روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی | با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته میکنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده شدهای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکسهایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکسهای فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.
قاب تاریخ ۱
عکسی از فرزندان محمدحسن میرزا، آخرین ولیعهد قاجار؛ در تصویر برادرزادههای احمدشاه قاجار را مشاهده میکنید. ایستاده از راست: حسین میرزا و رکنالدین میرزا. نشسته از راست: شمس اقدس و حمید میرزا و گیتی افروز خانم. با عزل احمدشاه از سلطنت در نهم آبان ۱۳۰۴ توسط مجلس مؤسسان، به دستور رضاشاه از کاخ گلستان اخراج و از طریق بغداد به اروپا رفت. او پیش از اخراج خواستار ملاقات با رضاشاه شد که این ملاقات از سوی وی رد شد.
تنها به این اکتفا شد که از طلب ۴۰ هزار تومانی وی مبلغ پنج هزار تومان به او پرداخت شود. این مبلغ با سر و صدا و در ۲۰ کیسه ۲۵۰ تومانی به وی تحویل گردید. در سال ۱۳۰۸ پس از فوت احمدشاه در پاریس اعلامیهای صادر کرد و در آن خود را پادشاه قانونی ایران اعلام نمود (پیش از آن احمدشاه حاضر به استعفا نشده بود). در حوادث شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه بار دیگر خواستار بازگشت به ایران گردید و سرانجام در سال ۱۳۲۱ در فقر و تنگدستی در پاریس درگذشت.
محمدحسن میرزا در واپسین هفتههای ولیعهدی، مالک باغات و اراضی اقدسیه شمیران و باغ و عمارت سلطنتآباد شد. او از دولت ۸۸۹۹۶ تومان طلب داشت که دولت برای تسویه این بدهی، در دوازدهم اردیبهشت ۱۳۰۴ لایحهای به مجلس داد که اراضی و باغات اقدسیه همراه با باغ و عمارت سلطنتآباد به مالکیت او درآید. بهای اقدسیه و باغ و عمارت سلطنتآباد ۶۸ هزار تومان تعیین و قرار شد با این واگذاری، طلب محمدحسن میرزا از دولت به ۲۰ هزار تومان کاهش یابد. اقدسیه در آن زمان قناتی با هفت سنگ و نیم آب داشت که کمآب به حساب میآمد و قرار شد حقابه دولت از این قنات محفوظ بماند.
عمارت سلطنتآباد نیز به حال مخروبه درآمده و هزینه نوسازی آن ۱۰۰ هزار تومان برآورد میشد. این لایحه در ۲۲ شهریور ۱۳۰۴ به تصویب مجلس شورای ملی رسید اما کمتر از دو ماه بعد، با رأی مجلس به انقراض سلطنت قاجار، محمدحسن میرزا در نهم آبان ۱۳۰۴ از ایران اخراج شد. پس از آنکه در سال ۱۳۰۸ پس از درگذشت احمدشاه، محمدحسن میرزا اعلامیهای صادر و خود را پادشاه قانونی اعلام کرد، از او در ایران سلب مالکیت و اراضی و باغات اقدسیه و کاخ و باغ سلطنتآباد مصادره شد.(مرور قدیم)
قاب مشاهیر
جانی هالیدی و سیلوی وارتان دو خواننده فرانسوی پس از رسیدن به فرودگاه مهرآباد جهت برگزاری کنسرت در تهران - سال ۱۳۴۶
قاب تاریخ ۲
جیران؛ زنی که ناصرالدینشاه تا لحظه مرگ فراموش نکرد؛ جیران ملقب به فروغالسلطنه از همسران برگزیده ناصرالدینشاه بود. جیران دختری زیبا و اهل تجریش بود. چشمانی چنان گیرا داشت که شاه نیز به دیدگان آهوی وی دلباخته و اسیر عشقش شده بود. روزی دور از او زیستن نمیتوانست و ماهی جز وی در آسمان زندگی خود نمیدید. در کنار جیران، دیگر همسران خود را از یاد برده و آتش حسادت در دل خسته آنان افروخته بود. جیران از شاه دو پسر آورد که هر دو ولیعهد خوانده شدند ولی در کودکی از دست رفتند.
