روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ماجرای قاتلانی که بعد از قتل، به انتظار قصاص نمیمانند و خودشان دست بهکار شده و اقدام به خودکشی میکنند. معلوم نیست در سر این افراد چه میگذرد. از قتل پشیمانند یا از قصاص و محاکمه میترسند که خودشان را میکشند. اما آنها پیش از آن که توسط قانون محاکمه شوند خودشان، خود را قصاص میکنند. همین چند روز قبل بود که در مهاباد مردی ۴۵ ساله اول پدر خود را با شلیک گلوله از کلت کمری به قتل رساند سپس پسر۶سالهاش را کشت و در پایان با شلیک به خود به زندگیاش پایان داد. در این گزارش، پرونده پنج قاتلی که پیش از محاکمه خودکشی کردند را بررسی میکنیم.
یک: خودکشی قاتل مشهدی بعد از قتل همسر صیغهای
جوان ۳۳ سالهای که همسر صیغهایاش را در تشت آب خفه کرده بود، خود را نیز با انفجار خانه اجارهای کشت. اما ماجرا چه بود؟ جواد با زنی ۳۶ ساله ازدواج موقت کرد. زن که دوبار ازدواج ناموفق داشت و سرپرستی پسر ۴ سالهاش را نیز به شوهر سابقش سپرده بود، تصمیم گرفت بدون اطلاع خانواده، یک بار دیگر بختش را بیازماید، به همین دلیل با «جواد» ازدواج کرد و قدم به خانهای گذاشت که جواد از حدود سه ماه قبل در بلوار حر مشهد اجاره کرده بود.
اما گویی هنوز بخت با این زن جوان یار نبود چرا که از همان روز آغازین زندگی مشترک، درگیری و اختلافات بین آنها شدت گرفت به طوری که روز جمعه بیست و سوم مهر، مشاجرههای لفظی آنان به حدی رسید که ناگهان «جواد» با چهرهای غضب آلود، او را به داخل حمام خانه نقلی کشید و سرش را در آب درون تشت فرو برد. او که خشم و عصبانیت همه وجودش را فرا گرفته بود، آن قدر سر همسر صیغهایاش را درون آب فشرد تا این که دیگر دست و پاهایش شل شد و هیچ تلاشی برای نجات خودش نمیکرد.
«جواد» که فهمید همسرش خفه شده است و جانی در بدن ندارد او را در همان وضعیت داخل حمام رها کرد و به داخل پذیرایی رفت. او به ناچار مسیر منزل پدرش را در پیش گرفت. وقتی به آن جا رسید ناگهان در میان بهت و ناباوری پدر و دامادشان، قصه قتل زنی به نام «م- ح» را برای آنها بازگو کرد و گفت: من همسرم را کشتهام و میخواهم خودکشی کنم! ولی دیگران حرفهایش را باور نکردند، به او گفتند تو که مجرد هستی! زن نداری! …
و جواد درحالی که بیان میکرد یک زن جوان را صیغه کرده بودم از اعضای خانوادهاش دور شد ولی نه تنها هیچکس از جا و مکان «جواد» اطلاعی نداشت بلکه باورشان هم نمیشد که او زنی را صیغه کرده باشد! اما در نهایت جواد به خانهاش رفته طنابی را به سقف آویزان کرده، درز پنجرهها را بسته، بخاری را زیاد کرد و شیر گاز شهر را داخل خانه باز گذاشت. خودش طناب را دور گردنش انداخته که همزمان خانه منفجر میشود. او ۴۰ ساعت بعد از قتل زن، با ۸۰ درصد سوختگی در بیمارستان امام رضا(ع) فوت کرد و دیگر برای قتل زن، محاکمه نشد.
دو: خودکشی قاتل پس از قتل دوستش
دو سال قبل مأموران پلیس در محدوده تهرانسر از خودکشی مردی ناشناس با خبر شدند و خود را به محل حادثه رساندند. وقتی در پای ساختمانی چند طبقه با جنازه این مرد روبهرو شدند برای بررسی بیشتر ماجرا از پلهها بالا رفتند وبا ورود به آپارتمانی که مرد جوان از پنجره آنجا خود را پایین انداخته بود ناگهان با جسد مرد دیگری روبهرو شدند که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود.
