روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | اگر بچه‌ای اطرافتان باشد، حتما بارها مجبورتان کرده ‌به قدرت‌های ویژه محبوب‌تان فکر کنید. بچه‌ها دائماً از شما می‌پرسند دوست داشتی چه قدرتی داشتی؟تازگی فهمیدم علاقه‌ای به نامرئی شدن ندارم و نمی‌خواهم ذهن این و آن را بخوانم. آدم‌ها معمولاً به چیزهای کم‌ارزش، بی‌رحمانه و احتمالاً مشمئزکننده‌ای فکر می‌کنند و اگر نکته مهم و جالبی در ذهن داشتند، بدون‌شک برای خودنمایی هم که شده آن را به زبان می‌آوردند و برای خود اعتبار می‌خریدند. پس خواندن ذهن‌شان چندان جذابیتی ندارد.

قدرت‌های محبوب دیگر را مرور می‌کنم: پرواز کردن. اگر می‌توانستم در آسمان این شهر پرواز کنم احتمالاً خیلی‌زود کسی تیری، سنگی، آشغالی به سمتم پرت می‌کرد‌ و شکار می‌شدم.قدرت فیزیکی زیاد. آیا دوست دارم وقتی در ترافیک یک خیابان فرعی، پشت یک کامیون اسقاطی دودزا که سمی سیاه را به ریه مردم می‌فرستد مانده‌ام، از ماشین پیاده شوم و بدون آوردن خم به ابرو، یک دستی کامیون را بلند کنم و آن را به‌جایی دورتر و فضایی بازتر پرت کنم؟ بد نیست.

قدرت شنوایی زیاد. کسی چند خیابان آن‌طرف‌تر، آهسته چیزی به بغل‌دستی‌اش می‌گوید و شما می‌شنوید. اوه نه! افتضاح است!
تکان دادن اجسام با نگاه. این یکی جالب است. این قدرت به درد شب‌هایی می‌خورد که بعد از کاری طولانی و خستگی، بالاخره روی کاناپه افتاده‌ای و حتی بارش شهاب سنگ هم نمی‌تواند تحریکت کند از جا بلند شوی و تکانی بخوری. با یک نگاه، کنترل تلویزیون از حالت افقی به عمودی تغییر شکل می‌دهد و مطیعانه به سمتت پرواز می‌کند.

شاید بتوانی با تمرکز بیشتر، خوراکی‌های توی یخچال را هم وادار به رقص کنی. اما بالاخره بعد از تحقیقات بسیار، جذاب‌ترین قدرت ویژه را پیدا کردم و آن این است: فکر کردن به یک مکان و ظاهر شدن در آنجا.تصور کن در حالی‌که دولت‌ها در حال سفت و سخت کردن قوانین سفر هستند، می‌توانی با لبخندی موذیانه بر لب به هلند فکر کنی و در کسری از ثانیه سر از آمستردام درآوری.

دوست داری حوالی سنترال‌پارک قدم بزنی و خبری از بلیت و ویزا نیست؟ به نیویورک فکر کن، آنجا باش و به آنهایی که مانع سفرت بودند زبان‌درازی کن. چرا همین حالا در مراکش نباشیم؟ یا در جزیره‌ای خلوت و خوش آب‌و‌هوا در نیمکره جنوبی.لیست قدرت‌های ویژه را بررسی کنید. شما می‌خواهید صاحب کدام یک از آنها باشید؟

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.