روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | یک ماه از آغاز سال ۱۴۰۱ میگذرد و به طرز عجیب و غریبی پرونده قتلهای فجیع خانوادگی توی ذوق میزند. از قتلهایی که در تعطیلات ایام نوروز آغاز شد و حالا تا همین دو روز پیش که مردی زن و دخترش را در محله لویزان به قتل رساند. در این پرونده، گزارش قتلهای خانوادگی که فقط فروردین امسال رخ داده است، بررسی میکنیم. قتل فرزند، پدر، مادر و همسر که واقعا تعدادشان جای تعجب دارد!
قتل همسر و دختر در محله لویزان
بامداد سهشنبه ۳۰ فروردین ماه، قتل یک زن و دختر در محله لویزان تهران گزارش شد. ماموران پس از ورود به آپارتمان با اجساد مادر و دختری مواجه شدند که در سالن پذیرایی افتاده بودند. کنار اجساد، پدر خانواده که حالت عادی نداشت با دست و پای خونآلود نشسته و به آنها خیره شده بود. هنوز بهدرستی مشخص نبود ماجرا از چه قرار است و تیم جنایی در ادامه دریافت که مقتولان مادر ۴۷ساله و دختر ۱۵ساله خانواده هستند که آثار کبودی روی گردنشان نشان میداد آنها بر اثر خفگی جانشان را از دست دادهاند.
صحنه قتل نشان میداد که عامل این دو جنایت کسی جز پدر خانواده نیست که در همان ابتدا بازداشت شد. در محل جنایت خواهر قاتل نیز حضور داشت و وحشتزده بود. او کسی بود که پلیس را از این جنایت هولناک باخبر کرده بود. او گفت: چند ساعت پیش پسر ۷ساله برادرم به من زنگ زد و گفت که حال پدرش خوب نیست. او ادامه داد که پدرش زخمی شده و مادر و خواهرش نیز خوابیدهاند. بعد از من خواست تا خودم را به خانهشان برسانم. او ادامه داد: پس از این تماس، با برادرم تماس گرفتم که متوجه شدم حالت نرمالی ندارد.
او از من خواست به خانهاش بروم و پسرش را با خودم به خانهام ببرم تا چند روزی پیش من باشد. تماس مرموز برادرزادهام و حرفهای عجیب برادرم وحشت به جانم انداخت. من که بهشدت نگران شده بودم، خودم را به خانه برادرم رساندم و با صحنه هولناکی مواجه شدم. آنطور که متوجه شدم برادرم، همسر و دخترش را به قتل رسانده و اقدام بهخودزنی کرده بود. مرد ۵۷ساله به دستها و پاهایش آسیب رسانده و خودش را زخمی کرده بود.
او که بهنظر میرسید شرایط روحی مناسبی ندارد، سکوت کرده بود و حرفی نمیزند. ماموران در ادامه به سراغ پسر ۷ساله خانواده رفتند. کسی که ظاهرا شاهد جنایت پدرش بوده است. او در شوک بود و تنها چند جمله به ماموران پلیس گفت: «من صبح به مدرسه رفتم و وقتی به خانه برگشتم فکر کردم مادر و خواهرم داخل پذیرایی خوابیدهاند. بعد پدرم خودش را زخمی کرد. من ترسیده بودم و چندین ساعت همانجا نشسته بودم. تا اینکه پدرم از من خواست به عمهام زنگ بزنم و از او بخواهم بهدنبال من بیاید و مرا با خودش به خانهاش ببرد.»
شواهد حکایت از این داشت که مرد میانسال که بازنشسته بود، پس از قتل همسر و دخترش اقدام بهخودزنی کرده است. بهگفته تیم پزشکی قانونی حدود ۲۴ تا ۴۸ساعت از جنایت میگذشت و در همه این مدت پسربچه ۷ساله در خانه و کنار اجساد مادر و خواهرش بوده است. در ادامه تحقیقات، سرانجام عامل جنایت به حرف آمد و چند جمله به تیم جنایی گفت. او توضیح داد: من، همسر و دخترم را به قتل رساندم.
