روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | وقتی نوبت به نوشتن پروندههای جنایی در آخر هر سال میشود، میگوییم امسال عجیبترین قتلها اتفاق افتاد! اما واقعیت این است که هر سال دریغ از پارسال! هر سال پرونده قتلها، مخوفتر از سال قبل میشود، قاتلها شیوههای جدیدتری در قتل اختراع میکنند و دروغ چرا هر سال با قتلهای فجیعتری هم مواجه هستیم.
قتلهای ناموسی، قتلهای خانوادگی، انتقامگیری، آدمربایی و شکنجه، جنایت بر سر اختلاف مالی همهوهمه هر سال اتفاق میافتد و حالا به لیست این پروندهها باید خودکشی سلبریتیها را نیز اضافه کرد. در این گزارش آخر سال برای ویژهنامه، هولناکترین قتلهای امسال، پروندههای جنایی، سرقت و… را برای شما نوشتهایم، شاید سال بعد مثلا آمار قتل کمتر بود و مجبور نبودیم باز از قتلهای فجیع بنویسیم.
اسرار خانه وحشت، قتل و دختران
بیاغراق یکی از جناییترین و مخوفترین پروندههای امسال، مربوط به داستان خانه وحشت در خیابان کمیل است. ماجرای مرد جوانی بهنام سعید که خودش را سرهنگ جا زده و در ترمینال و راهآهن اقدام به اغفال دخترانی که از خانه فرار کرده یا به تهران آمده بودند میکرد و به بهانه این که با خواهرش خانهای امن دارد، آنها را به آنجا میبرد و داستان وحشتناک از همینجا آغاز میشد. سعید متولد ۶۳ و برای یک مسافرخانه در تهران، در پایانههای حملونقل مسافر جور میکرد.
داستان او زمانی فاش شد که همسایهها به دلیل رفتارهای او چندبار به ماموران زنگ میزنند و بالاخره در طرح پلیس، در آذرماه امسال ماموران به در خانه او در خیابان قزوین، کمیل میروند. زنگ میزنند و کسی در را باز نمیکند. آنها به داخل خانه میروند و با صحنه عجیبی مواجه میشوند. دختری عریان داخل کمد که دستوپایش با جوراب بسته شده بود و دختری دیگر بدحال در هال خانه زندانی بوده است. اما ترسناکترین بخش ماجرا بوی تعفنی بود که از حمام خانه میآمد. کشف جسد دختری که بهقدری پلاستیک سیاه دورش پیچیده بودند شبیه جنین شده بود. دو دختر بدحال به بیرون برده شدند، سعید، برادرش و خواهرش دستگیر میشوند.
دختران میگویند که به دلایل مختلف از خانه فرار کرده بودند. یکی از آنها چند ماه و دیگری سه سال در این خانه محبوس بودند. جسد دختری هم که کشف شد برای کار به تهران آمده و برای فرار از خانه وحشت اصرار داشته، که به قتل میرسد. دو دختر و خواهر سعید میگویند سعید دختر را کشته و او میگوید خواهرم دروغ میگوید، از من کینه دارد و دو دختر بر سر حسادت، دختر دیگر را کشتهاند. در خانه سعید حتی مشخص میشود یک زن و فرزندش نیز محبوس بودهاند که موفق به فرار میشوند. پرونده او هنوز در جریان است و بیشک یکی از مخوفترین پروندههای امسال بهشمار میآید، چراکه هنوز مشخص نیست این مردی که سابقه قتل در پروندهاش دارد، چند دختر دیگر را در این خانه محبوس کرده است.
قتل ادمین پیج بهنوش بختیاری
ماجرای این قتل هم کم عجیب نبود. پیدا شدن جسدی سمت غرب تهران و ارتباط پیدا کردن ماجرا با ادمین پیج بهنوش بختیاری، بازیگر سینما و تلویزیون! داستان وقتی بیشتر بر سر زبانها افتاد که عکسی از این فرد در لباس روحانیت کنار بهنوش بختیاری منتشر شد و او از قتل ادمین یکی از پیجهایش خبر داده بود. اما بعدها مشخص شد این فرد فقط ملبس به لباس روحانی بوده بدون اینکه مدارج لازم را طی کند و همسر منشی او به دلیل اینکه فکر میکرده همسرش با او در ارتباط است، اقدام به قتل او میکند!
ماجرای دستگیری قاتل او هم فراز و فرود بسیاری داشت. تا جاییکه او از تهران فرار کرده، اقدام به گروگانگیری میکند و در نهایت دستگیر میشود. ساعت ۲۰ شامگاه ۱۷ تیر امسال ماموران پلیس تهران در جریان پیدا شدن جسد مردی نزدیک گاردریل بزرگراه خرازی قرار گرفتند و خیلیزود ماموران برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند. وقتی زن منشی تحت بازجویی قرار گرفت درباره این جنایت گفت: همسرم مرد شکاکی بود و مدام به من سوءظن داشت. من برای انجام کارهای شرکت با مدیرعامل مراوداتی داشتم اما شوهرم به من بدگمان شده بود. من هم ناچار شدم در اینباره با مدیرعامل صحبت کنم.
