روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| وقتی نتیجه رایزنیهای شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال آینده منتشر شد، نکتهای که توجه بسیاری را جلب کرد، این بود که برای اولین بار در تمام سالهای گذشته حداقل حقوق کارگران، یعنی حقوقی که کارگران بدون سابقه و فرزند دریافت میکنند به اندازه حداقل حقوق کارمندان با همین شرایط شد؛ یعنی حالا هم در دولت و هم در بخش خصوصی کسی نباید کمتر از پنج میلیون و ۶۰۰ هزار تومان حقوق بگیرد.
خیلیها این موضوع را نقطه قوت تعیین حقوق و دستمزد برای سال آینده اعلام کردند و گفتند که اگرچه هنوز هم این عددها با حداقل سبد معیشت که نزدیک ۹ میلیون تومان است، فاصله دارد اما تبعیض بین دولتیها و خصوصیها برداشته شده است. عدهای هم از ماجرا انتقاد کردند و گفتند کارمندان حداقلی بگیرِ دولت با ۱۰ درصد افزایش حقوق و کمی مزایا به این رقم رسیدهاند در حالی که بخش خصوصی و کارفرماها باید شوک افزایش ۵۷ درصدی حقوق و مزایا را برای رساندن کارگران حداقلی بگیر به چنین رقمی تحمل کنند.
ضمن اینکه دولت پیشبینی کرده که سال آینده بیشتر نفت بفروشد و تجربه ثابت کرده که حتی اگر نتواند این کار را انجام بدهد ابایی از بالا بردن نقدینگی ندارد؛ موضوعی که برای کارفرمای بخش دولتی عملا غیر ممکن است. گذشته از این بحثها بد نیست نگاهی به تفاوت حداقل دستمزد کارگران و کارمندان در چند کشور مختلف بیندازیم.
نکتهای که قبل از این کار باید به آن اشاره کنیم، این است که در ایران تقریبا ۲۰ درصد حقوق بگیران، کارمند دولت هستند که نسبت به بعضی از کشورها عدد بالایی محسوب میشود و نسبت به برخی دیگر معمولی و حتی کم. آنچه در تعداد کارمندان دولت تاثیرگذار است، سیستم اداره یک کشور است؛ مثلا کشورهای شمال شرق اروپا که به کشورهایی با دولتهای رفاه معروف هستند و شیوه اداره کشور تقریبا سوسیال دموکراسی یا شبه دولتی است، تعداد کارمندان دولت از ایران بیشتر است.
مثلا در دانمارک، سوئد و نروژ حدود ۳۰ درصد شاغلان از دولت حقوق میگیرند اما در کشورهایی که بخش خصوصی بیشتر امورات را در اختیار دارد، این تعداد خیلی کم است. مثلا در ژاپن تعداد کارمندان دولت نسبت به کل شاغلان حدود ۵ درصد است. بقیه کشورها هم تقریبا جایی در این میانه هستند.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنیم، این است که در اغلب کشورها مخصوصا همان کشورهایی که بخش خصوصی گستردگی و قدرت بیشتری دارد، چیزی تحت عنوان حداقل حقوق اجباری وجود ندارد و آنچه ما اینجا به آن اشاره میکنیم حداقل پرداختی است که رایج است و حاصل توازن بازار و چانهزنی اتحادیههای کارگری و کارمندی است نه اجباری که از سوی دولت تعیین شده باشد.
سوم اینکه باید حواسمان باشد که این گزارش برای مقایسه حقوق کارگران و کارمندان در کشورهای مختلف نوشته شده و عددهایی که در آن میبینید معیار چندان خوبی برای مقایسه کشورها با هم نیست چون سبد معیشت و خط فقر و رفاه در هر کدام از آنها متفاوت است. مثلا ممکن است سطح رفاه کشوری که حداقل حقوق کارگرانش ۱۷۰۰ دلار است، بیشتر از کشوری باشد که حداقل حقوق کارگران در آن ۳هزار دلار است.
نروژ: کشورهای پیشرفتهای که اداره دولتی دارند یعنی همان کشورهای معروف به دولت رفاه، در حالی که تعداد زیادی کارمند دارند اما اختلاف زیادی بین حقوق کارگران و کارمندان دیده میشود و کارگران از حداقل دریافتی بیشتری برخوردار هستند. مثلا در حالی که در نروژ حداقل حقوق یک کارمند تازهکار دولت حدود ۲۷۰۰ دلار در ماه است، یک کارگر حداقل ۳۰۰۰ دلار در ماه درآمد دارد و متوسط حقوق کارگران ۳۵۰۰ دلار است در حالی که متوسط حقوق کارمندان ۳۴۰۰ دلار. ممکن است بگویید این تفاوت اصلا فاحش نیست اما وقتی بدانید در کشوری مانند نروژ اختلاف طبقاتی بسیار کم است و دستمزدها غیر از درصد کوچکی از دو سر طیف جامعه، بسیار نزدیک هستند متوجه میشوید که این اختلاف حائز اهمیت است.
