روزنامه هفت صبح، مازیار وکیلی | موفقیت در مراسم اسکار قواعد خاص خودش را دارد؛ پیروزی در آن توامان نیازمند بازاریابی، اکران و کیفیت است. رقابت در آن محدود به چند اکران در یک جشنواره نیست و یک بازه‌ زمانی طولانی را در برمی‌گیرد که شامل کلی جایزه‌ ریز و درشت می‌شود. اسکار فقط حسن‌ختام این بازه است، که در آمریکا به «فصل جوایز» معروف شده. بنابراین برای تشخیص برندگان احتمالی و چرایی نامزدی آن‌ها در اسکار، علاوه بر کیفیت فیلم‌ها باید به دنبال روندی باشیم که در طول فصل جوایز طی می‌کنند.

اسکار بیشتر شبیه یک دوی ماراتن طولانی و نفسگیر است که برای برنده شدن در آن باید بیش از هر چیز صبر و حوصله داشت. نظر منتقدان، تبلیغات درست حول بازی یک بازیگر و رقبایی که در صحنه‌ رقابت حضور دارند همگی می‌توانند در برنده‌ نهایی مراسم تاثیر داشته باشند. بعد از یک سال کم‌حادثه به خاطر همه‌گیری بیماری کرونا، امسال با توجه به تعدد فیلم‌های مهمی که اکران شده، بازیگران زیادی برای پیروزی در چهار رشته‌ بازیگری اسکار با هم رقابت می‌کنند.

فشردگی رقابت‌ها به قدری بالاست و جوایز به شکلی توزیع شده که احتمال هر نتیجه‌ای در پایان وجود دارد. به دلیل همین رقابت فشرده و روند پیچیده اعطای جوایز، نمی‌توان برخلاف بسیاری از سال‌ها پیش‌بینی درستی از مراسم داشت، اما می‌توان با توجه به روند طی‌شده در فصل جوایز مدعیان جدی و نامزدهای نهایی را پیش‌بینی کرد.

ویل اسمیت (شاه ریچارد)
ویل اسمیت تا پیش از این دو بار برای فیلم‌های «علی» و «در جستجوی خوشبختی» نامزد بهترین بازیگر مرد شده، اما در هر دو مورد جایزه را به رقبای خودش واگذار کرده است. امسال به نظر می‌رسد باید ویل اسمیت را شانس اصلی برای کسب جایزه در رشته بهترین بازیگر مرد دانست. مضمون «شاه ریچارد» که درباره‌ انسجام خانوادگی و موفقیت‌های دو ستاره‌ رنگین‌پوست دنیای تنیس (خواهران ویلیامز) است، از مضامین مورد علاقه‌ اعضای آکادمی به شمار می‌آید. علاوه بر این، با در نظر داشتن تبعات اعتراض گسترده‌ اقلیت‌ها در خصوص عدم توجه آکادمی به بازیگران سیاهپوست طی سال‌های اخیر، شانس اسمیت بیشتر هم شده. بردن جایزه‌ بهترین بازیگر مرد در گلدن گلوب امسال هم اسمیت را یک گام دیگر به جایزه نزدیک کرده، یک گام بزرگ!

بندیکت کامبربچ (قدرت سگ)
بندیکت کامبربچ در یک خانواده‌ کاملا سینمایی به دنیا آمده. پدر و مادرش هر دو بازیگر بودند و او با درخشش در تئاتر، که جوایز زیادی را هم برایش به همراه داشت، به سینما و تلویزیون راه پیدا کرد. درخشش در سریال «شرلوک»، در نقش یک شرلوک هلمز مدرن، از کامبربچ ستاره‌ای بین‌المللی ساخت و خیلی زود پای او را به آثار ارزشمند سینمایی باز کرد. با نامزدی به خاطر «بازی تقلید» موقعیت ستارگی‌اش تثبیت شد و امسال با بازی در وسترن متفاوت جین کمپیون، «قدرت سگ»، به دنبال کسب اولین جایزه‌ اسکار است. اگر اعضای آکادمی بخواهند اسکار را به یک بازی متفاوت و پر از جزئیات اهدا کنند، یقینا کامبربچ مدعی امسال خواهد بود. هرچند در مسیر فتح این جایزه باید رقبای قدرتمندی مانند ویل اسمیت و دنزل واشنگتن را کنار بزند و شاید این بار سفیدپوست بودن حتی به ضررش تمام شود!

