روزنامه هفت صبح | ماجرا به چند سال پیش برمیگردد وقتی مرد میانسال به پلیس مراجعه کرده و خبر گم شدن همسرش را گزارش میدهد. اما با گذشت چند وقت خبری از زن میانسال که کارمند بازنشسته بوده است نمیشود و در این میان برادر زن، از پای ننشسته و پیگیر داستان گم شدن خواهرش میشود.
او اصرار داشت همسر خواهرش از ماجرای ناپدید شدن او، خبر دارد! اگرچه مرد از همسر سابقش یک پسر داشت که ماموران به او مشکوک شده و از او هم بازجویی کردند که گفت از گم شدن نامادریاش بیخبر است. علت اصرار خانواده زن گمشده این بود که آنها میگفتند خواهرشان با همسرش بر سر مسائل مالی اختلاف داشته و همین موضوع باعث شده تا به او مشکوک شوند، حتی ماجرا تا جایی پیش رفته بوده که زن گمشده، چند بار از همسرش درخواست طلاق داده بوده است.
اعتراف به قتل بعد از یک سال
یک سال تمام خانواده زن به دنبال او گشتند، ماموران پرونده را ردیابی کردند اما شوهر زن، با اظهار بیاطلاعی از پرونده، هیچ نگفت تا این که در نهایت بعد از یک سال وقتی قرائن و شواهد نشان میداد که اصلا زن از خانه خارج نشده است که گم شود، بالاخره مرد لب به اعتراف گشود و گفت او همسرش را کشته است. متهم به قتل دلیل این اقدامش را سوءظن به همسر خود عنوان کرده بود.
در دادگاه
بعد از اعتراف مرد به قتل همسرش به طریق خفگی، اولیای دم در دادگاه خواستار قصاص او شدند. آنها عنوان کردند که این مرد دروغ میگوید به خواهرمان سوءظن داشته است چرا که آنها با یکدیگر بر سر مسائل مالی اختلاف داشتند و او به خواهرمان تهمت میزند.
این مرد در جایگاه گفت: واقعیت این است سوءظن را سالها قبل به او داشتم اما روز حادثه با همدیگر سر مسائل دیگری دعوایمان شد من هم یک روسری از پشت دور گردن زنم انداختم و کشیدم که خفه شد.
بعد که به خودم آمدم دیدم فوت کرده است و نمیدانستم با جسد چکار کنم از آنجایی که بنایی بلد هستم ملات سیمانی درست کرده و جسد را به زور در شکاف دیوار قرار داده و با سیمان مثل یک دیوار پیش ساخته درست کردم. یک سال سکوت کردم و جسد در دیوار زیر سیمانها پنهان بود. با کشف جسد، حرفای من تایید شد. دادگاه بعد از شنیدن اعترافات او وارد شور شد. این مرد از اولیای دم خواست تا او را ببخشند چون یک لحظه در عصبانیت کنترل خود را از دست داده بوده است. اما در پایان جلسه حکم قصاص او صادر و تایید شد.



