روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون | برخلاف برخی نظرها، معتقدیم سازمان اوج هم در عرصه سریالسازی و هم در زمینه فیلمسازی صاحب آثاری قابل دفاع است. هر وقت این سازمان از هیاهوی بیرونی هراس نداشته و کار را دست کاردان سپرده، نتیجه مطلوب گرفته. پیشتر بهطور کامل عملکرد اوج را بررسی کردیم و یادآوری اکنون، فقط به این خاطر است که نقد یکی از مدیران آن را نباید به کلیت این سازمان تعمیم داد. عجالتا بهانه گزارش امروز، مصاحبه محسن دریالعل، مدیر مرکز فیلم و سریال سازمان اوج است که ساعت ۱۵:۲۴ روز ۷ اسفند روی خروجی خبرگزاری ایرنا قرار گرفت.
هدف: دفاع از مسیح، پسر مریم
فحوای کلام، نشان میدهد گفتوگوی دریالعل با هدف دفاع از «مسیح، پسر مریم» انجام شده است. فیلمی به کارگردانی علی جعفرآبادی و فیلمنامه امیر ابیلی، همان نویسندهای که هنوز سر و صدای سریال «پلاک ۱۳» او به دلیل ضعف و نیز برخی شوخیهای نامتعارف، نخوابیده است.
«مسیح، پسر مریم» با موضوع فساد در دوره پهلوی ساخته شده اما هیات انتخاب جشنواره فجر آن را شایسته حضور در بخش مسابقه ندانست. این اتفاق دلخوری برخی از عوامل اوج ازجمله دریا لعل را همراه داشت که در یک نشست خبری گلایههای خود را به زبان آورد. حالا در مصاحبه با ایرنا با ادبیاتی دیگر از فیلم دفاع کرده.
وسیله اول: حاتمیکیا
این مدیر اوج اشکالات «مسیح پسر مریم» را پذیرفته و در عین حال گفته: «ما از یک کارگردان فیلم اولی طبعا توقع کار بیستم آقای حاتمیکیا را نداریم.» یک مدیر زیرک میداند حتی در مثالی که قیاس معالفارق است، بهتر آن است، از نام کارگردانی چون ابراهیم حاتمیکیا استفاده نشود. کیست که نداند این کارگردان شناسنامه اوج محسوب میشود و قرار دادن نام او کنار محصول ضعیف یک کارگردان، خطای استراتژیک است.
حتما دریالعل، حسننیت داشته اما کمتجربگی مدیریتی منجر به چنین اتفاقی میشود. چهبسا چنین خطاهایی است که منجر به خروج حاتمیکیا از اوج برای ساخت سریال «موسی» شده. وانگهی، این نقد به مدیران اوج و مشخصا مرکز فیلم و سریال آن وارد است که چرا در انتخاب کارگردانها و نویسندگان کمتجربه، دقت نظر بیشتری صورت نمیگیرد که نتیجهای بهتر بهدست آید. چرا کار اولیها بهدرستی هدایت نمیشوند؟
وسیله دوم: آقازاده
در این مصاحبه بحثی درباره «کیفیت» و «فروش» درمیگیرد. رمز این مباحثه سریال «آقازاده» است که پیشتر درباره میزان فروش و مخاطب بالای آن رسما اطلاعرسانی شده. دریالعل حرفی درست میزند: «اینگونه نیست که بگویم برای سازمان اوج لزوم کیفیت ورای عدد و رقم یا عدد و رقم ورای کیفیت مهم است.» با این حال بار دیگر برای دفاع از «مسیح پسر مریم» سریال «آقازاده» را مستمسک قرار میدهد.
چنین موضعی بار دیگر «کمتجربگی مدیریتی» را به ذهن متبادر میکند. چرا باید یک سازمان، محصولی که مانیفست اوج بهعنوان یک نهاد انقلابی را فریاد زده، زیرسوال ببرد؟ مگر «آقازاده» همان سریالی نیست که به دل تودهها رفت و نخبهها را به تکاپو انداخت و مدتها بحث «مبارزه با فساد» و «توجه به آموزههای مذهبی-اخلاقی» را تبدیل به سوژه اول عوام و خواص کرد؟ چرا یک مدیر نباید این مسئله را پررنگ نکند و در دفاع از یک اثر دیگر، چشم از «واقعیت» ببندد؟
وسیله سوم: تخریب محصولات آتی
ادامه جمله دریالعل بیش از پیش بیتجربگی مدیریتی را فریاد میزند: «آقازاده هم از این موضوع مستثنا نیست، همچنان که کار بعدی حامد عنقا هم از این مورد جدا نیست و حتماً اشتباهاتی در خود دارد.» تاکنون بهخاطر نداریم که یک تحلیلگر، محصولی که هنوز ساخته نشده است را نقد کند و نتیجه بگیرد که دارای ایراد و اشکال است! حالا معلوم میشود یک مدیر میتواند چنین کند و دست به «خودتخریبی» (و نه خود انتقادی) بزند. چنین موضعی آنقدر عجیب است که حتی منتقدان اوج هم به خود اجازه نمیدهند اینگونه محصولات ساخته نشده این سازمان را نقد کنند.
نتیجه: درسی برای مدیران
۲۱ اردیبهشت ۹۹ خبر آمد که محسن دریالعل جانشین حبیب والینژاد در مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانهای اوج شد. جوانگرایی اتفاق مثبتی است که این سازمان آن را دنبال میکند اما مدیران جوان باید تجربه کافی برای تصدی پستهای مهم را هم داشته باشند. دریالعل فعال رسانهای و مدیر اسبق انتشارات روایت فتح است که این سابقه نسبتی با مسئولیت کنونی او ندارد.
همین میشود که در نشست خبری خود، برای دفاع از «مسیح پسر مریم»، به شکل غافلگیرکنندهای «معمای شاه» را زیر سوال میبرد و حالا بر محصولات پیشین و آینده اوج چوب حراج میزند! کاش مدیر جوان اوج بهجای حضور پررنگ در رسانه، به فکر سامان دادن پروژههای بیشماری باشند که فقط در کلام آنهاست و به منصه ظهور نمیرسد.



