روزنامه هفت صبح | نیمه اسفند ماه، دلار به کمترین میزان قیمت خود از مرداد ۱۴۰۰ به بعد رسید. در آن روزها، قیمت در بازار به ۲۵ هزار و ۴۰۰ تومان رسیده بود. فرآیند کاهش قیمت دلار از آذر ماه آغاز شده بود یعنی تقریبا از زمان آغاز مذاکرات هستهای در دولت جدید اما چرا این وضعیت ادامه پیدا نکرد و دلار از ۱۵ اسفند به این سو، گران و گرانتر شد و حالا به مرز ۲۸ هزار تومان رسیده است؟
گرانی، محصول کمبود در بازار است. این یکی از بنیادیترین قاعدههای اقتصادی است. پس گرانی دلار در اسفند ماه محصول کمبود ارز در بازار یا انتظار برای کمبود در آینده است. اما بازار چطور به چنین نتیجهای رسید؟ چه شد که بازار احساس کرد دلار کم است یا قرار است در آینده کمتر شود؟ از نیمه اسفند ماه چه اتفاقی در بازار افتاد؟ ماجرا مربوط به سه شهر جهان است.
یک: وین| این عامل را همه میدانیم. مذاکره در وین داشت تمام میشد که یک مثلث روسی، آمریکایی و ایرانی جلوی توافق را گرفت. روسیه میخواست امتیازی در میانه ماجرای اوکراین بگیرد و موفق شد از آمریکا تضمین کتبی بگیرد که تحریمهای اوکراین ارتباطی به ماجراهای هستهای روسیه و ایران ازجمله فروش اورانیوم اضافی یا نیروگاه بوشهر پیدا نخواهد کرد. ایران و آمریکا اما بر سر قرار داده شدن نام سپاه در فهرست تروریستی با یکدیگر اختلاف دارند.
ایران میگوید این کار که توسط ترامپ انجام شد باید ملغی شود و آمریکا دست کم در مورد نیروی قدس چنین چیزی را نمیپذیرد. ایران البته معتقد است که اختلاف فراتر از ماجرای سپاه است و مسایلی مثل تضمین عدم خروج مجدد از برجام و یا راستی آزمایی رفع تحریمها را نیز در برمیگیرد ولی روایت غیررسمی متمرکز بر موضوع سپاه است.
دو: دوبی| ماجرای دوبی کمی پیچیدهتر است و احتمالا افراد کمی از آن باخبر باشند. امارات متحده تقریبا از نیمه اسفند ماه (۵ مارس) وارد فهرست خاکستری FATF شد. FATF یک سازوکار بینالمللی برای اطمینان از آن است که از سیستمهای مالی برای تامین مالی تروریسم استفاده نشود. میدانید که ما هنوز کنوانسیونهای لازم برای پیوستن کامل به این سازوکارها را قبول نکردیم و در کشور روی آن دعوا داریم. اما ماجرای امارات چیست؟
مسئله FATF با امارات، عمدتا مربوط به حجم پول نقدی است که در اقتصاد این کشور و به طور مشخص دوبی وجود دارد و در گردش است. شما اگر بخواهید طبق سازوکارهای بینالمللی رفتار کنید باید حجم این پول نقد را نزدیک به صفر کنید تا همه تراکنشها به صورت الکترونیکی قابل رهگیری باشد ولی دوبی، دست کم تا قبل از ورود به منطقه خاکستری FATF چنین رویکردی نداشت و استفاده از پول نقد در آن رایج بود.
این وضعیت برای ما ایرانیها، که از سیستم مالی بینالمللی دور بودیم، یک امتیاز به حساب میآمد. چرا؟ چون تاجر ما میتوانست با ارتباطی که میان صرافیهای ایران و امارات است، با دور زدن تحریمها اقدام به تبادل پول کند. مثلا تاجر حدود دو میلیون درهم در دوبی داشت (حاصل صادرات کالا) و حالا میخواست این پول وارد ایران شود.
