روزنامه هفت صبح،‌ مرتضی کلیلی ‌| ‌با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته می‌کنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده ‌شده‌ای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکس‌هایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکس‌های فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.

قاب مشاهیر
سرگذشت دراماتیک ‌‌‌ملکه غمگین؛ ۸۳ سال قبل ‌‌شاهدخت ۱۷‌ساله زیبای مصری با ‌ لباسی سفید و با نگاهی ‌‌پراز امید ‌‌در برابر دوربین عکاسان قرار می‌گیرد تا عکس‌هایی از او به‌مناسبت نامزدی با ولیعهد ایران گرفته شود … ‌ شاهدخت مصری، با تباری آلبانیایی، دختری جوان‌، خجالتی و با روحیه‌ای درونگرا. فقط ۱۷‌سال داشت که برای ازدواج با‌ محمدرضا پهلوی انتخاب شد. مقدمات یک ازدواج سیاسی میان خانواده سلطنتی ایران و مصر فراهم شد؛ ‌مراسم عروسی دو بار برگزار شد. مراسم اول در مصر و دومی در تهران‌ که البته هر دو بسیار مجلل بود. فوزیه بعد از تولد شهناز منزوی شد و حضور در دربار برای او مشکل و غیرقابل تحمل بود.

ماجرا از سفر ‌ملکه نازلی‌، مادر فوزیه‌ به تهران شروع شد. ملکه به تهران آمده بود تا دخترش را پس از موافقت محمدرضا ‌ به مصر ببرد‌ اما فوزیه بعد‌ها متوجه شد که پس از این سفر دیگر هرگز به تهران بازنخواهد گشت. پس از رسیدن فوزیه به مصر، ملک فاروق بر باقی ماندن خواهرش در مصر اصرار کرد و بنا به دلایل نامعلوم خواستار طلاق فوزیه از محمدرضا شد.

این امر روابط مصر و ایران را تنش‌آلود کرد. ملک فاروق بعد‌ها گفت دلیل این تصمیمش این بود که فوزیه در ایران، عاشق مردی غیر از همسرش شده و این امر زندگی فوزیه را به خطر می‌اندازد‌ ‌ اما هیچ کس، حتی خود فوزیه این روایت را تایید نکرد. فوزیه بعد از هفت سال زندگی در سال ۱۳۲۳‌، ایران‌، همسر و دختر کوچکش را ترک کرد و با کوله‌باری از غم به قاهره بازگشت. شاهزاده خانم هیچگاه تا پایان عمر درباره محمدرضا پهلوی ‌صحبتی نکرد و خاطره‌ای هم ننوشت.

در ورای سیمای سیماب‌وار شاهدخت‌، قصه‌های ناگفته‌ای از غصه‌هایی عمیق و رازهایی نهفته بود که برای همیشه در دل او باقی ماند. شاهدخت بعد از کودتای نظامی در مصر ماند و بعد از مرگ همسر دومش هیچگاه مصر را ترک نکرد. در نهایت نیز خودش در سن ۹۴ سالگی در ۱۱ تیرماه ۱۳۹۱ چشم بر جهان فرو بست و در اسکندریه‌ در جوار شوهرش اسماعیل به خاک سپرده شد ‌‌.

قاب تاریخ ۱
قصه فوتبال ایرانی؛ نخستین نشانه‌ها: ‌ورزش در ایران قدمتی دیرین دارد . قدمتی به دیرینگی تاریخ قدیم. حتی دیرین تر از گشایش المپیاد باستان در یونان . می‌دانیم که المپیاد باستان از ۷۷۶ سال قبل از میلاد آغاز شده اما طبق اسناد و مدارک به دست آمده و رجوع به آثار باستانی از تپه‌های حسنلو و شهر تاریخی ارژن‌، سابقه ورزش‌های آیینی و سنتی ایران به هزار سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد.

نخستین نشانه‌های فوتبال در ایران اما به سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۲۸۰ در مدرسه مموریال تبریز‌، کالج مسیحیان اصفهان و مدارس سن‌لویی و فرانس پرسان در تهران و زمین چمن سفارت انگلستان‌، میدان مشق تهران و نیز در اراضی مستوفی یا زمین لنج که امروزه به خانه سوره یا حوزه هنری معروف است برمی‌گردد . زمینی که در گاراژ شرکت تجاری هنری لینچ قرار داشته و با تلاش جوانان شهر تسطیح شده و با نام لنج به‌عنوان اولین زمین فوتبال در تهران شناخته می‌شود که در دوران پهلوی اول به حضیره‌القدس یا پرستشگاه ادیان ساختگی اختصاص یافت.

این زمین قدمتی کمتر از میدان مشق که اینک باغ ملی تهران و محل وزارت امور خارجه است دارد و مشخصا محل اصلی فوتبال در تهران بوده است . فوتبال در ایران را باید به معلمان مدارس مذهبی و میسیونرهای مسیحی و اعضای سفارت‌های خارجی و کارکنان تلگرافخانه در ارومیه، تبریز، اصفهان‌، تهران‌، به سربازان هنگ جنوب در فارس و بوشهر ‌ یا به ملوانان کشتی‌ها ‌ یا کارکنان شرکت نفت در مسجد سلیمان مربوط دانست . بسیار مهم است بدانیم با کشف نفت در سال ۱۲۸۷ و تاسیس استراحتگاه‌ها و باشگاه‌های تفریحی در خوزستان این ورزش رشد کرده .

