روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | دیروز پنج بانک بزرگ فهرست بلندبالایی از ابربدهکارانشان منتشر کردند که در آن نکتههای جالبی دیده میشود. قبلا یک فهرست دستنویس از اسامی ابربدهکاران بانکی دیده بودیم، فهرستی که گفته میشود بین دو نفر از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری جابهجا شده اما هیچوقت محتوای آن رسما تایید نگردید و هویت اسامی هم روشن نشد اما اواخر آبان ماه سال گذشته وزیر امور اقتصادی و دارایی در توئیتی از بانک مرکزی خواست بانکها هر سه ماه یکبار اسامی بدهکاران بزرگشان را منتشر کنند.
احسان خاندوزی همان موقع بانکها و مؤسسات اعتباری را مکلف کرد برای اطلاع عموم مشخصات تسهیلاتگیرنده، توجیه بانک برای تخصیص منابع، مبلغ تسهیلات، میزان پرداخت، مانده بدهی، نرخ سود و نوع تضامین را اعلام کنند. بنابراین اعلام شد که پروژه شفافیت وزارت اقتصاد در دوفاز اعلام اسامی بدهکاران بزرگ و اعلام جزئیات پرداخت تسهیلات بانکها شروع شده و حالا بخشی از آن عملی گردیده و فهرست ابربدهکاران بانکهای ملی، کشاورزی، مسکن، سپه و پستبانک منتشر شده است.
نکته اول اینکه در فهرستهای منتشر شده هیچ وحدت رویهای وجود ندارد و انگار عمدی برای غیرقابل مقایسه بودن عملکرد بانکها در این مورد وجود داشته، مثلا در فهرست بانک ملی اصلا عدد و رقم نمیبینیم؛ بانکی که یکی از بزرگترینهاست و طبیعتا بدهکارانش هم باید رقمهای درشتی گرفته باشند. ضمن اینکه در توضیحات جدولی که بانک ملی منتشر کرده، آمده «برخی از بدهکاران مشکوکالوصول» یعنی نمیدانیم که این تعداد براساس چه الگویی انتخاب شدهاند، آیا بزرگترین بدهکاران بودهاند یا آمدن اسمشان در این فهرست دلیل دیگری داشته.
همین موضوع در مورد فهرست بدهکاران بانک مسکن هم صدق میکند، فهرست بسیار جمع و جوری که فقط ۹ اسم حقوقی در آن دیده میشود و نه خبری از ملاک انتخاب آنهاست و نه میزان بدهی و نه اسامی واقعی مالکان آنها معلوم است. فهرست بانک مسکن این شک را به ذهن میآورد که ملاک انتخاب بدهکاران بانکی برای ورود به این فهرست همراه با اغماض و چشمپوشی زیادی صورت گرفته.
در جدول پست بانک هم غیر از اینکه کل ابربدهکاران ۴ نفر اعلام شدهاند (که شاید با توجه به کوچکی این بانک خیلی هم دور از ذهن نباشد)، دقیقا معلوم نیست عددها بر چه اساسی نوشته شدهاند، ریال؟ تومان؟ میلیون ریال یا میلیون تومان؟ مثلا نمیفهمیم شرکت طلیعهداران فاتک که آقای حسین اروانی به نمایندگی از آن وام گرفته و در ستون باقیمانده بدهیاش رقم ۳۰۲٫۸۵۹٫۶۴۸٫۴۲۰ نوشته شده، نزدیک ۳۰۳ میلیارد تومان بدهکار است یا ۳۰ میلیارد تومان؟
بانک تجارت هم اگرچه شفافیت به خرج داده و حتی کدملی بدهکاران را منتشر کرده اما در فهرست آن خبری از عدد و رقم بدهیها نیست اما انصافا بانک کشاورزی بیشترین شفافیت را در انتشار فهرست داشته. در توضیح فهرست بانک کشاورزی به روشنی آمده که کدام بدهکاران در فهرست هستند، یعنی بالای صد میلیارد تومانیها.
نکته جالب دیگر به بزرگی رقمها مربوط است. البته وقتی صحبت از «ابربدهکار» میشود انتظار نداریم که عددهایی که در فهرستها میبینیم همخوانی با فضای ذهنی ما داشته باشند یا برایمان قابل هضم باشند، اما با همین پیشفرض هم شاهد رقمهای بسیار سنگینی هستیم؛
مثلا در صدر فهرست ابربدهکاران بانک کشاورزی صنایع فیلم و کاغذ آریا را میبینیم که بیشتر از ۵۰۰ میلیارد تومان به این بانک بدهی غیرجاری دارد. غیرجاری هم که یعنی معوق و مشکوکالصول. تعداد اینها اصلا کم نیست مثلا شرکت فرآوری ماهی قشم ۳۰۰ میلیارد تومان بدهکار است و دقیقا معلوم نیست با چنین تسهیلاتی میخواسته چقدر ماهی و با چه هدفی فرآوری کند که ناموفق بوده و نتوانسته بدهیهای بانک را بپردازد.
