روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| پل کروگمن (برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۸) و بسیاری از دیگر اقتصاددانان امیدوارند که در دسترس بودن آمار و ارقام و داده‌‌های اقتصادی باعث شود که دعواهای اقتصادی ایدئولوژیک جای خود را به مباحثی کم و قابل سنجش بدهد. از این منظر، آنچه هر سال درباره افزایش دستمزد کارگران روی می‌دهد، احتمالا برای این اقتصاددانان ناامیدکننده خواهد بود. نه اینکه مباحث ایدئولوژیک در اقتصاد بی‌فایده باشند (اتفاقا چنین مباحثی هم بسیار جذابند و هم عمیق) اما وقتی بحث به یک سیاست‌گذاری با رقم مشخص مانند میزان افزایش حداقل دستمزد کارگران می‌رسد، دعواهای ایدئولوژیک چندان به‌کار نمی‌آیند.

هر سال در چنین روزهایی، هنگامی که چانه‌زنی میان نمایندگان کارگران و کارفرمایان با حضور وزارت کار بالا می‌گیرد، گروهی در دفاع جانانه از کارگران از استثمار آن‌ها توسط کارفرمایان می‌گویند و تاکید می‌کنند که دستمزد کارگران باید تا آنجا‌که امکان دارد افزایش یابد تا کاهش قدرت خرید کارگران به‌خاطر تورم و رشد اقتصادی پایین به کمک افزایش دستمزد جبران شود. در سوی دیگر، گروهی افزایش دستمزد (به‌خصوص در ارقامی بالا مانند رشد بیش از پنجاه درصدی امسال) را عاملی زیانبار برای بازار کار می‌دانند، چرا‌که چنین افزایشی به افزایش بیکاری و قراردادهای موقت منجر می‌شود و در نهایت همان گروهی را متضرر می‌کند که قرار بود از افزایش دستمزد منفعت ببرند.

علاوه بر این‌ها، به اعتقاد این گروه، افزایش قابل توجه حداقل دستمزد به تولید هم ضربه می‌زند. گروه دوم، گروه اول را چپ‌گرایان یا حتی کمونیست‌‌هایی خطاب می‌کنند که با افکار نخ‌نما و پوسیده جلوی آزادسازی اقتصاد و جهش اقتصادی ایران را گرفته‌اند. از نظر گروه نخست هم گروه دوم لیبرال‌هایی هستند که در دولت‌های مختلف سکان هدایت اقتصاد را در اختیار داشته‌اند اما سیاست‌های لیبرالی آن‌ها در نهایت دردی از دردهای اقتصاد را دوا نکرده به‌خصوص که حالا دوران چنین دفاعیات پرشوری از بازار آزاد حتی در اقتصادهای پیشرفته هم به‌سر آمده است.

اما مشکل اینجاست که این دو گروه به رقم همه دعواهای پرشوری که هر سال بین‌شان شکل می‌گیرد، هرگز به سوالاتی کاربردی درباره افزایش حداقل دستمزد پاسخ نمی‌دهند. برای مثال افزایش ۵۷‌درصدی حداقل دستمزد و افزایش ۳۸‌درصدی سایر سطوح مزدی چقدر بر رفاه کارگران می‌افزاید؟‌ برای پاسخ به چنین پرسشی باید شناخت نسبتا دقیقی از بازار کار در ایران داشت و سپس برآورد کرد که تاثیر افزایش دستمزد بر میزان مشارکت، نرخ بیکاری و همچنین گروه‌های کارگری مختلف چقدر خواهد بود.

تاثیر افزایش ۵۷‌درصدی بر جمعیت نیروی کار چیست؟ فرق تاثیر افزایش ۵۷‌درصدی با افزایش مثلا ۴۰‌درصدی چیست؟ چه میزان افزایش احتمالا بیشترین تاثیر را بر رفاه نیروی کار خواهد داشت؟ افزایش حداقل دستمزد لزوما به افزایش رفاه کل کارگران منجر نمی‌شود چرا‌که ممکن است برخی از آن‌ها را بیکار کند.

شاید با خود بیندیشید که این دو گروه که ظاهرا سیاست‌های مربوط به بازار کار تا این حد برایشان اهمیت دارد تاکنون حتما برآوردهای قابل اعتنایی از رابطه میان افزایش حداقل دستمزد و اشتغال در ایران ارائه کرده‌اند اما متاسفانه چنین نیست. حتی در میان گزارش‌های کارشناسی وزارت رفاه که احتمالا باید بیش از همه به‌دنبال پاسخ چنین پرسش‌هایی باشد هم گزارشی قابل اعتنا درباره حداقل دستمزد و بازار کار وجود ندارد.

یعنی اگر از گروه نخست (حامی افزایش بیشتر حداقل دستمزد) بپرسید که این افزایش دستمزد چقدر بر رفاه کل نیروی کار می‌افزاید پاسخی ندارند. گروه دوم (مخالفان افزایش قابل توجه حداقل دستمزد) هم نمی‌دانند که این افزایش ۵۷‌درصدی چقدر بر نرخ بیکاری می‌افزاید. وزارت رفاه هم کمکی به یافتن پاسخ‌ این پرسش‌ها نکرده است. در چنین شرایطی، همه این بحث‌های پرشور درباره تاثیر افزایش حداقل دستمزد بیشتر به دعواهای سردرگم و البته سرگرم‌کننده شباهت دارند تا اینکه واقعا بخواهند دانش ما از بازار کار در ایران را بهبود ببخشند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.