روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ‌ سریال خواب و بیدار و نقش ناتاشا را خاطرتان می‌آید؟ زنی خلافکار که یک تنه می‌کشت و سرقت می‌کرد و از هیچ چیز هراسی نداشت. حکایت زنان تبهکار حالا به آن شدت که نه ولی دست‌کمی از نقش این زن در آن سریال ندارد. زنانی که قتل می‌کنند، از جنازه نمی‌ترسند، سردسته باندسرقت می‌شوند و حتی قتل‌ها و سرقت‌های عجیب و غریب هم در پرونده‌شان پیدا می‌شود. در این گزارش پنج پرونده درباره زنان تبهکار را بررسی کرده‌ایم.

یک: دختر بازیگر طنز و سرقت از مردان پولدار
دختر یکی از بازیگران طنز سینما و تلویزیون، با همدستی شوهرش و مرد دیگری مردان پولدار هوسران را فریب داده و از آنها سرقت می‌کردند. متهمان در جریان دو سرقت خود، بیش از ۵/۱میلیارد تومان سرقت کرده بودند. در دی سال ۹۸ مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت خانه‌اش خبر داد. او گفت چند ساعت قبل در حال بازگشت به خانه زن جوانی را دیدم که کنار خیابان به انتظار تاکسی ایستاده بود. من سوار خودرو بنزم بودم و از آنجایی که هوا سرد و تاریک بود او را سوار کردم.

در بین راه زن شروع به صحبت کرد و زمانی که متوجه شد من طلافروش هستم گفت قصد خرید سرویس طلا و جواهر دارد. زن جوان که خودش را شیدا معرفی کرد از من خواست که عکس‌های سرویس‌های طلا را به او نشان دهم. با اصرار زن جوان او را به‌ خانه‌ام بردم. اما وقتی برای آوردن آلبوم عکس طلاها او را تنها گذاشتم، شیدا از فرصت استفاده کرد و داخل چای من داروی بی‌هوشی ریخت. بعد از خوردن چای گیج شدم در همان حالت بی‌تعادلی دیدم که شیدا در خانه را باز کرد و دو مرد وارد شدند.

آنها دست و پایم را بستند و مرا کتک زدند تا رمز گاوصندوق را به آنها بدهم سپس طلا و دلارها و وسایل باارزشی را که داخل خانه بود به سرقت بردند. بعد از این ماجرا یک برج‌ساز و مرد ثروتمند دیگری نیز از سرقت به همین شیوه و با اغفال دختر جوان خبر دادند. در نهایت دختر جوان دستگیر شده و اعتراف کرد دختر یکی از بازیگران طنز است و همسرش که خلافکار است او را به این کار وادار کرده است.

دو: بازیگر سیاهی لشکر زن، سارق بود
شکایت‌های سریالی و مشابه در بیمارستان‌های پایتخت توسط زن میانسال به پلیس آگاهی ادامه داشت و از همه آنها به روش مشابه سرقت شده بود. آبان سال گذشته، بازیگر سیاهی لشکر فیلم‌های سینمایی به اتهام سرقت دستگیر شد. متهم، زنان همراه بیماران را بیهوش می‌کرد و طلا و جواهراتشان را به سرقت می‌برد. تحقیقات در این پرونده با شکایت زنی جوان شروع شد. این زن از سرقت طلا و ۲۰میلیون پول نقد همراهش در یکی از بیمارستان‌ها خبر داد و گفت: چند روز قبل مادرم مبتلا به کرونا شد و او را به بیمارستان بردم.

به گفته پزشکان باید یک هفته‌ای در بیمارستان بستری می‌شد. به‌دلیل اینکه قرنطینه بود نمی‌توانستم به ملاقاتش بروم اما دلم نمی‌آمد که به خانه بروم. به همین دلیل اکثر اوقات به بیمارستان می‌رفتم و در محوطه آنجا می‌نشستم تا از حال مادرم باخبر شوم. روز سومی که مادرم بستری بود و من روی نیمکت محوطه بیمارستان نشسته بودم زنی را دیدم که حدودا ۴۵ساله بود. او می‌گفت خیر است و در یک خیریه کار می‌کند. می‌گفت اگر بیماری داری که دربیمارستان بستری است و نیاز به دارو دارد، می‌تواند برای تهیه دارو کمک کند.

اما من نیاز به پول و کمک مالی نداشتم. با وجود این گفتم اگر کسی را پیدا کردم که نیاز مالی داشت به او معرفی خواهم کرد.شاکی گفت: این زن یک بطری آبمیوه همراهش بود به همراه دو لیوان یکبار مصرف. جلوی چشمم آبمیوه را داخل لیوان‌ها ریخت و خودش لیوان اول را سرکشید و دومی را به من داد. با اصرار او لیوان را گرفتم اما دقایقی بعد از خوردن آبمیوه دچار سرگیجه شدم و از هوش رفتم. چشمانم را که باز کردم روی نیمکت بودم.

