روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی | با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته میکنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده شدهای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکسهایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکسهای فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.
قاب مشاهیر
جسارت و شوخی جالب حاج همت با مأموران پلیس سعودی؛ در پاییز ۱۳۶۰، با مساعدت سردار شهید محمد بروجردی، شماری از فرماندهان نواحی سپاه منطقه هفت کشوری جهت اعزام به زیارت بیتاللهالحرام، گزینش و به این سفر معنوی، فرستاده شدند. از جمله ایشان، محمدابراهیم همت، فرمانده سپاه ناحیه پاوه، احمد متوسلیان، فرمانده سپاه ناحیه مریوان، محمود شهبازی، فرمانده سپاه استان همدان را میتوان نام برد.
سفر حج تمتع سال ۱۳۶۰، برای همت و یاران همسفرش، سراسر با ماجرا و خاطره، همراه بود. در مراجعت از این سفر، احمد متوسلیان با اشاره به یکی از حوادث جالب و شیرینی که حاصل تیزهوشی همت به شمار میرفت، به یکی از همرزمانش گفته بود: حاج احمد متوسلیان میگفت: من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم؛ اما حاج همت روی دست ما زده بود.
روز تظاهرات، او یکسری از تصاویر کوچک برچسبدار حضرت امام را توی جیب دشداشه خودش گذاشته بود. هر چند لحظه یک بار کاغذ پشت یکی از آنها را جدا میکرد و در حالی که برچسب را کف دستش مخفی کرده بود، به طرف مأموران پلیس سعودی میرفت، دست در گردن آنها میانداخت و با آنها معانقه میکرد و ناغافل صدای خنده جمعیت بلند میشد!
نگو معانقه کردن حاج همت بهانهای بود تا بتواند خیلی راحت تصویر حضرت امام را به پشت کلاه کاسکت سفید رنگ مأموران پلیس سعودی بچسباند! پلیسهای بینوا هم که از علت خنده شدید مردم بیخبر بودند، دائم به آنها چشم غره میرفتند. آن روز با این ترفند زیرکانه حاج همت حدود پنجاه، شصت نفر از مأموران قلدر صعودی، ندانسته و ناخواسته، به توفیق تبلیغ تصویر حضرت امام مفتخر شدند! (فارس)
قاب تاریخ
روشنفکری که دستش به خون مردم آلوده بود؛ جهانگیر تفضلی در سال ۱۳۲۱ به اتفاق خسرو اقبال و چند نفر دیگر حزب پیکار را تأسیس کرد و در روزنامه «بهار» که موقتا ارگان حزب پیکار بود، به نوشتن مقاله پرداخت. حزب پیکار طرفدار آلمانها و مخالف متفقین بود. تفضلی بعد از اشغال ایران توسط متفقین، سردبیر روزنامه «نبرد» شد و علیه متفقین و به طرفداری از آلمانها مطلب منتشر میکرد. با موفقیت روزنامه نبرد در میان مردم، متفقین این روزنامه را توقیف کردند.
تفضلی بعد از توقیف روزنامه نبرد با همکاری اقبال روزنامه دیگری به نام «ایران ما» را منتشر کرد. روزنامه «ایران ما» که به کوشش جهانگیر تفضلی و خسرو اقبال به روزنامه مشهوری تبدیل شد، تمایلات چپگرایانه داشت و بهشدت علیه روحانیت، مذهب و مظاهر آن، نظیر حجاب بانوان موضعگیری میکرد. تفضلی بعد از تأسیس حزب دموکرات توسط قوامالسلطنه، عضو حزب شد و در سال ۱۳۳۴ همراه هیات عالیرتبه سیاسی ایران، به سرپرستی احمد قوامالسلطنه، نخستوزیر، به شوروی رفت.
وی در آنجا با استقبال روسها مواجه شد، ولی از همانجا با اجازه قوام السلطنه به پاریس رفت و حدود یک سال در فرانسه ماند. تفضلی در اروپا بهشدت دچار چرخش سیاسی شد. در واقع با چرخش ۱۸۰ درجهای از موضع چپ رادیکال تا راست افراطی تغییر جهت داد. او پس از مراجعت به ایران به عنوان بازرس بانک صنعتی انتخاب شد. در همین دوران بود که وی به دربار نزدیک شد و در حلقه دوستان نزدیک اشرف پهلوی و عبدالحسین هژیر درآمد.
او بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، خود را به شخص اول مملکت نزدیک کرد و در حلقه مشاوران نزدیک و محرمانه محمدرضا پهلوی درآمد و جزء طرفداران پروپاقرص دیپلماسی آمریکایی شد. او در کابینه اسدالله علم به عنوان وزیر مشاور انتخاب شد. انتصاب تفضلی به این سمت همزمان بود با یکی از حساسترین مقاطع تاریخی معاصر، یعنی اواخر سال ۱۳۴۱ و اوایل سال ۱۳۴۲ که قیام امام خمینی اوج گرفت و وی به طور جدی وارد مبارزه علیه روحانیت و مردم شد.
