روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی| «روزگار جوانی» یکی از مهم‌ترین سریال‌های دهه هفتاد تلویزیون است؛سریالی که در همان سال‌های شروع به کار شبکه پنج روی آنتن رفت و خیلی زود توجه مخاطبان فراوانی را به خودش جلب کرد. فیلمنامه اصغر فرهادی،کارگردانی زنده‌یاد شاپور قریب،بازی درجه یک بازیگران، موسیقی تیتراژ و … همگی دست‌به‌دست هم داده بودند تا این سریال بعد از گذشت ۲۳سال، کماکان در ذهن بخش مهمی از مخاطبان تلویزیون بماند.

حالا بعد از این همه سال، اصغر توسلی که در سیزده قسمت اول فصل یک به عنوان تهیه‌کننده فعالیت داشت و بعد از آن کارگردانی سریال را به عهده گرفت، فصل سوم آن را روی آنتن شبکه پنج برده است. سریالی به نام «روزگار جوانی۳» که جز نام آن و دست گذاشتن روی زندگی چند جوان دانشجو، وجه اشتراک دیگری ندارد. او چند بازیگر جوان ناشناس را برای فصل سوم سریالش انتخاب کرده و از میان بازیگران مطرح فصل قبل فقط یک نفر را برای ادامه همکاری برگزیده است.

فصل سوم روزگار جوانی، در چند قسمتی که روی آنتن رفته هنوز نتوانسته است خودش را به عنوان یک اثر جدید به مخاطبانش ثابت کند چه برسد به اینکه آن برند مشهور را به یدک بکشد و بخواهد طرفداران پروپاقرص آن را راضی کند. در این پرونده سراغ دلایل موفقیت «روزگار جوانی» در فصل اول رفته‌ایم و روی این مسئله دست گذاشته‌ایم که آن موفقیت اتفاقی نبوده و این ناتوانی در جلب مخاطب هم بی‌دلیل نیست.

بهزاد خداویسی بازیگر نقش مجید در «روزگار جوانی» از جمله بازیگرانی بود که هنگام پیوستن به این پروژه کاملا برای مخاطبان شناخته شده بود و در سینما و تلویزیون جایگاه خاص خودش را داشت. او در سیزده قسمت ابتدایی این سریال حضور داشت و بعد از اینکه شاپور قریب از پروژه کنار کشید او هم همکاری‌اش را قطع کرد. خداویسی چند سال پیش در مصاحبه‌ای با هفت صبح از اختلاف‌های پشت پرده «روزگار جوانی» و عواملی که باعث شده شاپور قریب و اصغر فرهادی تصمیم بگیرند از این پروژه خارج شوند و فصل دوم این مجموعه، موفقیتی در پی نداشته باشد پرده برداشت. به بهانه‌ ضعف فصل سوم «روزگار جوانی» این مصاحبه را بازنشر می‌کنیم.

شما از جمله بازیگرانی هستید که وقتی زنده‌یاد شاپور قریب از ادامه همکاری با «روزگار جوانی» انصراف داد از پروژه جدا شدید.
من تا زمانی که شاپور قریب کارگردان سریال بود کار کردم بلافاصله بعد از خروج ایشان، من هم آمدم بیرون.

آن زمان شنیده می‌شد که علت بیرون آمدن شاپور قریب از پروژه، بیماری‌اش بوده. این مسئله درست است؟
اصغر توسلی مثل برده از بچه‌ها کار می‌کشید. این مشکل اصلی بود که هم شاپور قریب و هم من به آن اعتراض داشتیم. یعنی ساعت ۲ بعدازظهر می‌رفتیم سر ضبط تا ۲ نصف شب آنجا بودیم. که با زمان رفت و برگشت ما دقیقا روزی حدود ۱۴ ساعت درگیر کار بودیم. و ۳۰ دقیقه ضبط می‌کردیم. حالا شما مقایسه کنید با سریال «سرنخ» کیومرث پوراحمد. ما آنجا روزی سه دقیقه فیلمبرداری می‌کردیم. مجموعه سرنخ یک سریال ۱۲ قسمتی بود که یازده ماه طول کشید.

