روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | «کریم شیره‌‌ای» تلخک دربار «ناصرالدین» شاه و ملقب به «دوشاب الملک» بود. او چنان برای ناصرالدین شاه عزیز بود که زمان فوتش، ناصرالدین شاه سه روز عزای عمومی اعلام نمود. اما در حال حاضر هیچ نشانی از قبر کریم شیره‌‌ای وجود ندارد و کسی نمی‌داند قبر او کجاست. حال کریم شیره‌‌ای بعد از سال‌‌ها به‌دنبال قبر خود و سوال‌‌های بی‌جوابش می‌گردد.

این خلاصه‌‌ای از فیلم تئاتر «کریملوژی» به کارگردانی «رضا بهرامی» است. کریم در جریان جست‌وجویش به‌دنبال قبر، به گذشته خود سر زده، از اصفهان، ورودش به تهران، عروسی‌‌ای که هفت شبانه روز به طول انجامید و در نهایت از اتفاقات دربار می‌‌گوید. «کریملوژی» بی‌‌شک یک نمایش ایرانی موفق است. رضا بهرامی در اجرای این مونولوگ، گونه‌‌های مختلف نمایش ایرانی را به درستی ترکیب کرده و با وام گرفتن از تعزیه، نقالی، بقال‌‌بازی، چاوش‌‌خوانی، سایه و حتی تکنیک‌‌های نمایش عروسکی، مونولوگی دلپذیر به روی صحنه آورده است.

«مجید رحمتی» که چندی پیش با نمایش «چشم به راه میرغضب» بر صحنه تماشاخانه سنگلج درخشیده بود، در این نمایش نقش کریم شیره‌‌ای را بازی می‌‌کند. او کاری دشوار به عهده دارد و باید یک تنه، به مدت شصت دقیقه مخاطب را نگاه دارد. رحمتی که به نمایش ایرانی آشناست، در اجرای گونه‌‌های مختلف نمایش ایرانیِ به کار رفته در «کریملوژی»، موفق عمل کرده و به خوبی با بیان و بدن فوق‌‌العاده‌‌اش با مخاطب ارتباط برقرار می‌‌کند.

«کریملوژی» که ایده‌‌ ابتدایی آن از نمایش «سه روز عزای عمومی» نوشته «کهبد تاراج» گرفته شده، چفت و بست داستانی مناسب و زبانی قوی دارد. با توجه به نمایش‌‌های پیشینِ کارگردان این اثر، به وضوح می‌‌توان تاکید او را بر روی زبان دید. زبان در نمایش‌‌های بهرامی وزنه‌ سنگینی است که کفه ترازو را به سوی خود پایین می‌‌کشد. طراحی لباس از دیگر امتیازات نمایش «کریملوژی» است که «پگاه ترکی» آن را انجام داده است.

وی در این طراحی و با توجه به روی صحنه بودن بازیگر در تمام دقایق، لباس‌‌های جدا برای نقش‌آفرینی‌‌های کریم در نظر گرفته، بلکه این طراحی را به‌صورت چند‌تکه و لایه‌لایه انجام داده است. طراحی صحنه نمایش نیز بی‌‌عیب و نقص و بسیار کاربردی توسط رضا بهرامی و مجید رحمتی، انجام شده است. آنها از یک تک درخت، بر روی صحنه استفاده کرده و تمام زندگی کریم را به این تک درخت آویزان می‌‌کنند. در نمایش از تمامی آکسسوارها کاملا کاربردی و خلاقانه استفاده شده.

برای نمونه می‌‌توان به استفاده چندمنظوره از تیشه اشاره کرد که علاوه بر کاربرد اصلی‌‌اش، در نقش‌‌های وافور، تیر و کمان و سبیلِ بلند ناصرالدین شاه ظاهر می‌‌شود. بیل نیز در نقش‌‌های خرِ معروف کریم و قلیان‌‌های قجری استفاده شده. طراحی نور از دیگر نقاط قوت اجراست. نور مناسب، درست و متناسب با تک تک صحنه‌‌ها به کار برده شده و حتی در یکی از صحنه‌‌ها، تصویری انیمیشنی با همراهی نور و حرکت ساخته می‌‌شود.

این صحنه زمانی است که نورِ موضعی بر روی تیشه‌ پرتاب شده می‌‌تابد و با توجه به گرفتن دیگر نورها از صحنه، این تیشه توسط دست‌‌های کریم در تنها قاب روشن صحنه، می‌‌چرخد و به هدف می‌‌خورد. این حرکت که به‌صورت اسلوموشن نیز انجام شده، خود یک انیمیشن زنده بر روی صحنه تئاتر و فرمی جدید در این اجرای تئاتری محسوب می‌‌شود.

‌نویسنده: مهران رنج‌‌بر
کارگردان: رضا بهرامی
بازیگر: مجید رحمتی

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.