حدود ۷ساعتی بیهوش بودم و چون روی صندلی خوابیده بودم کسی شک نکرده بود. آنجا بود که متوجه شدم آن زن همه طلا و جواهراتم را که حدود ۴۰میلیون تومان ارزش داشت به همراه ۲۰میلیون تومان پول نقد را که داخل کیفم بود سرقت کرده است. بالاخره مشخص شد این زن چندین سرقت انجام داده و به دام افتاد.

این زن ۵۰ ساله گفت: در یکی از فیلم‌های پلیسی که بازی می‌کردم در یکی از سکانس‌ها زنی با همین شیوه بیهوشی سرقت می‌کرد. ایده سرقت همان روز به ذهنم رسید اما می‌ترسیدم آن را اجرا کنم. هم ترس دستگیری داشتم و هم وحشت آبروریزی. به همین دلیل بی‌خیالش شدم اما مشکلات مالی و تامین مخارج دو فرزندم باعث شد که نقشه‌ام را عملی کنم.

سه: ماجرای نازی گرگه و باند مخوفش
مهرماه سال۹۹، سه دزد خشن که طلاهای زنان سالخورده مشهدی را به سرقت می‌بردند دستگیر شدند. گردانندگان باند ‌سه نفری دزدی‌های خشن در مشهد به دام پلیس افتادند و مشخص شد یک زن معروف به نازی گرگه رئیس باند است. کم کم دو نفر مردی که سرقت را انجام داده بودند به دام افتادند و گفتند در این ماجرا نقشی نداشتند و رئیس باند که یک زن است با یکی از دوستان‌شان ارتباط دارد.

در نهایت این زن به عنوان رئیس باند و آن دو طرف به جرم مشارکت در سرقت‌های خشن از افراد سالخورده به دام افتادند. شاکی که زنی سالخورده است از ترس زبانش بند آمده بود. مأموران پلیس زمانی وارد خانه پیرزن شدند که چند همسایه با شنیدن فریادهای او از قبل به خانه‌اش آمده بودند.

زن سالخورده که دچار شوک شده بود در اظهارات اولیه‌اش به صورت دست‌و‌پا شکسته مدعی شد که افرادی ناشناس وارد خانه‌اش شده و با تهدید النگوهایش را سرقت کرده‌اند.یکی از همسایگان که در خانه این زن سالخورده حضور داشت به افسر گشتی پلیس گفت که صدای فریاد «کمک… کمک…» زن سالخورده را شنیده و به سراغ او آمده است. طبق ادعای زن همسایه زمان ورود، درِ خانه پیرزن باز بوده و او در حالی که زبانش از ترس لکنت داشته وسط آشپزخانه افتاده بوده است.

چهار: زنی به نام «رخ» سرکرده باند تبهکاران شطرنجی
سوم اسفند سال ۹۸، زن میانسالی به اداره آگاهی رفت و از ناپدید شدن شوهرش خبر داد. وی گفت: همسرم روز گذشته از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. هرچه با تلفن همراهش تماس می‌گیرم پاسخ نمی‌دهد. چون سن و سالی از او گذشته احتمال می‌دهم اتفاقی برایش رخ داده باشد. مأموران در بررسی‌ها دریافتند که مرد میانسال به تازگی با جوانی به‌نام رضا در یک کلوپ شبانه آشنا شده است. این در حالی بود که در ادامه تحقیقات مشخص شد که رضا سارق سابقه‌دار است و قبل از این نیز به اتهام سرقت بازداشت شده بود.

از آنجایی که رضا آخرین نفری بود که با حجت دیده شده بود، این فرضیه را مطرح کرد که رضا از سرنوشت او با خبر است. کارآگاهان پلیس به سراغ رضا رفته و مرد جوان بازداشت شد. رضا ابتدا منکر اطلاع از سرنوشت مرد ثروتمند شد، اما زمانی که با مدارک پلیسی مواجه شد به آدم‌ربایی اعتراف کرد. رضا با نشان دادن محل نگهداری حجت، در ۴۸ ساعت گذشته، اعتراف کرد که برای این گروگانگیری از زنی معروف به «رخ» دستور گرفته است.

وی گفت: نه اسم واقعی‌اش را می‌دانم نه تا حالا دیدمش. فقط می‌دانم سرکرده باند است و اعضای باند برای خودشان نام مهره‌های شطرنج را انتخاب کرده‌اند.چند ماه قبل در یک کلوپ شبانه با دو عضو این باند معروف به وزیر و شاه آشنا شدم. در آنجا قمار می‌کردیم. به آن‌ها گفتم که من دزد خانه‌های ویلایی بالای شهر هستم و خانه‌هایی را که چراغشان خاموش است برای سرقت انتخاب می‌کنم. گفتم که چند شب قبل وارد خانه‌ای ویلایی در شمال تهران شدم که صاحب خانه‌اش سال‌هاست به خارج از کشور رفته است.