او به صرافی A مراجعه میکرد و این پول را در اختیار این صرافی میگذاشت و صرافی A با ارتباطی که با صرافی B در تهران داشت در ایران معادل ریالی آن را (حدود ۱۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون به قیمت امروز) در اختیار او میگذاشت. ممکن است این سوال برایتان مطرح شود که صرافی A با دو میلیون درهم به صورت نقدی چه میکرد؟ در آن کشور سازوکار لازم برای پذیرش این پول در نظام اقتصادی فراهم بود و او میتوانست با این پول خانه یا ماشین بخرد و در نهایت آن را به حساب خود واریز کند.
حساسیت FATF نیز دقیقا روی همین مسئله بود و با توجه به اینکه بانکهای امارات با بانکهای آمریکایی کار میکنند و باید قواعد آنها را برای ادامه همکاری رعایت کنند، واحدهای تطابق با قوانین یا Compliance بانکهای آمریکایی دیگر، روی جریان پول نقد خروجی از بانکها نظارت کردند و این راه را بستند. نتیجه چه شد؟ قیمت درهم امارات در بازار، از نیمه اسفند تاکنون ۹٫۳۹ درصد رشد داشته است!
سه: هرات| ماجرای افغانستان کمی جدیدتر است. در کابل یک مرکز تبادل ارزی داریم به نام سرای شهزاده که بسیاری از نیازهای ایران در آنجا تامین میشود حتی بعد از کنار رفتن دولت پیشین افغانستان. از سوی دیگر نرخی در بازار ارز ایران داریم به نام دلار هرات که نشان میدهد در شرایط تحریمی این مرکز نیز به یک لنگرگاه ارزی تبدیل شده است.
انفجار در سرای شهزاده کابل در ۱۴ فروردین، ماجراهای مهاجرین افغان و ازجمله مشهد در ۱۶ فروردین و تجمع روبهروی کنسولگری ایران در هرات و سفارت ایران در کابل در اواخر هفته گذشته، به قدری رابطه ایران و افغانستان را در خراب کرده و باعث دلخوری شده که برخی با اغراق معتقدند دیگر نرخی به نام نرخ دلار هرات در بازار وجود ندارد. با این حال نگاهی به شاخصهای بازار نشان میدهد که نرخ دلار هرات در بازار وجود دارد ولی با وجود اینکه نرخ دلار هرات در بازار از دلار تهران کمتر است (دلار تهران دیروز حوالی ۲۸ هزار و دلار هرات ۲۷ هزار تومان بود)
اما میزان افزایش قیمت دلار هرات نسبت به دلار تهران بیشتر بوده است به نوعی که دلار هرات در یک ماه گذشته یعنی از شب عید به این سو، ۲ هزار تومان گران شده و دلار تهران ۱۵۰۰ تومان. در این شرایط است که امید دولت برای کنترل بازار ارز به سمت دلارهای بلوکه شده میرود. دلارهایی که پیش پیش خبر آزادسازی ۷ میلیارد دلار آن را اعلام کردند اما هنوز مشخص نیست که این آزادسازی چه زمانی اتفاق میافتد.
البته دیروز گفته شد که یک هیات قطری (و عمانی) هفته گذشته برای تبادل زندانی و این هفت میلیارد دلار به ایران آمده و قرار است تا هفته آینده بخشی از ارز در چین و کره و ژاپن به حساب بانک مرکزی واریز شود اما شاید هم ماجرا اینقدر قطعی نباشد. چرا؟ چون همین دیروز کیهان، با اوقات تلخی پیشنهاد داده بود برای گرفتن ارزمان از کره جنوبی، تنگه هرمز را روی آنها ببندیم. به هر حال کمی صبر کنید. از وین و هرات و دوبی که آبی گرم نشده، شاید از مسقط و دوحه بشود.



