روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| برنامه رخ به رخ بعد از مدتها یک مهمان متفاوت داشت: جواد خیابانی. میگویید او مدام به واسطه شغلش روی آنتن است؛ پس صفت «متفاوت» اغراقآمیز است؟ اگر برنامه را دیده باشید با ما هم عقیده میشوید که رخبهرخ بعد از مدتها «جذاب» و «سرگرم کننده» بود.
این برنامه مهمانها را در موقعیتهای مختلف قرار میدهد که خب هر مهمانی جنس مناسب برای بهدست آمدن نتیجه مطلوب نیست. خیابانی اما متفاوت بود؛ به این دلیل که بدون محافظهکاری رازهایی درباره خود و زندگیاش به زبان آورد. به طور کلی خیابانی شخصیتی خاص دارد؛ حتی اگر گافها و مدل گزارشش گاهی روان مخاطب را آزار دهد.
مورد اول| با کامیون در جادهها
رخ به رخ بخشی دارد که مجری (امیرعلی دانایی) از مهمان میخواهد، وسیله نقلیه مورد علاقه خود را انتخاب کند. روی میز ماکت هواپیما، دوچرخه و … قرار دارد. جواد خیابانی گفت که ماشین مورد علاقهاش در بین گزینهها نیست: کامیون. و بعد توضیح داد که مدتی با دایی خود در جادهها بوده و همیشه دوست داشته این شغل را ادامه دهد. هنوز هم آقا جواد نیمنگاهی به جادهها دارد.
او از بین گزینهها دوچرخه را انتخاب کرد و گفت اوایل دهه ۶۰ قبل از اینکه سراغ دروازهبانی بروم، دوچرخهسواری میکردم و در این رشته قهرمان شدم. این را هم تعریف کرد که بارها با دوچرخه از کرج به چالوس رفته و برگشته؛ بارها هم زمین خورده اما دست از علاقهاش برنداشته است.
مورد دوم| سلیقه سینمایی
خیابانی پیشتر گفته بود که یک علاقهمند به سینماست. این بار هم از سرجیو لئونه، کوپولا، اسکورسیزی، کازان و برگمن به عنوان کارگردانهای محبوب خود یاد کرد. داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی را هم از یاد نبرد و به تفصیل درباره ارزشهای فیلم مسافر کیارستمی صحبت کرد. درباره بازیگران ایرانی اما نامی نبرد و به این جمله اکتفا کرد: به همه آنها احترام میگذارم. خیابانی در جای دیگر که صحبت از مشکلات بود، کارگردان «بدون دخترم هرگز» را خطاب قرار داد و گفت: به ایران بیا تا ببینی همان فقرا چگونه سفرهای رنگین برایت تدارک میبینند؛ مثل فیلم مهمان مامان.
مورد سوم |علاقه به آشپزی
آقا جواد یک آشپز ماهر است که در مهمانیها مسئولیت پخت ماکارونی با اوست. میگوید در پخت قرمهسبزی، تهچین، کتلت، کوکو سبزی و … مهارت دارد. با این حال همسرش راضی به این کار نیست چون آشپزخانه را بههم میریزد! خیابانی به ظاهر خود اهمیت میدهد اما در قید و بند مد نیست. میگوید حتی برای عروسی خودش و دخترش دنبال لباسی خاص نبوده. حالا هم کمد را باز میکند و یک لباس میپوشد.
مورد چهارم| زندگی و دیگر هیچ
در دوران کرونا، جواد خیابانی خواهر و بسیاری از دوستان خود را از دست داد. با این حال عقیده دارد زندگی همین است و مرگ را باید باور داشت. او وقتی در این برنامه مقابل آینه قرار گرفت از خودش قول گرفت بیشتر به فکر خانواده و مردمش باشد. در جای دیگر توصیه کرد تصمیم بگیریم که دروغ نگوییم، مهربان باشیم، حسد نورزیم، غیبت نکنیم.
او مقابل آینه وقتی صحبت از تغییر پیش آمد، خطاب به خودش اینطور گفت: « بیشتر بخوان و بیشتر بدان. تو همانی هستی که چند سال پیش فکر میکردی خیلی میدانی؛ ولی الان میدانی هیچ چیز نمیدانستی. بیشتر بخوان تا بیشتر بدانی که هیچی نمیدانی.» یک جمله فیلسوفانه . او به جواد ۱۳ ساله هم تحکم کرد که :«باید درس خواندن را زودتر شروع میکردی؛ چه بسا اگر تلاشت بیشتر بود حالا گزارشگر نبودی…»
مورد پنجم| گاف، کرگدن و …
خیابانی معروف است به گاف و طبیعی است که یکی از پرسشهای مجری همین مسئله باشد. او توضیح داد تعداد بازیهایی که گزارش کرده اگر پشت هم قرار داده شوند، یک سال «حرف» میشود. پس طبیعی است که بین آنها گاف هم رخ دهد. او به این سوال که اگر گزارشگر نمیشدی چه کاره میشدی هم به یک خاطره رجوع کرد. تعریف کرد که این سوال را یک خبرنگار از او پرسیده بوده و با شوخی گفته بوده کرگدن!
برای اینکه در برابر انتقادها پوست کلفت باشد. در نهایت هم به شیوه همیشگی جواب داد: «اگر گزارشگر نمیشدم باز هم گزارشگر میشدم.» خیابانی با این چالش مواجه شد که یک تیم ایرانی بچیند. نام خیلی از بازیکنها را به زبان آورد که به قول خودش اگر قرار به استفاده از آنها باشد باید سراغ سیستم ۱۰ ، ۴۰ ، ۱۵ رفت. او یک ترکیب خارجی هم چید که مارادونا در آن همهکاره بود؛ گلر، مدافع، مهاجم و … و حتی سرمربی.