یعنی هر قسمت درست به اندازه یک فیلم سینمایی کار برد. برای همین هم مجموعه موفقی بود. شما بازیگرهای مهمانی که به «سرنخ» دعوت می‌شدند را ببینید. رضا کیانیان، افسانه بایگان، محمدرضا فروتن، ایرج نوذری و محمدرضا داوودنژاد و… بودند اما در روزگار جوانی چطور؟ بهترینشان داریوش اسدزاده بود. چون توسلی نمی‌خواست برای بازیگر هزینه کند. روزگار جوانی غیر از نوشته اصغر فرهادی، کارگردانی شاپور قریب و بازیگرها واقعا هیچ چیز دیگری نداشت. تهیه کننده واقعا کم گذاشته. در سریال روزگار جوانی ضعف تهیه و تولید کاملا مشهود است.

علت این عجله چه بود؟سریال هفتگی بوده و نیازی به این حجم فشردگی در کار هم نبوده.
اصلا ربطی به پخش نداشت. مسئله فقط پول بود. وی می‌خواست بدون خرج پروژه را سریع تمام کند. به همین خاطر به تمام عوامل فشار بسیار وارد می‌شد. و روزی چهارده ساعت کار می‌کردند.

علت خروج قریب از پروژه همین مشکلات بود!
بله. آقای قریب گفت من نمی‌توانم این حجم کار را تحمل کنم. خب سنشان بالا بود ما که جوان بودیم کم می‌آوردیم! بعد از خروج آقای قریب من هم ادامه ندادم. گفتم من با پروژه‌ای قرارداد بسته‌ام که کارگردانش شاپور قریب است و حالا توسلی هنوز از دست من ناراحت است که چرا ادامه ندادم.

شما تا آخر فصل اول سریال هم نماندید. چون فقط ۱۳ قسمت سریال را شاپور قریب ساخت و بقیه‌اش را خود توسلی کارگردانی کرد.
نه من بعد از آقای قریب رفتم. درست موقعی که رفت دیگر بازی نکردم و فرهادی در فیلمنامه تغییراتی ایجاد کرد که شخصیت «مجید» به اصفهان بازگشت. من توسلی را به تهیه‌کنندگی هم قبول نداشتم چه برسد به کارگردانی. بعد مصاحبه‌ای انجام داد و تیتر زد که بازیگران مرا کارگردان کردند. چون رفته بود بعد از قریب کارگردان‌هایی آورده بود که همگی کار اولشان بود و خب بچه‌ها هم اعتراض کرده‌اند و گفته‌اند که وقتی داریم خودمان کار می‌کنیم چه نیازی است که کارگردان جدید بیاورید و خودمان ادامه می‌دهیم. کم کم اسم خودش را گذاشت کارگردان. برای همین آخرش دیگر ضعیف و ضعیف‌تر شد. وقتی فرهادی و قریب رفتند دیگر سریال هیچ قوتی نداشت.

چندسال پیش اصغر توسلی در مصاحبه‌اش با همشهری جوان، گفته بود که شما موقع مذاکره برای بازی در نقش مجید به آنها گفته‌اید که به زبان اصفهانی مسلط هستید اما زمانی که رفته‌اید سر ضبط، آنها متوجه شده‌اند که اینطور نیست. برای همین هم به‌‌رغم میل باطنی، مجبور شده‌اند نقش مجید را بدون لهجه بگیرند. واقعا آن زمان چنین اتفاقی افتاده بود؟

(می‌خندد) تعجب می‌کنم بعد از این همه سال اصغر توسلی یک مرتبه به فکر چنین مسئله‌ای افتاده. بعد از این همه سال، هنوز همه چیز دقیقا به خاطرم مانده. او گفته من روز اول گفته‌ام که اصفهانی‌ام بعد فهمیدند اصفهانی نیستم. واقعا عجیب است. وقتی برای بازی در «روزگار جوانی» دعوت شدم، مرحوم شاپور قریب کارگردان بود. من اصلا در این رابطه با توسلی صحبتی نداشتم. مهمترین دلایلی که باعث شد بازی در این سریال را قبول کنم، فیلمنامه‌ خوب و قوی اصغر فرهادی بود و خود مرحوم شاپور قریب. قبلا کارهای ایشان را دیده بودم و دوست داشتم با ایشان کار کنم. اینها را گفتم که تاکید کنم اصغر توسلی به عنوان تهیه کننده خیلی در جریان جزئیات کار نبود. اصلا کاری به اینکه لهجه‌ها چگونه‌ است نداشت. و فقط مشغول تدارکات بود‌.