دنزل واشنگتن (تراژدی مکبث)
واشنگتن با کلی فیلم درجه یک و دو جایزه‌ اسکار برده و صاحب یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های بازیگری هالیوود است. این ستاره‌ با کسب جایزه‌ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در سال ۱۹۸۹ راه را برای دیگر ستارگان سیاهپوست هم‌نسل‌اش در هالیوود هموار کرد، امسال با درام شکسپیری جوئل کوئن (که فیلم را بدون برادرش ساخته) یعنی «تراژدی مکبث» در فصل جوایز رقابت می‌کند. بازی قدرتمندانه‌ واشنگتن در یک نقش مکبث آن‌قدر کنجکاوی‌برانگیز هست که خیلی‌ها را وادار به تماشای فیلم کند. تجربه نشان داده که آکادمی همیشه به درام‌های شکسپیری توجه نشان می‌دهد و علاقه‌مند است چنین فیلم‌هایی در فهرست نامزدهای نهایی حضور داشته باشند، حالا باید دید این علاقه به اسکار سوم واشنگتن منجر می‌شود؟

نیکول کیدمن (ریکاردو بودن)
نیکول کیدمن با چهار نامزدی اسکار و بردن یک جایزه، در کنار لیدی گاگا بیشترین شانس را در میان بازیگران زن امسال دارد. او که یکی از بهترین بازیگران عصر حاضر است، تاکنون دو بار هم در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۸ به‌عنوان یکی از صد چهره‌ برتر سال مجله تایم انتخاب شده و البته در سال‌های اخیر او را بیشتر در مینی‌سریال‌های موفق تلویزیونی دیده‌ایم. کیدمن امسال با فیلم «ریکاردو بودن» در فصل جوایز حضور دارد؛ ساخته‌ جدید آرون سورکین که در نوشتن درام‌های سنگین استادانه عمل می‌کند و ظاهرا قصد دارد که کارگردانی را هم با جدیت ادامه بدهد. کیدمن در «ریکاردو بودن» با گریمی سنگین و غیرقابل تشخیص در نقش لوسیل بال ستاره‌‌ سریال‌های تلویزیونی در دهه‌ پنجاه فرو رفته. وقتی بازیگری چهره‌ خودش را کنار می‌گذارد و مخاطب را قانع می‌کند که شخص حقیقی دیگری است، اعضای آکادمی نمی‌توانند جلوی خود را بگیرند و او را نامزد جایزه نکنند.

لیدی گاگا (خاندان گوچی)
لیدی گاگا را بیشتر با فعالیت‌اش در زمینه موسیقی به یاد می‌آوریم، اما در سال‌های اخیر و به‌خصوص بعد از بازی در «ستاره‌ای متولد می‌شود» (با آن همه حواشی درباره‌ رابطه‌‌‌اش با بردلی کوپر) که اسکار بهترین ترانه را هم برایش به ارمغان آورد، بدل به بازیگری تمام‌وقت شده. لیدی گاگا که مشخص است کسب اسکار بهترین ترانه او را راضی نکرده، به دنبال تجربه‌های تازه در بازیگری است و «خاندان گوچی» این فرصت را در اختیار او قرار داده تا با نشان دادن قابلیت‌هایش (خصوصا در استفاده از لهجه و شمایل یک زن ایتالیایی شلوغ) از همیشه بیشتر به کسب جایزه اسکار بازیگری امیدوار باشد. حداقل در فیلم جدید ریدلی اسکات که برای منتقدان و تماشاگران چندان امیدوارکننده نبوده، حضور لیدی گاگا به مهم‌ترین داشته‌ فیلم تبدیل شده است.

