روزنامه هفت صبح | دوشنبه ۱۵ آذرماه خبری هولناک از خانه‌ای در خیابان خرمشهر، حدفاصل کمالی و کمیل گزارش شد. خانه‌ای مخوف که ماموران برای سرکشی به آنجا می‌روند چرا که همسایه‌ها درباره ساکنان آن گزارشی داده بودند مبنی بر سرو صدا و دعوا، فروش اموال مسروقه توسط صاحب آنجا و مرموز بودن اعضای خانه! ماموران وقتی وارد خانه می‌شوند با دو دختر محبوس یکی در کمد و دیگری در هال خانه مواجه می‌شوند و همچنین جسدی که بوی تعفن می‌داد در یکی از اتاق‌ها بود که دورش ۲۷ پلاستیک مشکی کشیده شده بود.

آن جسد متعلق به دختری بود که چهار ماه پیش توسط سعید۳۳ساله صاحب خانه به قتل رسیده بود. ماموران بلافاصله دختران را نجات داده، جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند و سعید ۳۳ساله به همراه خواهر۴۳ساله و برادر بزرگترشان را دستگیر کردند. سعید، مردی که اقدام به اغفال دختران در راه‌آهن و ترمینال کرده، به خانه‌اش کشانده و در آنجا محبوس‌شان می‌کرد و مورد آزار و اذیت قرار می‌داد.

سرنوشت زنان و دختران خانه وحشت
حالا پرونده به جایی رسیده که شاکیان و کسانی که توسط این فرد به خانه وحشت کشانده شده‌اند کم‌کم برای توضیحات می‌آیند تا بگویند چگونه پای‌شان به آنجا باز شده چراکه در این پرونده ردپای زنان و دختران بیشتری دیده می‌شود. دو دختری که در آن خانه پیدا شدند نزدیک ۲۰،۲۱ سال سن دارند. دختری که داخل کمد محبوس بوده هشت ماه و دختر دیگر سه سال در آن خانه بوده‌اند.

آنها صدای قتل دختری را که چهارماه پیش به آنجا آمده بوده شنیده‌اند حتی شاهد فرار برخی از این دخترها از بالکن این خانه مخوف نیز بوده‌اند. حالا در این پرونده جسد یک دختر وجود دارد که شواهد و گفته‌های دختر محبوس داخل کمد نشان می‌دهد او توسط سعید با پیچ گوشتی به قتل رسیده است چراکه قصد داشته از این خانه وحشت برود. دختران می‌گویند این دختر از حوالی مشهد به تهران آمده بوده و حالا هویت او مشخص نیست و با دستور قضایی از طریق اثر انگشت موجود در خانه قرار بر تشخیص هویت او است.

دختری که هشت ماه داخل کمد بوده علت فرارش از خانه را رفتن به ترکیه عنوان کرده که در راه‌آهن سعید او را اغفال کرده و به این خانه می‌آورد و می‌گوید چون پدرم مرا نمی‌خواست فرار کردم! دختر دیگر سه سال در آنجا محبوس بوده و گفته بوده پدرم به شیشه اعتیاد داشته و مرا هم مجبور به خرید مواد می‌کرد.

یکی از افرادی که این خانواده را می‌شناسد می‌گوید:« پدر و مادر این دختر چند سال قبل از یکدیگر جدا می‌شوند. بعد طلاق، زن با فرد دیگری ازدواج می‌کند. حتی از مادر او خبری نیست و شاید از سرنوشت دخترش بی‌خبر باشد. دختر با پدرش زندگی می‌کرد که مرد بسیار خوبی بود، اما متاسفانه به شیشه اعتیاد داشته است. این دختر بار اولش نبوده فرار می‌کند. اگرچه این دختر به سختی بزرگ می‌شود.»

ماجرای زنی که با فرزندش در خانه محبوس شد
اما یکی از زنانی که در این خانه محبوس بودند و دختران دیگر به حضور او اشاره کردند، زنی همراه با فرزندش بود. تا جایی که همسایه‌ها درباره این ماجرا گفتند:« ما بارها کودکی خردسال را همراه سعید دیدیم که او را برای هواخوری به بالکن آورده بود و کودک صورت وحشت‌زده‌ای داشت.

اوایل فکر می‌کردیم این فرزند خود سعید است اما خب آن زن از آنجا رفت.» اما این زن کیست؟ یکی از دختران که سه سال است در این خانه محبوس بوده درباره زنی متاهل با فرزندش صحبت می‌کند که اهل شاهرود بوده است. این زن بالاخره پیدا شد و او علت حضورش در خانه سعید را چنین بیان می‌کند: من در زندگی‌ام با همسرم مشکلی نداشتم اما برای دیدار یکی از دوستانم بدون اینکه به او بگویم با دختر خردسالم از شاهرود به تهران آمدم.

در راه‌آهن هرچه به دوستم زنگ زدم جوابی نداد و من هم حیران مانده بودم چه باید انجام دهم که سعید به سمتم آمد گفت پلیس است و اتاقی ارزانقیمت برای اینکه شب را با فرزندم بگذرانم در اختیارم قرار می‌دهد. من در دام او افتادم. چند روز در آنجا حبس بودم و در همان خانه به آن کوچکی صدای دخترانی را می‌شنیدم؛ یکی از کمد صدا می‌داد دیگری از اتاق! من هم ترسیده بودم اما نه تلفن همراهم در اختیارم بود و نه کارت بانکی‌ام و به همسرم هم نمی‌توانستم خبر بدهم.

خواهر سعید هم در آن خانه بود. او را دیدم. بالاخره همسرم که نگران من شده بود و بی‌خبر مانده بود به دنبالم می‌گردد و حتی پلیس را هم خبر می‌کند. اما نمی‌دانم چطور جایم را پیدا کرده شاید از طریق کارت بانکی‌ام که سعید برداشته بود و با آن خرید می‌کرد توانسته رد مغازه‌های آن اطراف را بگیرد و بالاخره به سراغم آمد، وقتی در زد خواهر سعید در را باز کرد و همسرم فکر کرد او همان رفیقم است و من نجات پیدا کردم.» اما دختر دیگری که در آن خانه محبوس بوده توسط ملافه‌ها طنابی درست می‌کند و از بالکن فرار می‌کند.

متهم اعتراف نمی‌کند
فعلا سعید، متهم اصلی پرونده قتل دختری که جسدش در خانه کشف شده در آگاهی بازداشت است و به قتل اعتراف نکرده. او گفته دختران خودشان به آنجا آمدند و مانده‌اند چون جایی نداشتند بروند! آن دختر را هم دختر داخل کمد به قتل رسانده چون دختران به یکدیگر حسودی می‌کردند! تحقیقات بیشتر درباره این پرونده، نقش خواهر سعید و دیگر اتفاقات ادامه دارد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.