اما او بعد از شنیدن این موضوع عصبانی شد و گفت شوهرم حق ندارد به او تهمت بزند. این زن ادامه داد: از آن روز آنها با یکدیگر اختلاف داشتند تا اینکه با بالا گرفتن اختلافات شوهرم گفت دیگر نباید سر کار بروم. در این شرایط بود که از رئیسم خواستم با شوهرم صحبت کند و بگوید که رابطه ما کاری است. روز حادثه شوهرم و مدیرعامل شرکت حوالی غرب تهران قرار گذاشتند تا با هم صحبت کنند اما بعد از آن بود که دیگر از شوهرم خبری نشد و بعد فهمیدم که مدیرعامل شرکت به قتل رسیده است.
خودکشی آزاده نامداری
در عید ۱۴۰۰ خبر خودکشی آزاده نامداری، مجری سابق تلویزیون جنجال بسیاری بر پا کرد. پیکر او وقتی در برج مهستان سمت غرب تهران کشف شد که بیش از یک روز از مرگ او میگذشت. در حالیکه همسرش و فرزندش در رامسر بودند، پدر و مادر نامداری که نگران او شده بودند به در خانهاش رفته در را با کارت باز کرده و با جسد او مواجه میشوند. نامداری متولد ۱۳۶۳ بود و به گفته منابع خبری، او با خوردن بیش از صد قرص آرامبخش به زندگی خود پایان داده بود.
انجام تحقیقات بیشتر دستنوشتهای از خانم نامداری کشف شد که خطاب به دخترخردسالش نوشته شده بود. وی در یک دفتر مشق ۴۰برگی، برای دخترش جملاتی نوشته بود که چیزی شبیه به خداحافظی بود. البته در چند خط با او درددل کرده و گفته بود که از وضعیت زندگیاش راضی نیست. پس از آن درخصوص اموالش تعیینتکلیف کرده بود که شبیه به وصیتنامه بود. پیداشدن این دفتر فرضیه خودکشی را قوت بخشید. چراکه متخصصان پزشکی قانونی نیز پس از معاینه اولیه جسد اعلام کردند که احتمالا وی بهدلیل مسمومیت دارویی جان باخته است. مرگ خودخواسته نامداری از خبرهای پرحاشیه امسال بود.
قتل فجیع مونا حیدری دختر اهوازی
قتل فجیع مونا حیدری از سری قتلهایی بود که امسال با جنجال بسیاری روبهرو شد و حتی انتشار فیلم قتل فجیع او در فضای مجازی ممنوع اعلام شد. ماجرای قتل دختر ۱۷ساله به دست پسرعمویش که همسرش بود و فیلم گرفتن پسرعموی دیگرش از این فاجعه! مونا دختر اهوازی که در سن کم به عقد پسرعمویش درآمده بود و فرزندی ۲ سال و نیمه از این ازدواج داشت. انگار بارها اعلام کرده بود از ازدواج خود راضی نیست اما طلاق برایش ممکن نبود.
این زن جوان در فضای مجازی با مردی اهل سوریه آشنا شده، از کشور متواری و به ترکیه میرود. آنجا این فرد سوری از او اخاذی کرده، از خانوادهاش هم طلب پول میکند. اما بالاخره پدر و عموی مونا از طریق بهدست آوردن آدرس او به ترکیه میروند و او را به ایران بازمیگردانند. اما همسر عصبانی مونا بعد از بازگشت او یک روز ظهر در خیابان او را به زور سوار خودرو کرده و در محلهای با همدستی برادرش، دیگر پسرعموی مونا او را به قتل میرسانند. خانواده مونا میگویند دخترشان فریب خورده است، خانواده پسرعمو میگویند حرف مردم پسرشان را کلافه کرده بود. حالا این پسر به همراه برادرش در بازداشت بهسر میبرد و ابعاد فجیع این قتل هنوز بهطور کامل مشخص نیست!
قتل فجیع خانوادگی توسط خرمدینها
پرونده اکبر خرمدین و همسرش ایران، اردیبهشت ۱۴۰۰ را با شوک مواجه کرد. داستان قتلهای عجیب خانوادگی و مثله کردن اجساد توسط زن و شوهر سالخورده. پرونده جناییای که از قتل بابک خرمدین، مستندساز و کارگردان و کشف جسد مثلهشدهاش در سطل زباله فاز سه اکباتان آغاز شد و بعد به قتل آرزو خرمدین، دختر بزرگ خانواده و فرامرز داماد خانواده (پسرخواهر خرمدین) ختم شد. بهقدری پرونده عجیب بود که تا مدتها همه درباره آن صحبت میکردند و کسی باورش نمیشد یک پدر و مادر، چنین فجیع اقدام به قتل فرزندانشان کنند و حتی در دادسرا خرمدین از اینکه نتوانسته دختر و پسر دیگرش را نیز به قتل برساند، ناراحت بود!