تفضلی در جریان سفر معروف شاه به قم در ۴ بهمن ۱۳۴۱، به قم رفت؛ سخنرانی معروف و تاریخی شاه را نوشت و تنظیم کرد. او در این سخنرانی از زبان شاه، زشتترین، رکیکترین و ناجوانمردانهترین توهینها را به روحانیت روا داشت. اعتراض به دستگیری حضرت امام، قیام خونین ۱۵ خرداد را رقم زد.
مطابق اسنادی که از جلسات هیات دولت به ریاست اسدالله علم در روزهای ۱۵ تا ۲۰ خرداد ۱۳۴۲ موجود است، تفضلی در کشتار مردم نقش داشت. او به عنوان روشنفکر بیش از نظامیان بر کشتار مردم تأکید میکرد. او بعد از انقلاب در ایران زیست و در نهایت شرمسار از اینکه در سرکوب قیام ۱۵ خرداد دست داشته است، خودکشی کرد و پرونده زندگیاش در ۲۹ آذر ۱۳۶۹ بسته شد. (موسسه مطالعات تاریخ معاصر)
شرح عکس: شب قبل از حرکت هیات اعزامی ایران به مسکو در کاخ اختصاصی محمدرضا پهلوی (۲۸ بهمن ۱۳۲۴)
قاب نوستالژی ۱
۵۹سال پیش دختران ایرانی چطور با همسر آیندهشان آشنا میشدند؟ در سال ۱۳۴۱ یک موسسه تحقیقاتی اجتماعی و زناشویی بینالمللی که در ایران کار میکرد، با توزیع بیش از ۲۰ هزار پرسشنامه میان دختران نامزد شده و نوعروسان آمار جالبی از چگونگی آشنایی آنان با همسرانشان به دست آورد. پرسشنامهها در ۱۷ شهر بزرگ ایران توزیع شد. در نهایت جامعه آماری بیش از ۲۸ هزار دختر ایرانی بین سنین ۱۷ تا ۲۱ سال نامزد کرده یا تازه عروس را در برگرفت.
مجله تهران مصور نتیجه این پژوهش جالب توجه را در سال ۱۳۴۲ به این شرح منتشر کرد:«بهطور کلی معلوم شده است که در ایران، دخترها بیشتر در رفت و آمدهای خانوادگی و سپس در خواستگاریهای عادی با همسران آینده خود آشنا میشوند و نسبت نامزدی و ازدواج دخترانی که خود همسر آتیه خویش را انتخاب کنند یا با اجازه پدر و مادر خویش آشنایی حاصل نمایند هنوز بسیار کم است. در آمار زیر، دخترهای تهران و آبادان از لحاظ آشناییهای امروزی با همسر آتیه خود رقم بزرگی به دست آوردهاند.
و رقم تبریز و مشهد و یزد و زاهدان آشنایی دخترها بیشتر از طریق خواستگاری است و در رشت و همدان و اصفهان و شیراز و رضاییه به صورت رفت و آمدها و معاشرتهای خانوادگی و تحصیلی و به طور خلاصه این است، نتایج آمار جالب دخترهای ایرانی و طرز آشنایی آنها با نامزد و همسر آتیهشان: خواستگاری بلامقدمه: ۶۲ درصد (بیشتر در شهرهای جنوب شرقی) / رفت و آمدهای خانوادگی: ۸۱ درصد (در شهرای شمالی - مرکزی) / معاشرتهای تحصیلی: ۲۷ درصد (در قسمتهای غرب و جنوب ایران) /
تصادف: ۸ درصد. و اما مهمتر از همه آماری است که نشان میدهد دختران ایران به چه وسایلی عشق و محبت همسر آتیه خود را قبول میکنند. این آمار حقیقتا جالب است زیرا معلوم شده است که دختران ایران بیشتر به ۹ طریق زیر، عشق و محبت نامزد خود را میسنجند و به همسر آتیه خود ابراز علاقه میکنند. در این آمار: به وسیله گل: ۴۵ درصد / به وسیله احساسات و قلب: ۶۲ درصد / با کادو گرفتن و هدیه: ۸۱ درصد / به وسیله تلفن: ۶۸ درصد / با شرکت در مجالس مهمانی: ۱۲ درصد / با سیگار: ۲۲ درصد / با نامه و روزنامه و مجله: ۳۶ درصد / با استفاده علمی و ادبی و فکر و ذوق: ۵۹ درصد / با پول و اتومبیل: ۸۸ درصد.(عکس از صفحه مرور قدیم)
قاب نوستالژی ۲
زندگی روزمره در سطح تهران - سال ۱۳۸۴
قاب مشاهیر ۳
سیداحمد خمینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدباقر حکیم در نماز جمعه تهران سال ۱۳۵۹