جیران در جوانی به بیماری درمانناپذیر مبتلا شد. شاه روزی چند بار و هر بار چند ساعت در کنار بستر بیمار محبوبش مینشست و بیشتر داروها را بهدست خویش به وی میخوراند. جیران سرانجام حالش به وخامت گرائید و پزشکان در علاجش فروماندند. روزی که جیران واپسین دقایق تلخ و شیرین زندگی را میگذراند، شاه لحظهای از بالینش دور نشد و چون آخرین دم روی لبان بیرنگش سرد شد، همسر تاجدار برجسد بیجان دلدار گریست. ناصرالدینشاه هرگز لقب جیران و اجازه سکونت در عمارت او را به کسی نداد.
گاه خود بدان خلوت انس رفته زمانی بافکر روزگار گذشته و یادگارهای یار از دست رفته همدم و هم داستان میگشت. تاشاه را جان به تن بود، مهر جیرانش از دل بیرون نشد و روزی که در حرم عبدالعظیم هدف تیر بیداد گشت، دست بر زخم سینه نهاده خود را به آرامگاه جیران رسانید. در کنارش جان داد و همانجا بهخاک سپرده شد. از آنجا که تیر بر قلب پر مهر شهریار نشست تا تربت یار چند گام بیش فاصله نبود و این آخرین راهی بود که پس از ۵۰ سال سلطنت با دل خونبار پیمود. (یادداشتهایی از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه/ دوستعلیخان معیرالممالک)
قاب تاریخ ۳
آیا شاه مخالف برگزاری جشن هنر شیراز بود؟ جشن هنر شیراز با مدیریت فرح پهلوی برگزار میشد و هزینه هنگفتی را به کشور تحمیل میکرد. بسیاری مطرح میکردند که اینگونه هزینهتراشیها برای کشوری که محرومیت در آن موج میزند، نهتنها باعث ارتقای سطح فرهنگ کشور میشود بلکه مشکلات جدی را در راه آموزش و رشد کودکان و جوانان ایجاد میکند.
چراکه پولهایی که باید خرج آموزش جوانان شود، در جیب هنرمندان دسته چندم و خبرنگاران خارجی که عمدتا مروج فرهنگ غربی بودند وارد میشود. برخی از اظهار نظرها بر این موضوع تاکید دارد که شاه نیز با این موضوع مخالف بود اما به سبب اصرار فرح پهلوی با آن برخورد نمیکرد.
هوشنگ نهاوندی در این باره مینویسد: هنگامی که رئیس دانشگاه پهلوی (شیراز) بودم (۱۹۶۸-۷۱)، روزی در گردشی در باغ-کاخ ارم- که متعلق به دانشگاه بود و شاه در آنجا اقامت میکرد، به من گفت: «نمیفهمم این جشنواره به چه درد ما میخورد. هزینهاش گزاف است و گمان نمیکنم سودی داشته باشد. از هنرمندان کمارزشی که کسی آنها را نمیشناسد، دعوت میکنند، تو حلق چند روزنامهنویس خارجی مهمان، خاویار میکنند و به آنها هدیههای گوناگون میدهند.
آنها هم وقتی به کشورشان برمیگردند، به روی ما تف میاندازند و انتقاد میکنند… ولی خب، شهبانو خیلی اصرار دارد.» آنگاه گویی یکباره متوجه شد که در گفتار خود زیادهروی کرده، افزود: «طبیعتا آنچه گفتم نباید تکرار شود.» اردشیر زاهدی که خود مخالف سرسخت این جشنواره بود هم در یادداشتها و خاطراتش مینویسد که شاه، با اینکه اجازه برگزاری آن جشن را میداد، ولی مخالفش بود.
هوشنگ نهاوندی، آخرین روزهای سلطنت و درگذشت شاه
قاب تاریخ ۴
قراردادی که عبدالرضا پهلوی باعث افزایش قیمت آن شد؛ چند سالی است که دولت، با یک شرکت کانادایی قرارداد نصب و تجهیز یک کارخانه کاغذسازی را در شمال ایران و در سواحل دریای خزر منعقد کرده است. مبلغ قرارداد، نزدیک به ۸۰میلیون دلار بوده است. چندی پس از این قرارداد، شرکت کانادایی، والاگهر عبدالرضا را در این کار شریک میکند.
او نیز از وزیر دارایی بسیار قدرتمندتان میخواهد که مبلغ ۲۰میلیون دلار به عنوان افزایش قیمت، از دولت ایران درخواست کند. شرکت کانادایی هم متقابلا در حدود ۱۲میلیون، به حساب والاگهر واریز میکند. احسان نراقی، از کاخ شاه تا زندان اوین(پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر)
شرح عکس: ملاقات عبدالرضا پهلوی با ژنرال پولینو فرانکو صدراعظم اسپانیا در مادرید



