روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | شوخی با ترانهها و فیلمها و سریالها جزو سوژههایی است که بارها در مجموعههای کمدی مختلف شاهدش بودهایم اما اهمیت برنامه «ممیزی» از این جهت است که با رویکردی انتقادی سراغ ماجرای سانسور آثار هنری رفته و روی این مسئله تاکید دارد که سانسور غیراصولی و اکثرا سلیقهای آثار هنری، چه ضرری به آن اثر وارد میکند. درواقع «ممیزی» نوعی طنز تلخ است.
ما به ایرادها و اشکالهایی که توسط ممیز یا سانسورچی گرفته میشود میخندیم، این درحالی است که در واقعیت عملا با این مسئله روبهرو هستیم. «ممیزی» به کارگردانی حامد جوادزاده و بازی وحید آقاپور و حامد جوادزاده، چندوقتی است به یکی از مجموعههای پرمخاطب شبکه خانگی تبدیل شده. با ورود آنها به بحث ممیزی فیلمها و سریالها توجه مخاطبان هم نسبت به قبل بیشتر به آن جلب شده و این روزها شاهد دست به دست شدن ویدئوهای آن در شبکههای اجتماعی هستیم.
تعداد بازیگران تئاتری که بعد از درخشش در این عرصه وارد سینما و تلویزیون شدهاند و آثار درجه یکی از خودشان به نمایش گذاشتهاند کم نیست. وحید آقاپور یکی از آنهاست. بازیگری که او را علاوه بر تئاتر، در سینما و تلویزیون هم بسیار دیدهایم. او حالا چندسالی است به واسطه بازی در نقش ممیز مجموعه «ممیزی» بسیار مورد توجه قرار گرفته و توانسته به همراه حامد جوادزاده، کارگردان و بازیگر ناپیدای این مجموعه، اثری درخشان و قابل تحسین را به انتشار بگذارد. با او درباره ابعاد مختلف این مجموعه گپ زدهایم.
«ممیزی» پرورشیافته برنامهای بوده که سال ۱۳۹۳ از تلویزیون روی آنتن میرفته. یعنی درواقع شما هفت سال پیش این برنامه را استارت زدهاید.
شروع «ممیزی» به خیلی قبلتر برمیگردد. شاید مربوط میشود به سالهای ۱۳۸۶ یا ۱۳۸۷ در رادیو. البته آن زمان من با برنامه همکاری نداشتم. شکل سادهتر و کوتاهتری داشته به سردبیری حامد جوادزاده. بعد از آن سال ۱۳۹۳ اولین پخش تصویری این برنامه در برنامه ترکیبی «شهرآورد» اتفاق افتاد که آنهم به کارگردانی حامد جوادزاده بود. درواقع ممیزی آن زمان یکی از آیتمهای برنامه «شهرآورد» بود.
قالب برنامه همین بود یا بهصورت دیگری تولید میشد؟
قالب همین بود منتها زمان هر قسمت کوتاهتر بود و خیلی هم به موضوعات حاشیهای و اخبار روز نمیپرداختیم و عمدتا روی متن ترانه متمرکز بودیم. صرفا ممیزی ترانه بود.
پس به لحاظ فرم و محتوا مشابه همان چیزی بود که فصل اول ممیزی در فیلیمو شاهد بودیم.
بله. از یکجایی به بعد با تغییر ریاست سازمان صداوسیما مدیران جدید زیاد از برنامه خوششان نیامد و پخش آن متوقف شد. آن زمان دنبال محفل بهتری بودیم تا بتوانیم این محتوا را تولید کنیم که نهایتا نوروز ۱۳۹۸ از آپارات پخش را مجددا شروع کردیم. تقریبا سی قسمت پخش شد بعد تولید آن متوقف شد و با وقفه هفتهشت ماهه دوباره از مرداد ۱۳۹۹ شروع کردیم به ساخت فصل دوم. اینبار علاوه بر ترانه به فیلم و سریال هم پرداختیم.
شخصیتی که درحال حاضر با عنوان مسئول ممیزی به آن رسیدهاید به نسبت فصل اول تغییرات زیادی دارد. انگار رفتهرفته ابعاد بیشتری پیدا کرده و ویژگیهای جالبتری برایش در نظر گرفته شده. درباره شکلگیری این شخصیت برایمان بگویید. اینکه وقتی در تلویزیون برنامه را شروع کردید چه ویژگیهایی داشت و چطوری در طول زمان به اینجا رسید؟
نگاهی که معطوف به سختگیری و خطقرمزهای متعدد باشد از همان برنامه رادیویی در این شخصیت وجود داشته اما شخصیتپردازی اصلی این کاراکتر به لحاظ نوع نگاه، میمیک صورت، تن صدا یا لحظات خاص مثل عصبانیت و هیجان و… کار خودم بوده. کاملا هم میپذیرم که این کاراکتر در طول زمان پختهتر شده، شناسنامهدارتر شده، ویژگیهای جالبتری به او اضافه شده و هویت پررنگتری پیدا کرده. خب این ماحصل تمرین و تکرار و زیست طولانی مدت در قالب آن کاراکتر است. وقتی با قسمتهای ابتدایی مقایسه میکنیم تفاوتهای زیادی میبینیم.
