاه دلار در اقتصاد ایران چه کاربردی برای سیاستگذاران ایرانی خواهد داشت؟ تکلیف ایران چه دلار جایگاهش را حفظ کند چه نکند تقریبا مشخص است. ایرانیها فعلا و با در نظر گرفتن تحریمها چارهای جز تلاش برای توافقات تجاری دوجانبه ندارند. زمانیکه تحریمها برطرف شود، بازرگانان راهکاری را انتخاب خواهند کرد که هزینه کمتری داشته باشد.
اقتصاد ایران عملا تاثیر خاصی در به چالش کشیدن جایگاه دلار ندارد؛ یعنی نه میتواند این جایگاه را تهدید کند و نه میتواند سرعت افول دلار را شدت ببخشد. در چنین شرایطی، چه دلیلی دارد که سیاستگذاران ایرانی خودشان را سرگرم پرسشی کنند که عملا تاثیری در آن ندارند. آیا از بین رفتن جایگاه فعلی دلار در شرایط فعلی برای اقتصاد ایران سودمند خواهد بود؟ احتمالا بله. آیا ایران میتواند برای تضعیف جایگاه دلار در اقتصاد جهان کار خاصی انجام دهد؟ خیر.
در واقع با توجه به اینکه تضمینی برای افول دلار نیست و حتی در صورت وقوع هم بعید است که در کوتاهمدت شاهد آن باشیم و اینکه اقتصاد ایران نقش خاصی در به چالش کشیدن جایگاه دلار ندارد، بهنظر میرسد که توجه بیش از حد به افول احتمالی جایگاه دلار فایده چندانی برای اقتصاد ایران ندارد.



