روزنامه هفت صبح | یکی از ارکان جذابیت هر برنامه، ریتم بالا و تنوع آن است. سیم آخر از هر دو فاکتور بی‌بهره است و به همین خاطر از مدت‌ها پیش گرفتار یکنواختی شده. حال آنکه یک مسابقه باید پویا باشد و هر بار ترفندی برای همراهی مخاطب رو کند.
منظر اول: مسابقه| زمان سیم آخر بین یک ساعت و ۱۰ دقیقه تا یک ساعت و ۲۰ دقیقه است. به ترتیب دو گروه شش نفره وارد مسابقه می‌شوند و در مرحله سوم نوبت بمب طلایی می‌رسد.

این زمان طولانی اما همه‌اش صرف سرگرم کردن مخاطب نمی‌شود. برای نمونه ۵ دقیقه ابتدایی برنامه به تیتراژ‌، پلاتوی مجری و یک وله کوتاه می‌گذرد. ۵ دقیقه طول می‌کشد تا شرکت‌کنندگان خود را معرفی کنند و به پرسش‌های مختلف مجری پاسخ دهند. ۲۰ دقیقه بعد هم اختصاص به مسابقه دارد که خب لابه‌لای آن حامی مالی برنامه توسط مجری تبلیغ می‌شود. نیمه دوم مسابقه سیم آخر به همین منوال می‌گذرد و هر شش شرکت‌کننده از خود و علاقه‌مندی‌های مختلف‌شان می‌گویند. در نهایت نوبت بمب می‌رسد. این چرخه در هر قسمت تکرار می‌شود که طبیعی است با ایده سقوط شرکت‌کننده و خنثی کردن بمب نمی‌توان جذابیت را حفظ کرد.‌

منظر دوم: مجری| رضا رشیدپور می‌تواند به روزهای اوج بازگردد اگر برنامه مناسب در اختیارش قرار بگیرد. او در سیم آخر کاری ندارد جز پرسیدن سوال‌؛ بنابراین برای اینکه نقش خود را پررنگ کند، شعر می‌خواند‌، شوخی می‌کند و از مخاطبان می‌خواهد در چالش سیم آخر شرکت کنند. این اتفاق دو نتیجه منفی به همراه دارد: زمان مسابقه بیهوده کش می‌آید و رشیدپور از جایگاهی که برای خود ساخته بود، هر بار دورتر می‌شود.

او در برنامه‌های گفت‌و‌گو محور و نیز برنامه صبحگاهی تبدیل به یک مجری موفق شده بود‌؛ به این خاطر که شرایط آن برنامه‌ها اجازه عرض اندام به مجری می‌داد. در مسابقه سیم آخر اما شوخی‌های او به دل نمی‌نشیند و یادآور جوک‌گویی‌های سال‌های اولیه در برنامه صبح بخیر ایران است. اینکه مدام با شرکت‌کننده‌ها حرف بزنی و مثلا شوخی کنی، حاصلی برای رشیدپور ندارد و خدشه بر جایگاه پیشین است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.