دیگر اینکه وقتی فهرست بدهکاران بانکها را مرور میکنیم، میبینیم که نهتنها اسامی تکراری زیادند بلکه اسامی مختلف به نمایندگی از شرکتهای تکراری هم خیلی زیاد هستند. این موضوع مخصوصا در فهرست بانک ملی به روشنی قابل مشاهده است؛ مثلا ما میبینیم که فرد یا افرادی با نامخانوادگی حاجیمیری به نمایندگی از چهار شرکت و شخصیت حقوقی تسهیلات گرفتهاند که فعالیت سه تا از آنها در حوزه نخ بوده و یکی در حوزه خودرو که بهنظر شرکت لیزینگی میرسد
یعنی گویا خانواده حاجیمیری یا خود شخصی بهنام حاجیمیری که در حوزه نخ فعالیت میکرده و یا ثبت سه شرکت مجزا رقمهای چند ده میلیاردی تسهیلات گرفته و پس نداده با خودش گفته که حالا وام گرفتن اینقدر راحت است و فعالیت اقتصادی ما هم موفق محسوب میشود، پس یک شرکت لیزینگ خودرو هم راه بیندازم و یک وام میلیادی دیگر هم بگیرم و …! گروه اقتصادی «آبدارها» هم حضور عجیبی در فهرست بانک ملی دارد و زیرمجموعههای این هلدینگ بیشتر از صد ردیف بدهی کلان به بانک ملی دارند
و اینطور به نظر میرسد که این هلدینگ بهجای جذب سرمایه در دریافت وام و پس ندادن آن تخصص داشته است. آقای محمد کرداحمدی هم وضعیت مشابهی دارد. نکته نهچندان مهم هم اینکه در بین اسامی حقیقی که در فهرستها دیده میشوند فقط اسم سه زن بهچشم میخورد که دوتا از آنها جزو ابربدهکاران بانک ملی هستند و دیگری چند ده میلیارد به پست بانک بدهکار است.
بدهی بد نیست، پس ندادن بد است
سیدبهاءالدین حسینیهاشمی، مدیرعامل اسبق بانک صادرات در جواب اینکه چرا نظام بانکی ما ابربدهکار تولید میکند، میگوید که «اصولا بدهکاریهای بزرگ به بانک بد نیست، چرا که در دنیا بدهکاریهای بزرگ وجود دارند که بهمعنایی که ما فکر میکنیم بد نیستند، بد آن است که در آن بدهکاری، فساد یا تقلبی نهفته باشد، در غیر این صورت هیچ اشکالی بر بدهکاریهای بزرگی که تسویه میشود وجود ندارد.
بر فرض مثال شرکتی مثل ایرانخودرو یا شرکتهای پتروشیمی، چون مشتریان بزرگ و ابرقدرت هستند، مشتریان و واحدهای بزرگی هستند که میزان تسهیلاتی که از بانک میگیرند و بدهی که به بانکها دارند قطعا با شرکتی که پنجاه کارمند دارد و از بانک تسهیلات میگیرد، متفاوت است. تسهیلاتی که به بنگاههای اقتصادی کوچک داده میشود کفاف بنگاههای اقتصادی بزرگ را نمیدهد، لذا شرط مهم برای بد نبودن ابربدهکاران بانکی، رعایت اصول و استانداردهای بانکی و نظارت کافی بر این پروسه است تا به فساد مالی و بانکی تبدیل نشود
در غیر این صورت داشتن مشتریان بزرگ با بدهیهای بزرگ برای نظام بانکی اشکالی ایجاد نمیکند، اشکال زمانی بهوجود میآید که هدف از اخذ تسهیلات بانکی، سوءاستفاده و عدم مصرف وام اخذ شده در محل خود باشد که متاسفانه این وضعیت به دلیل شفاف نبودن عملکردها، کمبود نظارت و ضعیف بودن ضمانتها بسیار دیده میشود.»
جالب اینکه همزمان با انتشار این فهرستها در شبکههای اجتماعی حرفهای مسئولان دولتی ازجمله رئیسجمهور یادآوری میشود که بانکها حق ندارند موسسات، شرکتها و کارخانهها را به دلیل بدهی به تعطیلی بکشانند. کسانی که این یادآوری را انجام میدهند تاکید میکنند که این یعنی بانکها یا نتوانند ضمانتهای سنگین بگیرند یا توان به اجرا گذاشتن این ضمانتها را نداشته باشند که در نهایت اتفاقی غیر از تلنبار شدن بدهیهای کلان باقی نمیماند.