از خانه که دزدی کردیم من اسناد و مدارک خانه را هم سرقت کردم. شاه و وزیر که ماجرا را شنیدند سند خانه را از من به مبلغ ۵۰ میلیون تومان خریدند. بدین ترتیب دوستی من و شاه و وزیر ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل آن‌ها به من پیشنهاد جدیدی دادند. آن‌ها مشخصات حجت را داده و از من خواستند که بعد از جلب اعتماد مرد ثروتمند نقشه ربودن او را اجرا کنم چرا که می‌خواستند خانه‌اش را تصاحب کنند. به من گفتند که زن جوانی معروف به رخ سرکرده باند دستور این آدم‌ربایی را داده است و اگر مأموریت را درست انجام دهم یک خودروی ۲۰۶ به من می‌دهد.

حجت خانه‌ای ویلایی در منطقه ونک داشت من هم با او دوست شدم. روز حادثه او را با خود به مغازه‌ای که رخ گفته بود بردم. دو نفر از دوستانم که آن‌ها هم سابقه سرقت و اعتیاد دارند با من همدست بودند در مغازه، مرد ثروتمند را زندانی کردیم. دستور رخ این بود که وادارش کنیم خانه‌اش را با قولنامه جعلی به قیمت ۷۰میلیارد تومان از او بخریم. با اعتراف رضا، مأموران وارد عمل شده و پس از آزادی مرد گروگان همدستان دیگر رضا را نیز بازداشت کردند. در ادامه عملیات پلیسی و قضایی برای دستگیری اعضای اصلی باند ادامه یافت و همه به غیر از «رخ» دستگیر شدند. بررسی‌ها نشان می‌داد که اعضای این باند با جعل سند، خانه‌هایی ویلایی را که صاحبانشان در خارج از کشور بودند به فروش می‌رساندند.

پنج: زن خشن، همدست باند زورگیری
دو مرد و یک زن به‌عنوان مسافر سوار خودروی طعمه‌های خود می‌شدند و در بین راه با انداختن طناب به دور گردن آنها دست به زورگیری مسلحانه می‌زدند. اسفند سال ۹۳ با شکایت یک راننده پراید تحت تعقیب قرار گرفتند. وی به ماموران گفت: نیمه‌شب در ابتدای مشکین‌آباد به‌صورت دربستی یک زن و دو مرد سوار ماشینم شدند تا آنها را به وردآورد برسانم. پس از رسیدن به آنجا آنها از من درخواست کردند تا در جاده خاکی همان حوالی توقف کنم.

بعد از آن زنی که در صندلی عقب نشسته بود طنابی را به دور گردنم انداخت و همزمان دو مرد مسافر با تهدید چاقو دست به سرقت موبایل، ‌تلفن همراه، مدارک شناسایی و پول زدند. سپس با تهدید مرا به بیرون خودرو پرتاب کردند و با سرقت ماشینم پا به فرار گذاشتند. ماموران کلانتری چیتگر هنگام گشت‌زنی در شهرک وردآورد به دو سرنشین یک خودروی پراید که زن و مردی بودند، مظنون شدند که در بررسی‌ها مشخص شد خودرو چند ساعت پیش به شیوه زورگیری سرقت شده است.

برای همین مأموران وارد عمل شدند و آنها را دستگیر کردند. در بازرسی از آنها یک قبضه سلاح سرد، یک رشته طناب سفید که دوطرف طناب به‌گونه‌ای بسته شده بود که امکان خفه‌کردن افراد از پشت سر وجود داشته باشد، مواد‌مخدر از نوع شیشه و همچنین مدارک شناسایی مالک خودرو کشف شد. از سوی دیگر متهمان که مینا و علی نام داشتند با دستور قاضی عموزاد، بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه۳۴ تهران در اختیار مأموران پایگاه پنجم پلیس آگاهی قرار گرفتند.

مینا ۳۲ساله در بازجویی‌ها به زورگیری و سرقت خودروی پراید اعتراف کرد و گفت: حدود یک‌ماه پیش با علی آشنا شدم و همراه او و دوستش سجاد تصمیم به زورگیری گرفتیم. مینا مدعی شد که تازه سرقت‌هایشان را شروع کرده بودند. وی گفت: ۱۱ اسفند۹۳ نیز در فاز۳ شهر اندیشه به مقصد وردآورد سوار خودروی مردی شدیم که در بین راه با تهدید چاقو و انداختن طناب به دور گردن طعمه‌مان دست به سرقت مدارک، پول و ماشینش زدیم. پس از چند روز با برداشتن لوازم ماشین، ‌آن را در منطقه قلعه‌حسن‌خان رها کردیم.در نهایت هر سه نفر این متهمان دستگیر شدند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.