اما بر مبنای اسناد باقیمانده از سال‌های قبل از کشف نفت مشخص است که فوتبال در ایران قبل از انقلاب مشروطه و کشف نفت نیز وجود داشته و توسط هاوارد باسکرویل معلم مدرسه مموریال در تبریز‌، توسط معلمان مدرسه و کلیسای وانک و نیز فرزندان ظل‌السطان برادر ناصر‌الدین شاه در میدان نقش جهان اصفهان‌، توسط جیمز مک مورای مدیر بانک شاهی در انزلی و تهران‌، توسط اسپرینگ رایس وزیر مختار انگلیس و دکتر نلیگان پزشک سفارت در تهران و حتی توسط جوانانی علاقه‌مند از جمله منوچهر مهران در مشهد انجام می‌شده اما بعد از کشف نفت که با تاسیس باشگاه‌های پیشرفته در خوزستان همراه بوده، نظم بهتری یافته است.( ‌سایت رسمی فدراسیون فوتبال)

قاب تاریخ ۲
آداب نخست‌وزیری در دربار پهلوی! ۶ اردیبهشت ۱۳۵۱ «… شب به اتفاق شهبانو در مراسم اختتامیه فستیوال فیلم تهران شرکت کردم. او جوایزی اهدا کرد. نخست‌وزیر هم بود؛ مست لایعقل، با تظاهرات احمقانه.» ‌ ۷اردیبهشت ۱۳۵۱ «… سر شام نخست‌وزیر به من گفت ‌ تا ساعت سه صبح مشغول رقص و پایکوبی با هنرپیشه‌هایی بوده که برای مراسم فستیوال آمده بودند. گفتم: «خوشا به حالتان.»‌
اسدالله علم‌، گفت‌وگوهای من با شاه (موسسه مطالعات تاریخ معاصر)
شرح عکس: امیرعباس هویدا در سفر به شهر ابیانه



قاب تاریخ ۳
تهران در وحشت؛ نابسامانی تهران در شهریور ۱۳۲۰؛ ‌‌ نخستین شب تاریک تهران… ساعت ۸ بعدازظهر بود. صدای پایین آمدن درهای آهنی مغازه‌ها در طول خیابان شاه (جمهوری) از دور و نزدیک به گوش می‌رسید. همه با شتاب و عجله پیاده‌ یا بادرشکه، خیابان‌ها و گذرگاه‌های عمومی را ترک می‌گفتند. از همین روز اول، تهیه مواد غذایی و خواربار، مخصوصا نان، یکی از بزرگ‌ترین گرفتاری‌های ساکنین شهر تهران شده بود.

نه‌تنها از نظر کمی خواربار و ابتلا به خطر قحطی‌ خود را در خطر می‌دیدند، بلکه از نظر بمباران هوایی نیز سخت آشفته و حملات احتمالی شبانه بمب‌افکن‌ها آنها را نگران ساخته بود. حق داشتند؛ زیرا در جریان ۲۰ سال تمام که همه کشورهای بزرگ و دنیای متمدن، برای رهایی از آسیب‌های بمباران تحت آموزش دقیقی قرار می‌گرفتند، در کشور شاهنشاهی سخن از تعالی و ترقی در میان بود. شب ۴ شهریور، هنگامی که تهران در ظلمت فرو رفت و هواپیمایی در ضلع جنوبی آن شروع به پرواز نمود، خوف مردم را فراگرفت، پا به فرار گذاشته و به سوی خانه‌های خود روان شدند.
داود موید امینی؛ «از سوم تا بیست‌وپنجم شهریورماه ۱۳۲۰»

قاب تاریخ ۴
عالیجناب خاکستری‌پوش پهلوی دوم؛ قاب عکس‌های به‌جا مانده از دوران کودکی فرزندان رضاخان موید مسئله‌ای روان‌شناختی است؛ در یکی از این تصاویر مهم، اشرف پهلوی در گوشه‌ای تک‌وتنها ایستاده و دو فرزند دیگر رضاخان، یعنی محمدرضا و شمس، نزدیک پدر هستند. روحیات رضاخان، اشرف را ایزوله کرده بود؛ هرچند ‌ شاید تمنای درونی رضاخان این بود که محمدرضا واجد خصوصیات اخلاقی و اقتدار اشرف باشد. به‌هرحال سایه سنگین پدر در تمامی مراحل زندگی همراه اشرف بود.

اشرف از همان اوان کودکی تا زمان حضور رضاشاه در ایران سرخورده بود و خروج پدر دست و بال وی را باز کرد تا به‌زعم خود در صحنه سیاسی ایران و به‌ویژه در ابقای برادرش ایفای نقش کند. اشرف پهلوی در چند برهه تلاش کرد عقده‌های کودکی خود را که همواره سرکوب شده بود خالی کند و زمینه‌ای برای قدرت‌طلبی خود فراهم سازد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.