از زمانیکه برنامه تلویزیون تعطیل شد و تصمیم گرفتید آیتمها را برای شبکه نمایش خانگی بسازید بهنظر میرسد دستتان هم به لحاظ انتخاب سوژه و هم جنس شوخیها بازتر شده باشد.
طبیعتا یک مقدار آزادی عمل بیشتری داشتیم اما این را هم اضافه کنم که اصولا همیشه نگاهمان به این شکل بوده که محتوایی تولید کنیم که خانوادهها بتوانند راحت تماشا کنند. نوع شوخیهایی که در عرف جامعه خوشایند نیست حتیالمقدور وجود نداشته باشد. مگر استثنایی که احساس میکردیم به لحاظ موضوعی آنقدر ارتباط دارد که نمیتوانیم ازش چشمپوشی کنیم. ولی بهطور کلی بله از نظر تنوع موضوعات و سوژهها به نسبت تلویزیون آزادی عمل بیشتری داشتیم.
هرکدام از ما بارها با چنین شخصیتهایی روبهرو شدهایم؛ افرادی که جز چارچوب ذهنی خودشان حاضر نیستند هیچ مسئله دیگری را بپذیرند و با هیچ دلیل و منطقی هم نمیشود آنها را قانع کرد که طور دیگری به مسائل نگاه کنند. شما برای رسیدن به این شخصیت الگوی مشخصی داشتید یا صرفا با توجه به تجربیات رویارویی با این افراد به چنین ویژگیهایی رسیدهاید؟
یک شخصیت خاص مدنظر من نبوده. میتوانم بگویم بخشی از آن، اتود و تمرین و تخیل خودم بوده اما یک بخش دیگر تجربه من از مواجهه با آدمهایی است که در همین کسوت هستند. به دلیل فعالیتهای تئاتری که داشتم، با مسئولان ممیزی روبهرو بودهام و با آنها در طول سالها گفتوگو داشتهام. نوع نگاه افرادی که متصدی این امور هستند را دیدهام. بخشهایی از نپذیرفتن منطق و استدلالهای سطحی، ایرادهای بنیاسرائیلی و… را از روی همین شخصیتها بازسازی کردهام.
این شخصیت همان اندازه که حرص آدم را بهواسطه تحلیلهای عجیبش درمیآورد به همان اندازه هم بامزه است و آدم را میخنداند.
به این دلیل است که این افراد هرجا منافعشان ایجاب کند از مباحث هنری و فنی غافل میشوند و هرجا به نفعشان باشد استدلالشان را براساس مباحث فنی و هنری استوار میکنند. بعضیوقتها هیچ کاری با زیباییشناسی و منطق داستانی ندارند اما بعضیوقتها برای زیباییشناسی و منطق داستانی گریبان چاک میدهند. درواقع در استدلال و منطق فکری اکثر کسانی که در حوزه ممیزی فعالیت میکنند وحدت رویهای وجود ندارد.
علاوه بر اینها شخصیتی که شما ساختهای یکجورهایی هم زرد است. دلش میخواهد از میزان دستمزد سلبریتیها سر در بیاورد، با آنها سلفی میگیرد، از اینکه بتواند با آنها حرف بزند ذوقزده میشود و…
این ویژگی خیلی برخاسته از نگاه ممیز نیست. این شکل از کنجکاویها و هیجانات و علایق میتواند در هر کسی وجود داشته باشد. من خیال کردم اگر این ویژگیها در کنار نگاه رسمی اداریاش وجود داشته باشد میتواند تناقضی ایجاد کند و بامزهتر باشد. برای همین هم سعی کردیم در بعضی قسمتها واردش کنیم.
بهطور کلی از وقتی وارد حوزه فیلم و سریال هم شدهاید برنامه پیشرفت خیلی زیادی داشته. مخصوصا سکانسهایی که باتوجه به نقطهنظر ممیز بازسازی میکنید و نشان میدهید اگر قرار باشد یک اثر از فیلتر ذهنی چنین آدمهایی عبور کند و با منطق آنها ساخته شود، چه شکل و شمایلی پیدا میکند.
بله اگر با این طرز فکر ساخته شود چه محصولات درخشانی خلق میشود(میخندد). این بیقوارهگی همانطور که در محصول نهایی شعر و ترانه دیده میشود در ورژن اصلاحشده فیلم و سریال هم میتواند همانقدر خندهدار و بیقواره باشد.
