روزنامه هفت صبح | فرهاد عشوندی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین در واکنش به یادداشت روز شنبه هفت‌صبح در همین صفحه پاسخی نوشته‌اند که حاوی اطلاعات و نقطه‌نظرات جالبی است.«اگر جایی نیاز به عجله باشد، همین مسئله واگذاری استقلال و پرسپولیس است.» اگر اشتباه نکنم این باید بخشی از نوشته دوستم آرش خوشخو باشد در واکنش به مصاحبه اخیر حسین قربانزاده رئیس سازمان خصوصی‌سازی که گفته بود: «عجله‌ای برای واگذاری استقلال و پرسپولیس نداریم.»

البته خود قربانزاده این جمله را در پاسخ به حمید سجادی وزیر ورزش به زبان آورده که گفته بود از نظر ما دیگر فقط سازمان خصوصی‌سازی این دو باشگاه را بفروشد چون تمام کارهای واگذاری‌شان انجام شده است.دغدغه آرش خوشخو را اقلا در این ۲۰ سال اخیر که بحث واگذاری این تیم‌ها مدام مطرح می‌شود به‌خوبی درک می‌کنم. اینکه او و تقریبا همه اهالی ورزش و اقتصاد اعتقاد دارند بدترین مدل بنگاهداری مدل بنگاهداری دولتی است و حاصلی غیر از نابودی به‌جا نمی‌گذارد.

می‌دانم این پروسه این‌قدر طولانی شده که دیگر باور اینکه بگویند استقلال و پرسپولیس را واگذار می‌کنیم باورناپذیر شده اما با همه این‌ها راستش می‌خواهم بنویسم اگر یک بار این جمله عجله نداریم، جایی درست استفاده شده باشد‌، همین‌جاست.اما چرا؟ حقیقت این است که اقلا از اوایل دهه ۹۰ که الزامات مجلس امکان تزریق پول دولتی به این دو تیم را ممنوع کرد، این دو باشگاه با همه جذابیت‌ها و فرصت‌های‌شان به پاشنه آشیل وزرای ورزش بدل شدند.

شرایط به سمتی رفت که این اواخر سلطانی‌فر و تیم مدیریتی او تنها به یک چیز می‌اندیشیدند‌. اینکه چطور زودتر این فشار تل‌انبار شده را از سر وا کنند. پس سناریوی واگذاری خیلی جدی‌تر از آنچه فکر می‌کنید، طی شد.اسنادها و ترازنامه‌ها طوری تنظیم شدند، قیمت‌گذاری‌ها به شکلی انجام گرفت که این اتفاق بیفتد. حقیقت این است که امروز هم سجادی به درستی فکر می‌کند رهایی از چالش هر روزه فحش خوردن به‌خاطر قرمز و آبی را همین روزهای نخست کارش از سر وا کند .

اما واقعیت کمی هولناک است. اینکه فردای بعد از این مدل واگذاری چه می‌شود؟ بله حالا در نسبت بدهی‌ها، دارایی‌ها چربه نسبی پیدا کرده‌اند اما در چه فرمولی؟ بگذارید استقلال را برای‌تان مثال بزنم. مثلا این تیم ۳۰۰ میلیارد بدهی دارد، اما در پشت قباله واگذاری‌اش کمپ حجازی، ورزشگاه مرغوبکار و ورزشگاه امام رضا را سند زده‌اند. ارزش ملکی این مجموعه‌ها قطعا چندین برابر بدهی‌های جاری و انباشته تیم است اما واقعیت این است که بدهی‌ها جاری هستند و سرمایه‌ها غیر‌درآمدی و سربار!

جایی مثل ورزشگاه مرغوبکار و حتی استادیوم امام رضا، حتی اگر سندش قابلیت انتقال به‌غیر از شهرداری را داشته باشد هم در جدول هزینه-فایده به سختی حتی درآمد بالای هزینه و نگهداری‌شان را جور می‌کنند.آن‌وقت فکر کنید بر‌اساس این دارایی‌های اسمی قرار است سهام باشگاهی به مردم فروخته شود که تا امروز غصه ناکامی‌های تیم‌شان را دارند و برایش هر روز جلوی وزارت ورزش و مجلس صف می‌کشند اما از فردا درحالی‌که اموال‌شان را هم سوخت شده می‌بینند و عاشقانی مالباخته خواهند بود، چه واکنشی نشان می‌دهند؟

یک هفت‌تپه با جمعیت درگیر چندهزار نفری هنوز تبعاتش فروکش نکرده و حالا چالشی چند میلیونی را سر راه کشور قرار می‌دهیم. ‌اینها که نوشتم البته معنایش این نیست که مخالف واگذاری هستم. نه اتفاقا باور دارم این دو تیم باید واگذار شوند و باید به مردم هم واگذار شوند. باید آنها در این پروسه سهیم باشند و قطعا بهتر از امثال همه این مدیران دولتی و نظامی و امنیتی می‌توانند برای تیم‌های محبوب‌شان تصمیم بگیرند. قطعا که دلسوز‌تر هم هستند و البته دنبال راه‌های درآمدزایی و حفظ سرمایه‌های‌شان می‌روند.

نکته اما مدل اجرایی این واگذاری است. امروزه راه‌های درآمدزایی در ورزش مشخص است. حالا امروز تلویزیون حق‌پخش نمی‌دهد؟ فعلا ایرادی ندارد! اگر دولت واقعا قصد واگذاری دارد ابتدا سرمایه‌های واقعی و ارزشمند تملک کرده این تیم‌ها که ارزش تجاری و درآمدزایی دارند را به آنها برگرداند. املاکی چون زمین‌های مرکز شهر و با قابلیت درآمدزایی تجاری چون مجموعه حجاب، تنیس استقلال، زمین دیهیم استقلال یا مجموعه بولینگ عبده به پرسپولیس.

املاک و دارایی‌هایی که همین حالا می‌توانند به سادگی بیش از ۵۰‌درصد هزینه‌های جاری این تیم‌ها را از طریق ظرفیت درآمدهای تجاری‌شان تامین کنند. در کنارش هم همین ظرفیت‌های تبلیغاتی و درآمدی نیم‌بند باقی‌مانده‌، آنچه برای تیمداری لازم است را در اختیار باشگاه‌ها قرار می‌دهد.

اتفاقا در چنین شرایطی مالکین خصوصی برآمده از انتخاب هواداران که قطعا وثایق لازم برای جلوگیری از ایجاد بدهی به اموال عمومی از آنها گرفته شده، با دستی پر بلدند قانون دریافت حق‌پخش را هم عملی کنند و می‌دانند چطور تلویزیون را هم مجبور به پرداخت حقوق‌شان کنند. واگذاری استقلال و پرسپولیس به مدل پیشنهادی سلطانی‌فر چیزی شبیه به خانه بخت فرستادن دختر دم‌بختی است که به پسری معتاد داده می‌شود و شش ماه بعد با کلی آثار و تبعات به خانه پدر برمی‌گردد!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.