وی ادامه داد: مدتی بود با همسرم دچار اختلاف شده بودم. او پشتسر من حرف میزد و بدگویی میکرد تا اینکه چند روز قبل متوجه شدم همسر و دخترم برایم پاپوش درست کردهاند. از دست آنها بهشدت عصبانی شدم و تصمیم گرفتم آنها را تنبیه کنم. اصلا نمیدانم چه شد که آنها را خفه کردم و جانشان را گرفتم. پس از این حادثه اقدام به خودزنی کردم تا به زندگی خودم پایان بدهم.
فرزندکشی در شیراز
در ۱۶ فروردین امسال یک پسر جوان توسط پدرش با گلوله اسلحه ساچمهزنی بهطرز هولناکی به قتل رسید. مردی که میگوید از دست پسرش خسته شده و به همین دلیل خون بهپا کرده است. مرد حدودا ۵۰ ساله پسرش را هدف گلوله قرار داده و او را به قتل میرساند.
این پدر از مدتها قبل با فرزندش اختلاف داشته، از اینرو پس از درگیری با او مرتکب قتل شده است.
با بررسی دقیق موضوع و محرز بودن ارتکاب جنایت از سوی پدر خانواده دستور بازداشت وی به اتهام قتل پسرش صادر شد. متهم در بازجوییهای اولیه به قتل پسرش اعتراف کرد و در خصوص علت و انگیزه جنایت گفت: پسرم از سالیان سال به ماده مخدر شیشه اعتیاد شدید داشت، به همین دلیل مدام برای من و اعضای خانواده مزاحمت ایجاد میکرد و باعث آزارمان شده بود.
چندینبار سعی کردم که کمکش کنم تا ترک کند اما فایدهای نداشت. چندی قبل خانه را ترک کرد اما دوباره برگشت. بامداد در حالیکه همه خواب بودیم شروع به فریاد کرد، از دستش خسته شده بودم. از او خواستم ساکت شود اما توجه نکرد و به فحاشی خود ادامه داد. من هم کنترل خود را از دست داده و اسلحه ساچمهزنی را برداشتم و او را کشتم. تحقیقات از این مرد برای بررسی دقیق موضوع در حالی ادامه دارد که وی در بازداشت است.
قتل دو عضو خانواده توسط داماد در گناوه
دو نفر از اعضای یک خانواده به دست دامادشان به قتل رسیدند. این فرد بعد از قتل همسرش و مادر او، خواهرزنش را نیز مجروح کرد و در حالیکه قصد فرار از دست پلیس را داشت، در درگیری مسلحانه کشته شد. بامداد دوشنبه ۱۵ فروردینماه، مشاجره لفظی و اختلاف خانوادگی منجر به تیراندازی در یک خانواده در شهرستان گناوه اعلام شد و بلافاصله تیمهای ویژه برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند.
در همان دقایق اولیه مشخص شد که داماد خانواده به علت اختلافات خانوادگی با اسلحه به سمت همسر ۱۶ ساله خود شلیک و او را کشته و پس از آن سراغ مادرهمسرش رفته و گلولههایی نیز به او شلیک کرده است و در نهایت چند گلوله نیز به خواهرهمسرش شلیک کرده اما او توانسته نجات پیدا کند. پس از اعلام این گزارش کارآگاهان برای دستگیری قاتل وارد عمل شده و طرح مهار را اجرا کردند اما متهم حاضر به تسلیم نشد و در نهایت در درگیری با پلیس کشته شد. بدینترتیب پرونده بامداد خونین در گناوه با مرگ قاتل بسته شد.
جنایت خانوادگی عجیب در رضوانشهر
داماد خانواده، همسر و برادرهمسرش را کُشت؛ گوش مادرزنش را هم برید. این پرونده جنایی که کمی عجیب و غریب است مربوط به شهرستان رضوانشهر است. ۱۵ فروردینماه در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر یک مورد درگیری خانوادگی منجر به قتل در یکی از روستاهای شهرستان رضوانشهر، ماموران انتظامی به محل مورد نظر اعزام شدند.
با حضور پلیس در محل فاش شد، داماد خانواده ابتدا با ضربات سلاح سرد همسر و سپس بهوسیله اسلحه شکاری برادر همسرش را به قتل رسانده و مادر همسرش را مجروح کرده و گریخته است. پروندهای در خصوص این جنایت خانوادگی تشکیل و تحقیقات برای دستگیری عامل جنایت آغاز شد تا اینکه در حالیکه کمتر از ۸ ساعت از این ماجرا می گذشت، متهم به قتل شناسایی و ماموران برای دستگیری وی وارد عمل شدند. در عملیات دستگیری وی مجروح و هماکنون تحت مداواست.بر اساس تحقیقات اولیه علت این درگیری اختلافات شدید خانوادگی بوده است.