مأموران در بازرسی جیبهای لباس مرد جوان که خودکشی کرده بود دست نوشتهای یافتند که در آن نامه نوشته بود به روابط پنهانی دوستش با همسر خود مشکوک شده و تصمیم به قتل وی گرفته است.در ادامه تحقیقات روشن شد که ناصر بهخاطر شرایط نابسامان اقتصادی مجبور شده همراه همسرش به خانه دوستش برود و مدتی را درخانه او زندگی کند اما کم کم به روابط دوستش با همسر خود ظنین شده و ابتدا صاحبخانه را با چاقو کشته وسپس خودش را از پنجره به پایین انداخته است. حالا بعد از دوسال خانواده مقتول از بیتالمال، درخواست دیه فرزندشان را دارند که به قتل رسیده است.
سه: خودکشی قاتل پس از قتل خواهر و برادر دهدشتی
روز جمعه ۲۸ خرداد ماه امسال، حوالی ظهر مردی جوان همسر سابق و برادر او را به قتل رساند و اقدام به خودکشی کرد. مرد جوانی به نام صاحب پروین همسر سابق خود سکینه آزمون و قاسم برادرش را با ضرب گلوله به قتل رساند. صاحب بعد از اینکه همسر سابق و برادرش را به قتل رساند اقدام به خودکشی کرد که با انتقال پیکر نیمه جان وی به بیمارستان، خودش در بخش مراقبتهای ویژه جان باخت. علت این اقدام کینه از همسر سابقش بوده و برادر او را مسبب جداییشان میدانسته است.
سکینه آزمون اهل روستای آب انجیر دهدشت بود و چند سالی میشد ساکن محله سادات گچساران شده بودند.دایی سکینه و قاسم ماجرای این قتل را اینطور توضیح داد:«چند سال قبل سکینه با یکی از بستگان به نام صاحب پروین ازدواج کرد.آنها صاحب دو فرزند شدند اما به دلیل اختلافات خانوادگی تصمیم به جدایی گرفتند.سکینه یک دختر و یک پسر دارد که گاهی آنها را ملاقات میکرد اما بعد از طلاق به همراه برادر و مادرش راهی گچساران شدند و در آن شهر زندگی میکردند.
مدتی بود صاحب به سکینه اصرار میکرد که به زندگی برگردد اما سکینه راضی نمیشد.برای همین باز هم بین آنها اختلاف و درگیری پیش آمده بود.تا اینکه روز حادثه شوهر سابق سکینه وارد خانه آنها شده و برادر سکینه را با اسلحه نشانه گرفته بود.همان موقع مادر سکینه که شاهد این ماجرا بود با داد و فریاد از همسایهها کمک خواسته بود اما در کسری از ثانیه و قبل از اینکه از دست کسی کاری بر بیاید،صاحب به سکینه هم شلیک کرده بود و بعد هم با همان اسلحه به خودش شلیک کرده بود.»
چهار: خودکشی قاتل فراری روی دکل برق
جسد متهم به قتل فراری در حالی روی دکل برق فشار قوی در کوههای معروف به قله زو در مشهد کشف شد که با قفل و زنجیر و طناب خود را به دار آویخته بود! ماجرای این پرونده جنایی از حدود ساعت ۲۱ شب ششم دی سال ۹۸ زمانی لو رفت که ماموران انتظامی از طریق تماسهای مردمی در جریان قتل مرد جوانی در طبقه اول یک واحد آپارتمانی در بلوار فارغالتحصیلان مشهد قرار گرفتند. مرد ۲۶ ساله که همسر و نوزادش در خانه نبودند توسط دوست ۲۸ ساله خود که یک سال قبل در فضای مجازی آشنا شده، به قتل رسیده است. آنها بر سر ماجرایی اختلاف پیدا میکنند و محمد. ر اقدام به قتل دوستش کرده و متواری میشود. اما صبح روز بعد از قتل طاقت نیاورده و خودش را با طناب و قفل و زنجیر از دکل برق فشار قوی به دار میآویزد.