دانمارک: یکی دیگر از کشورهای شمال اروپا که با توجه به جمعیت کم و صنایع خود بخش زیادی از جمعیت شاغل را جذب دولت کرده، دانمارک است. کشور دانمارک دارای دولت رفاه است و از نظر کم بودن اختلاف درآمد مردم، در رتبه اول جهان قرار دارد. در سال ۲۰۱۶ شرکت یونیورسام با انتشار شاخص سالانه شادی، کشور دانمارک را در رتبه نخست شادترین و راضیترین نیروی کار در دنیا قرار داد. این کشور به عنوان کشوری با کمترین فساد اداری هم در جهان به حساب میآید. در این کشور که ۳۰ درصد شاغلانش را حقوق بگیران دولت تشکیل میدهند، کارمندان حداقلی بگیر بیشتر از کارگران حداقلی بگیر دستمزد میگیرند. دسته اول ۲۴۰۰ دلار در ماه و دسته دوم ۲۰۰۰ هزار دلار در ماه.
فرانسه: خب به کشورهای اروپای غربی میرسیم که در آنها سهم بخش دولتی کمتر است. فرانسه با داشتن حدود ۱۹ درصد شاغل بخش دولتی یکی از کشورهایی است که حد وسط را دارد. در این کشور هم حداقل حقوق کارمندان دولت و کارکنان بخش خصوصی به هم نزدیک است. در حالی که حداقل حقوق کارگران در فرانسه حدود ۱۵۰۰ دلار در ماه است، حداقل حقوق کارگران کمی بیشتر از ۱۷۰۰ دلار است.
کانادا: شاید فکر کنید کانادا از جمله کشورهایی است که دولت کوچکی داشته و بیشتر وظایف را به بخش خصوصی انتقال داده ولی قضیه کاملا برعکس است. کانادا هم مثل بسیاری از کشورهای اروپایی دولت بزرگی داشته و در طی ۱۰ سال اخیر سعی کرده آن را کوچک کند. در حال حاضر در کانادا حدود ۱۸ درصد شاغلان از دولت حقوق میگیرند. نکتهای که در مورد کانادا مهم است اینکه حداقل حقوق در بین ایالتهای مختلف آن تفاوت دارد. کمترین حقوق را کارگران در ایالت ساسکاچوان میگیرند؛ یعنی حدود ۱۸۰۰ دلار در ماه. در حالی که حداقل حقوق کارمندان دولت در همین ایالت بیشتر از ۲۰۰۰ دلار است.
یونان: این کشور تا چند سال پیش یکی از بزرگترین دولتها را در اروپا داشت اما بعد از گرفتار شدن در رکود بزرگ اقتصادی و اعمال اصلاحات گسترده حالا ۱۸ درصد حقوق بگیران این کشور را کارمندان دولت تشکیل میدهند. در این کشور اختلاف حداقل حقوق کارگران بخش خصوصی و کارمندان دولت خیلی به هم نزدیک است، کارمندان حداقل ۷۶۰ دلار حقوق میگیرند در حالی که کمترین دستمزد بین کارگران حدود ۶۷۰ دلار است.
انگلستان: تلاشهای دولت بریتانیا در کوچک کردن دولت تا اندازهای موفق بوده اما نه آنچنان که سیاستگذاران میخواهند. در حال حاضر در انگلستان حدود ۱۶ درصد شاغلان از دولت حقوق میگیرند و حداقل حقوق کارمندان دولت حدود ۱۳۵۰ دلار است در حالی که حداقل حقوق کارگران در این کشور بسیار بیشتر است، یعنی حدود ۳ هزار دلار. انگلستان یکی از کمترین نرخهای بیکاری را هم در اروپا دارد؛ یعنی حدود ۴ درصد.
ترکیه: یکی از نزدیکترین کشورها به ایران چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ اقتصادی، ترکیه است. این کشور توانسته طی پنج سال گذشته حجم زیادی از دولت خود را کاهش داده و در عوض سهم بخش خصوصی را زیاد کند. به همین دلیل اقتصاد این کشور شاهد یک رشد چشمگیر در چند سال گذشته بوده است. در ترکیه ۱۲ درصد شاغلان از دولت حقوق میگیرند و اختلاف خیلی زیادی بین حداقل دستمزد بخش خصوصی و کارمندان دولت دیده میشود. چنانچه یک حداقلیبگیر در ترکیه حدود ۴۰۰ دلار حقوق میگیرد در حالی که کارمندان دولت ترکیه حداقل ۶۰۰ دلار دریافت میکنند.
ژاپن: حالا میرسیم به یکی از کشورهایی که کمترین کارمند دولتی را نسبت به جمعیت شاغلان دارد؛ یعنی ژاپن با ۵ درصد. نرخ بیکاری هم در ژاپن بسیار کم است، حدود سه درصد. اگرچه در ژاپن حداقل دستمزد کارگران و کارمندان دولت به هم نزدیک است. ژاپن جزو کشورهایی است که کارکنان بخش خصوصی با داشتن حداقل ۱۲۰۰ دلار حقوق ماهانه نسبت به حقوقبگیران دولت با حداقل دریافتی ۱۰۰۰ دلار در ماه دست بالا را دارند.