مردی ۸۱ ساله که میگفت فرزندانم فساد بالا داشتند و باید کشته میشدند! او پسرش بابک خرمدین را که مستندساز و مدرس سینما بود، با همدستی همسرش در خانهشان در شهرک اکباتان به قتل رساند، جسد وی را مثله و بعضی از قطعات آن را در سطل زباله رها کرد که با پیدا شدن بخشهایی از جسد بابک، خیلیزود رازش فاش شد و پلیس او و همسرش را دستگیر کرد. این تنها قتل زوج سالخورده نبود، چراکه در تحقیق از آنها اسرار دو جنایت دیگر برملا و مشخص شد که آنها سالها قبل دخترشان آرزو و شوهر سابق او بهنام فرامرز که پسرعمه آرزو بود را نیز به قتل رسانده بودند.
اکبر خرمدین و همسرش اقرار کردند که فرامرز (شوهر آرزو) را در سال۹۰ و آرزو را در سال ۹۷ به قتل رسانده، اجساد آنها را مثله کرده و بعد در نقاط مختلف تهران رها کرده بودند. اکبر مدعی شد که دامادش را بهدلیل اختلافاتی که او با آرزو داشت، به قتل رساند. پس از آن از آنجاکه آرزو شاهد این جنایت بود، مدام وی را تحت فشار قرار میداد و از این ابزار برای رسیدن به خواستههایش استفاده میکرد. تا اینکه طاقت وی طاق شده و دخترش را نیز به قتل رسانده است.
اما پس از آن پسرش بابک به ماجرا مشکوک شده و بعد از بررسیهای فراوان دریافت که خواهرش و دامادشان توسط وی به قتل رسیدهاند و به همین دلیل نقشه قتل پسرش را هم عملی کرد. این زوج در غذای مقتولان داروی خوابآور ریخته و سپس با چاقو آنها را کشته و اکبر در حمام، اجساد را مثله میکرد و در سطل زباله و نقاط مختلف شهر پخش میکرد! اما این داستان دهشتناک با مرگ اکبر خرمدین که مدتها بود به سرطان دچار بود و بعد هم در زندان رجاییشهر چندبار کرونا گرفت، پایان یافت. حالا ایران همسر او زنده است که میگوید اکبر او را مجبور کرده تا این قتلها را انجام دهد و از او میترسیده است و همچنان ایران در زندان بهسر میبرد.
قتل فجیع مامور پلیس شیرازی
امسال سال پلیسکشی بود. سرباز و مامور پلیس از گزند سارقان در امان نماندند و در ماه خبر میآمد که سارقان به ماموران حملهور شدهاند! کشته هم امسال کم نبود اما در ماههای آخر قتل مامور پلیس شیراز آنهم بدون دلیل و بهخاطر توهم فرد ضارب خیلی دردناک بود. سرهنگ دوم شهید رنجبر، بهمنماه امسال به قتل رسید. سرهنگ دوم شهید سرهنگ دوم علیاکبر رنجبر جانشین پاسگاه انتظامی بیدزرد شهرستان شیراز اهل شهرستان فسا و ساکن شهر شیراز بود و از وی یک پسر ۱۳ ساله و یک دختر ۸ ساله به یادگار مانده است.
چهارشنبه ۱۳ بهمن سرهنگ دوم رنجبر جانشین پاسگاه بیدزرد، جهت ماموریت روزانه همراه با یک سرباز که رانندگی خودروی دو کابینه پلیس را بهعهده داشت، به گشتزنی در مسیر جاده اصلی شیراز به کوار میرود که ناگهان مردی به سمت او حمله کرده و با چاقو به پشتش و گردنش میزند! رنجبر چند بار اخطار شلیک میدهد اما این مرد قاتل زودتر اقدام کرده و او را مضروب میکند که بر اثر خونریزی رنجبر جان میسپارد. ایمان سبزیکار اهل جونقان چهارمحال و بختیاری است و کارگر قالببند است و روز بعد از حادثه دستگیر میشود. برای او درخواست حکم قصاص داده شده است.
خودکشی زهره فکورصبور و پاپاراتزی منفور!
اسفند امسال خبر خودکشی یک بازیگر دیگر سینما و تلویزیون رسانهای شد. زهره صبور فکور در حالی جنازهاش در خانه توسط همسرش پیدا شد که صد قرص آرامبخش خورده و اقدام به مرگ خودخواسته کرده بود. جسد او در خانهاش در خیابان دولت کشف شد. اما حرف و حدیثهای بسیاری از نقش یک پاپاراتزی در مرگ خودخواسته او منتشر شد. ا.ف که در آلمان ساکن است و با حرفهایی نامربوط باعث شده بود تا شاید حال روحی این بازیگر بدتر شود. اما بههرحال امسال سالی بود که دو بازیگر زن، یک خبرنگار (شیده لالمی) اقدام به مرگ خودخواسته داشتند و درباره علت آن انگار جز سکوت کاری نمیشود کرد!