قتل پدر با ۴۰ ضربه چاقو
پسری در برج جامجم تهران پدر روانپزشکاش را به قتل رساند. این پسر که گویی دل پری از پدرش داشته با چاقو به جانش افتاده و با ۴٠ ضربه او را کشته است. ماجرا از این قرار است که صبح چهاردهم فروردینماه جنایتی هولناک در برج جام جم اتوبان همت به پلیس گزارش شد. باحضور ماموران کلانتری در آپارتمان شماره ۱۰۰، آنها با جسد غرق خون مرد میانسالی روبهرو شدند. با اعلام موضوع به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تیم جنایی در محل حاضر شد.
بررسی اولیه نشان میداد مرد میانسال به علت اصابت ۴٠ ضربه چاقو جانش را از دست داده است. در ادامه کارآگاهان به تحقیق از پسر جوان پرداختند و او با اعتراف به قتل پدرش، گفت: پدرم روانپزشک است و در مطب و بیمارستان مشغول بود. او چندی قبل از مادرم جدا شد و در این آپارتمان بهتنهایی زندگی میکرد. پدرم برای من هم در همین برج یک واحد آپارتمان گرفته بود که من چند طبقه پایینتر زندگی میکنم. من و پدرم رابطه خوبی نداریم و من به بیماری روحی و روانی مبتلا هستم. چند روز قبل دوباره با پدرم دعوایم شد و این دعوا و جرو بحث ادامه داشت تا اینکه امروز بازهم با هم درگیر شدیم. عصبانی شدم و کنترلی روی اعصابم نداشتم و با چاقو پدرم را کشتم و بعد هم دستگیر شدم.
قتل دختر توسط پدر در زریندشت
مدتها بود که زینب به دلیل اختلافاتی که با همسرش داشته، از او جدا شده بود. به همین دلیل وی به خانه پدرش بازمیگردد و آنجا زندگی میکند تا اینکه در فروردین ماه پس از درگیری با پدرش به قتل میرسد. در هفتم فروردینماه زنی میانسال با پلیس تماس گرفت و از قتل دختر ٢٠سالهاش به دست پدرش خبر داد. ماموران به سرعت خود را به محل حادثه که خانهای در روستای دهنو زریندشت بود، رساندند و با جسد دختر جوانی مواجه شدند که سرش به دلیل اصابت جسمی سخت متلاشی شده بود.
مادر خانواده آشفته و پریشان درباره حادثه رخ داده به ماموران گفت: دخترم بهنام زینب چند مدت قبل از همسرش جدا شد و به خانه ما آمد. مدتی قبل مردی به خواستگاری او آمد و همسرم با این وصلت موافق بود اما دخترم راضی نمیشد. همین موضوع باعث اختلاف آنها شد. وقتی آخرینبار درگیری میان شوهر و دخترم بالا گرفت، همسرم او را با میله آهنی کشت و از خانه بیرون رفت. جسد دختر جوان با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل و تلاش برای ردیابی پدری که دخترش را به قتل رسانده بود، آغاز شد.
هنوز چند ساعتی از قتل دختر جوان نگذشته بود که مرد میانسال بازداشت شد. وی دلیل قتل دخترش را چنین شرح داد: دخترم حدود چند مدت قبل از همسرش جدا شد. او با رفتارهایش ما را اذیت میکرد. مدتی قبل مرد جوانی که موقعیت خوبی هم داشت به خواستگاریاش آمد اما او با این وصلت مخالف بود. چند بار از او خواستم که به آن جوان پاسخ مثبت بدهد اما توجهی نکرد. شب حادثه سر همین موضوع درگیر شدیم. به اتاقش رفت و زمانی که برگشت قصد خروج از خانه را داشت، از او خواستم به اتاقش برگردد اما توجه نکرد، من هم عصبانی شدم و زمانی که میخواست از در حیاط خارج شود، میله آهنی را به سرش زدم.