در قسمتی که مربوط به سریال «خاتون» بود، شخصیت ممیز تلاش میکرد اتفاقها را به گونهای بازسازی کند که بهموضع فعلی درباره آن حوادث ارتباط داشته باشد و اطلاعاتی بیشتر از آنچه در داستان وجود دارد به مخاطبان داده شود. جالب اینجا بود که در نسخه بازسازی شده، شباهت زیادی به برخی سریالهای تاریخی تلویزیونی داشت که بازیگران روبهروی هم میایستند و دیالوگهایی میگویند که انگار دقیقا از روی کتابهای تاریخی نوشته شده.
بله نگاه فرمایشی و ایدئولوژیک به تاریخ و حوادث تاریخی که در بعضی از تولیدات صداوسیما بیداد میکند. براساس یک روایت از پیش تعیینشده تاریخ را میگویند.
خب برویم سراغ مراحل تولید برنامه. چطور سراغ سوژهها میروید؟ در فصل یک سراغ اشعار فاخر میرفتید اما حالا بیشتر روی سریالها و فیلمها و آهنگهای جدید دست گذاشتهاید. برچه اساسی آنها را انتخاب میکنید؟
یکی از پارامترها این است که آن فیلم یا سریال پربیننده باشد و مخاطبان زیادی آن را دنبال کنند و نقدهای متعددی دربارهاش نوشته شده باشد. بعضیوقتها هم سراغ سکانسی از فیلم یا سریالی میرویم که سوژهاش حساسیتبرانگیز بوده و میشود با آن شوخی کرد، به بعضی از جوانبش ایراد گرفت و شرح و تفصیل داد. راستش را بخواهید کار دشواری است به این دلیل که نیاز دارد از مجموعه فیلم و سریالهایی که درحال پخش است آگاهی داشته باشیم. طبعا دوستانی که در گروه تولید برنامه هستند کمکمان میکنند. با این حال بعضیوقتها هم چیزهایی که مینویسیم و میسازیم راضیمان نمیکند و آن را کنار میگذاریم. لحظات دشوار ناامیدکننده هم در خلق برنامه ما وجود دارد.
بههرحال وقتی میخواهید درباره سریال مثلا «قورباغه» آیتمی بسازید، لزوما باید اطلاعاتی کلی درباره شخصیتها و داستانها داشته باشید. مطمئنا چند تا سکانس انتخاب میکنید و از بین آنها به انتخاب نهایی میرسید. این انتخابها بهچه صورت است؟
واقعیت این است که سریالها را کامل نگاه نمیکنیم و مثلا دوستی خلاصهاش را برایمان میگوید. عمدتا سعی میکنیم مجموعه اطلاعاتی که در آن سکانس مورد نظر وجود دارد مبنای کارمان باشد. بهخصوص اینکه اساسا یکی از شوخیهایمان این است که کاراکتر ممیز به قبل و بعد آن سکانس کاری ندارد و خود آن سکانس برایش خیلی مهم است. یعنی اگر یک سکانس برایش شبههای ایجاد کرده باشد که بعدها در طول فیلم یا سریال رفع شود این مستمسکی برای اینکه از ایراد خودش چشمپوشی کند، نیست. معتقد است اگر بیننده همین یک سکانس را ببیند و تلویزیون را خاموش کند، تکلیف چیست؟ برایش یک شبههای ایجاد میشود که دیگر امکان برطرف کردنش نیست. به همین دلیل اگر سکانسی جذاب پیدا کنیم، عمدتا کاری به سکانسهای قبلی و بعدی نداریم و روی همان تمرکز میکنیم.
یکی از کارهای بامزه چند وقت اخیر، شوخی با سکانس استخر سریال «زخم کاری» و حواشی آن بود که آنزمان برای سیدجواد هاشمی پیش آمد. در این آیتم یک بخش ویژهای اضافه کرده بودید که بهجای لوکیشن همیشگی، روی زمین و سر سجاده اجرا میشد. چرا از این دست نوآوریها برای آیتمهای دیگر انجام نمیدهید؟
خیلی اصرار نداریم به اینکه قالب همیشگیمان را تغییر دهیم. ولی اگر موردی باشد که احساس کنیم این تغییر میتواند به ریتم برنامه کمک کند یا تنوعی بهوجود بیاورد که آنقدر وسوسهکننده است که نتوانیم از آن چشمپوشی کنیم،این کار را میکنیم اما چندان اولویتمان این نیست که قالب همیشگیمان را بههم بزنیم. چون حس میکنیم طیفی از مخاطبان با همین فرم همیشگی خو گرفتهاند و برایشان جذاب است. ضمن اینکه اگر اظهارنظرهای مختلف را بخوانید خیلیها ویژگی برنامه را در این دانستهاند که بدون داشتن لوکیشن و تنوع و بازیگرهای متعدد، صرفا با یک میز و دو صندلی و دو نفر که تازه یکیشان را هم نمیبینیم توانسته است محتوایی ارزشمند و سرگرمکننده و قابل دفاع تولید کند. به همین دلیل حتیالمقدور اگر بتوانیم در همین قالب کارمان را درست و آبرومند انجام دهیم برایمان بهتر است.
