روزنامه هفت صبح | از اواسط مهرماه در باکس‌های بازرگانی شبکه‌های مختلف تلویزیونی آیتمی انیمیشنی به‌نام «فرزند ایران» در حال پخش است‌. این اثر مشاهیر تاریخی یا معاصر ایران را به‌گونه‌ای متفاوت معرفی می‌کند‌. این تفاوت هم در محتوای متن‌ها و هم در فرم ارائه آن به‌چشم می‌خورد.
منظر اول: محتوا | همیشه وقتی می‌خواهیم به کسی احترام بگذاریم به ناچار از ادبیاتی متکلف با کلمات قلمبه و سلمبه استفاده می‌کنیم. پیدا کردن کلمات و لحنی که ضمن احترام به مقام بزرگان علمی، ادبی و فرهنگی، برای مخاطب ساده و قابل‌فهم باشد کار راحتی نیست اما آیتم «فرزند ایران» دارای لحنی تلفیقی از سادگی، صمیمیت و احترام است.

نویسندگان به‌جای بازگو کردن یک رزومه خطی و ساده، از برش‌هایی از زندگی شخصیت‌ها استفاده کرده‌اند که آمیخته با داستانک‌ها، نقل‌قول یا تصاویر به‌یاد‌ماندنی باشد. به‌عنوان مثال در قسمت مربوط به سردارخان به‌جای استفاده از کلمات توصیفی با ارائه سه خرده روایت از سلوک او، شجاعت، صداقت و صراحت کلام ستارخان را فارغ از شعارزدگی برای مخاطب تبیین کرده‌اند. انتخاب زبان ساده و محترمانه شیوه‌ای است که باعث می‌شود مخاطبان نسل‌های مختلف، راحت‌تر با سوژه ارتباط برقرار کنند.

منظر دوم : ساختار | «فرزند ایران» ترکیبی از نقاشی‌های ساده و کودکانه، عکس‌های آرشیوی و موشن‌گرافیک است. فرمی که مثل متن کار، ناخودآگاه تلفیقی از صمیمیت با نقاشی کودکانه و رسمیت با موشن‌گرافیک را تداعی می‌کند. با وجود اینکه نقاشی‌ها رها به‌نظر می‌رسند، سازنده با مخاطب قراردادهای بصری تعیین می‌کند که بعد از دیدن چند قسمت بتواند بر‌اساس نشانه‌ها، سریع‌تر مفهوم کار را دریافت کند.

به‌عنوان مثال کشیدن یک خط ساده قرمز برای نشان دادن فوت مشاهیر بر اثر بیماری قلبی یکی از این تمهیدات است. استفاده از المان‌های هویتی شهرها و اقوام مثل تابلوی ورودی، میدان‌های معروف و پخش موسیقی اقوام رنگ و بوی ایرانی‌تری به کار داده و استفاده ظریف از طنز توانسته با وجود گفتار متن استاندارد، ملاحتی به اثر اضافه کند. تلویزیون در معرفی یک ساختار کوتاه که می‌تواند به لحاظ فرم و محتوا به‌تدریج به یک برند رسانه‌ای تبدیل شود، درست عمل کرده است.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.