مرحوم شاپور قریب چطور؟ او درباره اهمیت لهجه اصفهانی با شما صحبت کرده بود؟
اصلا مشکلی نداشت. از من پرسید اصفهانی هستی؟ گفتم پدرم اصفهانی است ولی خودم تهران به دنیا آمده‌ام اما اگر بخواهید می‌توانم اصفهانی صحبت کنم ولی پیشنهادم این است که به جای اینکه روی لهجه تمرکز کنم اجازه بدهید گه گاهی جملاتی را با لهجه اصفهانی بگویم. چون به هرحال اینها دانشجو بودند و در تهران زندگی می‌کردند. استدلالم هم این بود که خود اصغر فرهادی، اصفهانی است اما هیچ وقت با لهجه اصفهانی حرف نمی‌زند.

اما توسلی گفته که شما در سریال «سرنخ» اصفهانی صحبت کرده‌اید و فکر کرده‌اند که مسلط هستید.
کاملا خلاف واقعیت است. من بهزاد خداویسی هستم. توسلی فراموش کرده کسی که در «سرنخ» اصفهانی صحبت می‌کرد جهانبخش سلطانی بود. من نبودم. کسی که راست نمی‌گوید کم حافظه هم می‌شود.

پس یعنی آن موقع هیچ مشکلی با توسلی هم سر مسئله لهجه نداشتید؟
اصلا در جریان این مسائل نبود. آن زمان من به‌عنوان بازیگر سینما و تلویزیون، مورد توجه بودم. اگر الان تیتراژ را هم نگاه کنید اول از همه اسم من خورده. حتی دستمزدم هم از بقیه بچه‌ها بیشتر بود. آنها دوست داشتند هرطور شده بامن کار کنند. من دلیلی نداشتم که خودم را به آنها غالب کنم. بعد تازه گفته که من دو قسمت اول اصفهانی حرف زدم و بعد دیدند خوب نیست دیگر ادامه نداده‌ام. بعد هم گفته که در انتخاب من اشتباه کرده. باید بگویم بله! در انتخاب من اشتباه شده. چون او فکر می‌کرد من آدمی هستم که به هر قیمتی بازی می‌کنم.

رابطه‌تان در پشت صحنه با اصغر فرهادی چطور بود؟ به عنوان نویسنده کنار گروه قرار می‌گرفت و با بچه‌ها تعامل می‌کرد؟
بله کاملا. وقتی کارها را می‌نوشت می‌آمد کنار هم دورخوانی می‌کردیم. یک نصف روز قبل از اینکه کار را شروع کنیم می‌نشستیم صحبت می‌کردیم.

نظرات بچه‌ ها را قبول هم می‌کرد؟
بچه‌ها نظراتشان را می‌دادند اما آنقدر کارش خوب بود که واقعا نیازی به تغییر نداشت. خیلی در مکالمه‌هایی که بینمان رد و بدل می‌شد ازش کار یاد می‌گرفتیم. باز هم می‌گویم یکی از مهمترین نکات قوت کار، همین حضور فرهادی بود. چون در این وقت کم، کار بسیار ارزنده‌ای ارائه کرد.

خب کار جدیدی هم بود. قبل از آن سریالی نداشتیم که چند تا جوان دانشجو کنار هم قرار بگیرند و قصه‌ای را پیش ببرند.
بله دقیقا بعد از آن بود که کم کم اینطور سریال‌ها مد شد. رابطه بین این جوان‌ها، شوخی‌ها و اتفاق‌هایی که برایشان می‌افتاد خیلی آن زمان جدید و جذاب بود.

دانلود PDF

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.