تا حالا پیش آمده که آیتمی اجازه پخش پیدا نکند یا ممیزی روی آن اعمال شود؟
راستش را بگویم تا الان خیر. مشکل خاصی نبوده. غیر از یکی دو قسمت که آنهم در واقع خیلی نهادهای نظارتی چیزی نگفتند، خود مسئولان پخش پلتفرم احساس کردند ممکن است حساسیت ایجاد کند و ترجیح دادند آن قسمت عرضه نشود. واقعیت این است که تا الان با تسامح و تساهل با ما رفتار شده و امیدوارم از این بهبعد هم همینطور باشد. تنها دشواری ما از این بوده که از صفر شروع کردهایم و بدون تبلیغ خاصی برنامه را ساختهایم. در این دو سال رفتهرفته مخاطبها سینه به سینه بههم گفتهاند و تماشاگرها افزایش پیدا کردهاند. حالا هم که در بیست روز اخیر حجم عظیمی به مخاطبان ما اضافه شده.
چرا بیست روز اخیر حجم عظیمی به مخاطبانتان اضافه شده؟
توی اینستاگرام بعضی رفقایمان که هنرمندهای مشهوری هستند تصادفا به محتوای ما برخوردند، دیدند و انتشار دادند. همین باعث شد توجهها بیشتر جلب شود. البته میتوانست خیلی زودتر این اتفاق بیفتد اما لطف بعضی دوستان باعث شد الان این اتفاق بیفتد.
به نظر میرسد بعد از قسمت مرتبط با «زخم کاری» توجهها بیشتر به برنامه جلب شد؟
خیلیها دیدند اما آن زمان زیاد به مخاطبان ما اضافه نشد. بیست روز اخیر استقبال زیاد شده.
استقبال از شوخی با فیلمها و سریالها بیشتر از اشعار است؟
ارزیابی دقیقی از این مسئله ندارم اما خیلی از مخاطبانمان ترجیح میدهند ما کماکان در ممیزی شعر و ترانه باشیم. با این حال خیلی از اظهارنظرها هم موید این است که فیلم و سریال مقوله جذاب و دوستداشتنیای است. جامعه آماری دقیقی نداریم.
از طرف کارگردانها یا خوانندهها یا طرفدارهای شعرا و… واکنش خاصی هم داشتهاید؟
از طرف خوانندهها تک و توک واکنشهای مثبتی داشتهایم و واکنشهای منفی هم از طرف فنپیجها داشتهایم اما فکر میکنم میتوانستیم واکنشهای بیشتری داشته باشیم. تعداد کمتری پیام دادند و بازخورد کمی دریافت کردهایم. حس میکنم یک مقدار به فرهنگ شوخی و شوخیپذیری در جامعه ارتباط دارد که هنوز یک مقدار در این عرصه ضعیف هستیم.
اطلاعاتتان راجع به ممیزی را بهروز هم میکنید؟ به هرحال الان با تغییر وزرا احتمالا تغییراتی هم در این زمینه رخ داده.
اطلاعات دقیقی نداریم اما بعید میدانم تغییر خاصی در نگاه ممیزها اتفاق افتاده باشد. معمولا در روی همان پاشنهای میچرخد که تا بهحال میچرخیده. منتها نگاه سلیقهای، نگاهی که مربوط به خوشایند و بدآیند خود آن فرد تصمیمگیرنده است همیشه بوده. ممکن است یک ممیز ایرادی را بگیرد که ممیز دیگر آن را نگیرد. این نگاه سلیقهای مسئلهای است که ما در کارمان بهش میپردازیم.
پس کماکان معتقدید این ساختار جواب میدهد و قرار است ادامه پیدا کند؟
ممکن است ویرایشی در برنامه انجام دهیم. تا الان که بهنظرمان این قالب جواب داده اما هر نوآوری که احساس کنیم برنامه را جذاب میکند بدون هیچ گاردی میرویم سراغش.
فکر میکنید تولید ممیزی تا کی ادامه پیدا میکند؟
برای فصل دوم که از مرداد ۹۹ شروع شد ما یک پروسه دوساله را در نظر گرفتیم که قطعا آن را تکمیل میکنیم. برای ادامه باید ببینیم چطور پیش میرود و کماکان مخاطبان تقاضایی دارند برای ادامه یا نه.



