روزنامه هفت صبح | ماجرا به شب چهارشنبه‌ای در مرداد سال ۹۸ بازمی‌گردد. وقتی قهوه‌چی معروف دربند، با چاقو سینه عمو رشید را شکافت! این پیرمرد ۶۰ ساله وقتی در جریان درگیری با شریک‌اش او را به قتل می‌رساند خودش را تسلیم ماموران می‌کند. قهوه‌خانه عمو یحیی پاتوق سلبریتی‌های زیادی بوده است.

در نهایت او به جرم قتل شریکش سال ۹۹ به قصاص محکوم شد و خانواده مقتول در جلسه صلح و سازش قبول کردند به شرط دریافت وجه‌المصالحه با بزرگواری از خون عزیزشان گذشت کنند. اگر وجه‌المصالحه مورد نظر اولیای دم تامین نشود، حکم قصاص اجرا می‌شود و عمو یحیی برای تامین این مبلغ تنها دو روز فرصت دارد و بعد از آن حکم به مرحله اجرا در می‌آید.

ماجرای قتل
پیرمرد ۶۰ساله درباره علت این حادثه به ماموران گفته بود: ما سال‌های زیادی با هم شریک بودیم؛ بیش از ۳۰ سال بود قهوه‌خانه را با هم اداره می‌کردیم. مدتی بود که با شریکم اختلاف داشتم و قرار بود سهمش را به من واگذار کند و همه‌چیز تمام شود؛ اما این کار را نمی‌کرد و مدام با هم درگیر بودیم.

تا اینکه روز حادثه به مغازه آمد، آنجا جروبحث کردیم، من هم نتوانستم عصبانیت خودم را کنترل کنم و یک ضربه چاقو به او زدم. چاقویی که در دست داشتم، وسیله کارم بود و من با آن برای مشتریان غذا درست می‌کردم. بعد از اینکه ضربه را زدم، آن‌قدر ناراحت و پشیمان شدم که اصلا نمی‌دانستم دقیقا باید چه کنم. بلافاصله با کمک کارگرها و مردم دوستم را به بیمارستان رساندیم و بعد خودم با پلیس تماس گرفتم و در قهوه‌خانه منتظر نشستم تا دستگیرم کنند.

من و مقتول دوستان بسیار صمیمی بودیم و بچه‌هایمان را با هم بزرگ کرده بودیم. او همچنین در دادگاه گفت: قهوه‌خانه به‌دلیل حضور سلبریتی‌ها خیلی معروف شده بود و مشتری زیاد داشت و من درآمد خوبی داشتم؛ شریکم گفته بود خسته شده و می‌خواهد سرقفلی مغازه را به من بدهد، ما توافق کرده بودیم اما وقتی به عمل رسید، دوستم حرفش را پس گرفت و گفت این کار را نمی‌کند.متهم گفت: روز حادثه وقتی به مغازه آمد، به او گفتم بیا این درگیری را تمامش کنیم.

من می‌خواهم کارم را گسترش بدهم. سرقفلی را همان‌طور که گفتی به من بده و تمامش کن. قبول نکرد و گفت از حرفش پشیمان شده است و سرقفلی را نمی‌دهد؛ سر این موضوع با هم جروبحث کردیم و من در یک لحظه آن‌قدر عصبانی شدم که کنترل خودم را از دست دادم. یک ضربه چاقو هم بیشتر به او نزدم.

متهم در ادامه گفت: همان یک ضربه کار را تمام کرد. من از زن و فرزند دوستم شرمنده هستم و از اینکه این اتفاق افتاد به اندازه تمام عمرم پشیمان هستم. بچه‌های خودم آواره شدند و همه شهرتی که با جذب سلبریتی‌ها در آن قهوه‌خانه به دست آورده بودم از دست دادم. همه آنها می‌دانند من آدم آبروداری هستم و حلال و حرام می‌دانم.

یک لقمه نان حرام سر سفره زن و بچه‌ام نگذاشته‌ام، یک لحظه ازدست‌دادن کنترل اعصابم، من را به اینجا رساند. حالا هم هرچه اولیای دم می‌گویند، قبول دارم فقط درخواست دارم من را از ته دل ببخشند. بچه‌های مقتول به من عمو یحیی می‌گفتند، اصلا همه اهالی با زبان این بچه‌ها به من عمو یحیی می‌گفتند و من خیلی پشیمان هستم.

حالا اگر باقیمانده وجه‌المصالحه تامین شود این مرد که از عمل خود نادم و پشیمان است و سه سال را در زندان گذرانده از چوبه دار با بزرگواری خانواده مقتول رها می‌شود. با تلاش های متهم و کمک‌های نیکوکاران مقدار زیادی از وجه المصالحه تامین شده اما ۱۰۰ میلیون تومان از این مبلغ هنوز باقی مانده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.