اندرو گارفیلد (تیک تیک بوم)
اندرو گارفیلد پس از رابطه‌ای پُر فراز و نشیب با اما استون و بازی در فیلم‌های ابرقهرمانی مثل «مرد عنکبوتی» خیلی زود راهش را در سینما پیدا کرد و با بازی در آثاری مانند «ستیغ هکساو» و «سکوت» تا آستانه‌ کسب اسکار بهترین بازیگر مرد هم پیش رفت. گارفیلد امسال با «تیک تیک بوم» اولین تجربه‌ی فیلمسازی لین مانوئل میراندا (خالق تئاتر موزیکال «همیلتون») و یک موزیکال پیچیده و جذاب درباره‌ بحران میانسالی در فصل جوایز حضور دارد و هیچ بعید نیست بعد از کسب جایزه گلدن گلوب بهترینِ بازیگر مرد کمدی/موزیکال، در مراسم اسکار همه را غافلگیر کند و دست پُر به خانه برود! هرچند تاریخ نشان داده که اسکار جز موارد معدودی مانند، رکس هریسون برای فیلم «بانوی زیبای من» چندان به بازیگران مرد در فیلم‌های موزیکال روی خوش نشان نمی‌دهد و گارفیلد هم احتمالا این دوره باید به نامزدی قناعت کند. البته ارزش این نامزدی با توجه به تاثیرش بر روی کارنامه‌ گارفیلد و بازگرداندن او به سطح اول هالیوود، کمتر از جایزه نیست.

آریانا دبوز (داستان وست ساید)
شاید کمتر کسی فکر می‌کرد میان آن همه نامزد سرشناس مراسم گلدن گلوب، برنده نهایی آریانا دبوز باشد. اما نگاهی به کارنامه‌ این بازیگر و خواننده نشان می‌دهد که او با شایستگی جایزه را به دست آورده. دبوز سال‌هاست که در تئاترهای موزیکال برادوی فعالیت می‌کند و حتی یک‌بار برای بازی در تئاتر موزیکال «دانا سامر» نامزد جایزه تونی هم شده. این سوابق در کنار حضور قدرتمندانه‌اش در موزیکال «همیلتون»، که انتشار آن بر روی دیزنی پلاس سال گذشته چشم‌ها را خیره کرد، همگی حکایت از این موضوع دارد که دبوز شانس اصلی بهترین بازیگر نقش مکمل زن در مراسم اسکار امسال است و باید او را به فهرست ستارگانی اضافه کرد که همکاری با استیون اسپیلبرگ زندگی‌شان را برای همیشه تغییر داده.

کدی اسمیت مک‌فی (قدرت سگ)
اسمیت مک‌فی هم مانند کامبربچ در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمده و پدر و خواهرش بازیگران مشهوری هستند. این بازیگر استرالیایی پله‌های موفقیت را خیلی سریع طی کرد. نقش‌آفرینی (در کنار ویگو مورتنسن) در فیلم «جاده» خیلی زود توجهات را به سمت او جلب کرد. با حضور در «طلوع سیاره میمون‌ها» به یک بازیگر آبدیده تبدیل شد و حالا فقط با ۲۵ سال سن، با حضور در وسترن متفاوت جین کمپیون، جایزه‌ گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به خانه برده است. با توجه به روندی که مک‌فی در فصل جوایز طی کرده، می‌توان او را مدعی جدی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد دانست، مگر اینکه آکادمی بخواهد این جایزه را به بازیگران باتجربه‌تری اهدا کند. حضور توامان مک‌فی و کامبربچ در «قدرت سگ»، از عوامل اصلی تبدیل شدن فیلم به یکی از پدید‌های امسال سینماست که احتمالا در شب اسکار نیز چند جایزه اصلی را به خود اختصاص خواهد داد.

تروی کاتسور (کودا)
بازی در نقش افرادی که دارای معلولیت یا نقص جسمی هستند همیشه برای هالیوود جذاب بوده و هست. بنابراین اصلا بعید نیست جایزه نقش مکمل به تروی کاتسور با تجربه برسد که در «کودا» نقش یک پدر کرولال، خشن و در عین حال مهربان را بازی کرده است. کاتسور از بازیگران باسابقه اما نه‌چندان مطرح هالیوود به حساب می‌آید و آکادمی نشان داده در اهدای جایزه به چنین بازیگرانی می‌تواند دست‌و‌دل باز عمل کند. اگر آکادمی به دنبال فرصتی برای تقدیر از این فیلم کوچک و دلپذیر امسال باشد، کاتسور در دسترس‌ترین عنصر «کودا» برای دریافت جایزه خواهد بود. البته همین نامزدی هم کافی است تا بعد از سال‌ها حضور نامحسوس در فیلم‌ها و سریال‌ها بالاخره دیده شود.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.