پنج: قتل عام خانواده در سنندج و خودکشی قاتل
اختلاف استاد دانشگاه با همسرش، منجر به قتل عام در یکی از روستاهای سنندج شد. مردادماه امسال بود که خبر این قتل عام خانوادگی منتشر شد. این قتل عام در یکی از روستاهای سنندج به نام خلیفه ترخان رخ داده بود.در این قتل عام پنج نفر به ضرب گلوله به قتل رسیدند.قاتل اعضای خانواده همسر خود به همراه یکی از دوستانش را قتل عام کرد.قاتل بعد از قتل دست به خودکشی زد.
درباره جزئیات این حادثه خواهر مقتول که صاحب باغ بوده و این اتفاق آنجا رخ داده میگوید:
« روز حادثه خانواده حبیب الله مهمان باغ برادرم شورش بودند.آنها میدانستند که برادرم در باغ تنهاست و با او تماس گرفته و گفته بودند که میخواهند به باغ بیایند.از طرفی برادرم با رضا،که عامل این جنایت و داماد خانواده هم بود دوست خیلی صمیمی بود.دختر حبیبالله که شیلان نام داشت از شش ماه قبل از خانه شوهرش رضا قهر کرده بود و پایش را در یک کفش کرده بود و میگفت طلاق میخواهم.
وقتی رضا فهمیده بود که همسرش و خانواده او به باغ برادرم آمدهاند، مقابل ویلا آمده بود و به برادرم گفته بود چرا همسرم و خانوادهاش را به باغ راه دادی؟برادرم گفته بود آنها خودشان تماس گرفتند و گفتند میخواهند به من سر بزنند و من نمیتوانستم به مهمان دست رد بزنم.آن موقع پسرعموهای پدرم که همسایه باغ او بودند و سرایدار باغ شاهد ماجرا بودند و بعدا این اتفاقات را آنها برای ما تعریف کردند.رضا به برادرم گفته بود که میخواهم شیلان و خانوادهاش را بکشم اما تو کنار برو و کاری نداشته باش.
برادرم به او گفته بود از خر شیطان پیاده شو!اما رضا خیلی سریع اسلحهای از داخل ماشینش بیرون آورده و سراغ پدرزنش رفته و به او شلیک کرده بود.بعد هم واردطبقه بالا شده و به شیلان و مادرش شلیک کرد.برادرم به همراه برادر شیلان به یک اتاق رفته و در را قفل کرده بودند.رضا با شلیک گلوله قفل در را شکسته و به برادر شیلان که ۱۴ سال داشت شلیک کرد.همان موقع برادرم شروع به فریاد زدن کرده بود که رضا به او هم شلیک کرد.بعد رضا با شلیک گلوله به خودش اقدام به خودکشی کرد. شیلان از رضا ۲۰ سال کوچکتر بود.وقتی با هم ازدواج کردند زندگی خوبی داشتند.اما شش ماه قبل اختلاف پیدا کردند و شیلان قهر کرد و به خانه پدرش رفت.
من با شیلان صحبت کردم و گفتم رضا صمیمیترین دوست برادرم است و او را میشناسم.مرد بدی نیست و زندگی شما خوب بود.رضا استاد دانشگاه بود و مرد خوبی بود.اما شیلان میگفت رضا خسیس است.میگفت برای من گوشی و اینترنت نمیخرد.اما من نمیدانم دلیل اصلی اختلاف آنها چه بود.رضا بارها از شیلان معذرت خواهی کرده بود اما مادر شیلان میگفت از اول هم نمیخواستم دخترم با تو ازدواج کند.شیلان ۲۰ سال داشت و رضا ۴۰ ساله بود.پدرشیلان هم میگفت رضا سنش خیلی بالاتر از دخترم هست و من اول نفهمیدم که این مورد برای دخترم مناسب نیست و الان متوجه شدم.»



