روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| در اینکه سریال‌های افشاگر مثل گاندو باید ساخته شود، شکی نیست. این سریال‌ها در نهایت درک مخاطب را بالا می‌برند و احتمالا می‌توانند تاثیری مثبت بر ساختار قدرت بگذارند؛ به شرطه‌ها و شروطه‌ها. منتها شیوه‌ای که سریال گاندو برای انتقال منظور خودش انتخاب کرده آن‌قدر سطحی است که به‌سختی می‌توان میان آن و یک برنامه تحلیلی سیاسی تفاوت قائل بود. این سریال از دیالوگ‌نویسی و اجرا لطمه خورده و حتی به وجهه ماموران اطلاعاتی هم صدمه زده است. مصادیقش را در گزارش امروز هفت صبح بخوانید.

‌مورد اول| ماجرای دوتابعیتی
به لطف تحلیل‌های متعدد در برنامه‌های تلویزیونی، حالا کمتر مخاطبی است که ماجرای مسئولان دوتابعیتی را نداند. این مسئله مثل خیلی از موضوعات داغ دیگر در سریال گاندو هم مورد اشاره قرار گرفته است. در قسمت بیست‌و‌ششم که دوشنبه روی آنتن رفت، سکانسی سه دقیقه‌ای به دوتابعیتی‌ها اختصاص داشت. مصافی که سازندگان با آن داشتند به‌قدری کودکانه بود که تاثیر اصل حرف از بین رفت.

مورد دوم| دیالوگ‌های کودکانه
در این سکانس، مامور امنیتی (‌محمد) منتظر است تا همسر و مادرش غذا را آماده کنند. در همین اثنا بحث نفوذ جاسوسان بین‌المللی پیش کشیده می‌شود و محمد می‌گوید: «بهترین مسیر برای جمع‌آوری اطلاعات‌، مسیر قانونیه. همه کشورهایی که ادعا می‌کنن می‌خوان توی ایران سرمایه‌گذاری بکنن از طریق شرکت‌ها و سازمان‌های حسابرسی بین‌المللی وارد می‌شن. یه‌جور پوشش قانونی کامل.» همسر او که از قضا کارمند وزارت امور خارجه است، با نگرانی از همسرش می‌خواهد این مسئله را به مسئولان گوشزد کند.

جواب محمد این است: «خب مسئولی که خودش یا یکی از اعضای خانواده‌اش تابعیت دوگانه دارن، تو چه توقعی ازش داری؟» مادر هم نگران است و از پسر می‌پرسد: مشکل «این افراد» دوتابعیتی چیست؟ بعد هم یادآوری می‌کند که خیلی‌ها در مسجد می‌پرسند دو‌تابعیتی‌ها چه ضرری برای مردم دارند؟ محمد سوگندنامه متقاضیان تبعیت انگلیس را با لهجه بریتانیایی می‌خواند و می‌گوید: «‌فردی که تابعیت یک کشور را قبول می‌کنه، عملا داره اعلام می‌کنه من منافع این کشور جدید رو به بقیه ترجیح می‌دهم.»

نگرانی مادر به اوج رسیده و محمد می‌گوید: «‌شما دوست داری یه نفر که منافع یه کشور رو به ایران ترجیح می‌ده یه پست حساس تصمیم‌ساز داشته باشه‌؟ اصلا درسته؟ یه همچین آدمی می‌تونه مسئول دلسوزی باشه؟» اوج دیالوگ‌های عجیب این سکانس در جواب مادر متبلور می‌شود: «نه، معلومه که هیچ‌کس راضی نمی‌شه سرنوشت مملکتش رو بده دست چنین افرادی.»

مورد سوم| هنرمندان و انتخابات
در همین قسمت سکانسی وجود دارد که تاثیر خارجی‌ها بر انتخابات کشور را بررسی می‌کند. این اتفاق بدون مقدمه‌چینی منطقی رخ می‌دهد و مثل ماجرای دوتابعیتی‌ها بهانه‌ای معقول برای پیش کشیدن این بحث وجود ندارد. محمد با همکار زیردستش صحبت می‌کند‌. خلاصه‌اش این است که خارجی‌ها به هنرمندان جایزه می‌دهند و برای خود وجهه فرهنگی درست می‌کنند.

بعد از اعتمادسازی میان آنها نفوذ می‌کنند و می‌گویند از فلان نامزد حمایت کنند. مردم هم به اعتبار هنرمندان به آن نامزد رای می‌دهند! این وسط دو سوال پیش می‌آید: واقعا هنرمندان در جامعه ما اینقدر تاثیر گذارند؟ و اینکه مگر شورای نگهبان صلاحیت نامزدها را تائید نمی‌کند؟ پس ارتباط خارجی‌ها با نامزدها چیست؟

مورد چهارم| و باز هم دیالوگ کودکانه
این سکانس هم کودکانه است؛ چه در دیالوگ و چه در اجرا. از جمله جایی‌که نیروی زیردست محمد می‌گوید: «‌بهتر نیست این‌جور مسائل را با خود هنرمندان در میون بگذاریم؛ فکر نکنن کسی با فرهنگ و هنر مشکل داره. فکر می‌کنم با بالا بردن دانش و آگاهی سیاسی هنرمندان می‌تونیم یه کاری کنیم که طعمه شگردهای سرویس‌های خارجی نشن!»

مورد پنجم| لطمه ناخواسته
در این سکانس که شرح دادیم‌، مامور امنیتی در موضع یک فرد نااطلاع قرار گرفته و هرچه مافوقش بیان می‌کند برای او تازگی دارد. این یک تکنیک در درام‌پردازی است که یک شخصیت نادان است و دیگری دانا. در دیالوگ، فرد نادان و البته مخاطب‌، مطلع می‌شود. بحث‌هایی که گاندو پیش می‌کشد اما مسائلی نیستند که یک مامور (ولو تازه‌کار) آنها را نداند. سازندگان سریال با این تمهید، ناخواستند وجهه ماموران را زیر سوال می‌برند.

مورد ششم| سریالی بدون درام
سریال گاندو هم در دیالوگ‌نویسی ناموفق عمل کرده و هم در اجرا. فارغ از درستی یا نادرستی مسائل مطرح شده، این سریال موضوعات را بدون دراماتیزه کردن در دهان بازیگران می‌گذارد. این که یکسری مسائل مهم مثل برجام و اف‌ای‌تی‌اف را بی‌مقدمه و بدون جذابیت دراماتیک به زبان آوری‌، نتیجه‌اش می‌شود یک اثر کودکانه به‌نام گاندو.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.