روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | «عمو هاشم» یکی از نمایشهایی است که سال گذشته در روزهای محرم به روی صحنه رفت تا مخاطبان در این ایام با تعزیه و مصائب مخالفخوانی در آن همراه کند. در این روزهایی که چراغ تئاتر در کم سوترین حالت ممکن قرار دارد، سالنهای دولتی تعطیلاند و سالنهای خصوصی با نفسی که به سختی بالا میآید و با همت چند گروه جوان، یکی در میان باز هستند، یادآوری برخی نمایشهای تاثیرگذارِ این ایام خالی از لطف نیست.
پیش از این هر ساله در ایام محرم، نمایش تعزیه در فضای باز تئاتر شهر به روی صحنه میرفت که کرونا همه این بساط را برچیده و امید است محرم سال آینده، باز هم شاهد نمایشهای زنده تعزیه باشیم. نمایش «عمو هاشم» نمایشی مستند است و از شخصیتی حرف میزند که زندگیاش هیچگاه تکراری نخواهد شد و میتواند باز هم بارها و بارها روی صحنه رود.
عمو هاشم به همراه گروهش تصمیم گرفتهاند در راه تا رسیدن به مشهد در روستاهای مختلف تعزیه برپا کنند. در یکی از روستاها، پس از اتمام مراسم تعزیه، هر کدام از شبیهخوانان مهمان یکی از خانههای روستا میشوند و عموهاشم نیز به دعوت ننه رباب مهمان او میشود؛ غافل از اینکه شوهر ننه رباب که ابتدا از عموهاشم استقبال گرمی میکند، نمیداند او اشقیاخوان است و با فهمیدن این موضوع رفتاری دیگر را در پیش میگیرد.
«عمو هاشم» نمایشی مستند درباره یکی از تعزیهخوانهای بزرگ کشور، «هاشم فیاض» است که به عنوان تنها بازمانده تعزیهخوانان تکیه دولت شناخته شده. این استاد مسلمِ تعزیه در فستیوال آوینیون فرانسه مورد توجه بزرگانی چون «پیتر بروک» نیز قرار گرفته و چند نسخه از تعزیه او ممهور به مهر «هاشم شمر تهرانی» در موزه واتیکان نگهداری میشود، اما در کشور خودمان افراد کمی هستند که او را بشناسند. در این راستا و به منظور معرفی این هنرمند «داوود فتحعلی بیگی»، پژوهشگر، نویسنده و کارگردان نمایشهای آیینی و سنتی، پس از بیست سال برای دومین بار نمایش «عمو هاشم» سال گذشته به روی صحنه برد.
نمایش به خوبی فرهنگ عامه مردم و ناتوانی آنها در تفاوت قائل شدن میان فرد شبیهخوان و نقشی که بازی میکند را نشان میدهد. نه در گذشته که چه بسا امروز نیز با وجود رونق کم تعزیه، هنوز اولیا خوانها میان مردم محبوبتر از اشقیا خوانها هستند و بیشک این امر در گذشته نیز فراوان دیده شده و مخالف خوانها مورد بیمهریهای بسیار واقع شدهاند. نباید فراموش کرد که نمایش تعزیه حاصل تمام عناصر تئاتر از جمله بازیگران مخالفخوان و موافقخوان است و همکاری آنهاست که کلیتی چنان منسجم را میسازد که مردم بتوانند با آن همراه شده، اشک بریزند و بر بانیان این ظلم نفرین روا دارند.
نمایش «عمو هاشم» گریزی به لحظههایی از زندگی عمو هاشم زده و به خوبی نشان میدهد که یک مخالفخوانِ تعزیه با چه سختیهایی در راستای هدفی که برای خود انتخاب کرده، یعنی ارادت به اهل بیت، روبهروست. نمایش، متنی ساده و روان، بازیهایی درخور، صحنهای ساده و روایتی سرراست دارد و همین سادگیاش میتواند برخی مخاطبان را جذب کند. در سوی دیگر، سادگی بیش از حد نمایش و ریتمِ کند آن برای برخی از جوانان امروزی ممکن است خستهکننده به نظر برسد.
برای آن دسته از جوانانی که از سریالهای شعارگون تلویزیون خستهاند، دیدن نمایشی که تحول بازیگرش با خواب اتفاق میافتد و همه چیز به خوبی و سادگی حل و فصل میشود، جذاب به نظر نمیرسد. یادآوری تعزیه به عنوان یک نمایش ایرانی، معرفی یکی از بزرگترین تعزیهخوانان ایران و بررسی مشکلاتی که تعزیهخوانان با آن روبهرو بودهاند، در یک نمایش قابل تقدیر است. نمایش ایرانی بیشک همین نفسهای نامنظمش را به «داود فتحعلی بیگی» مدیون است و اگر تلاشهای این استاد نبود، از نمایش ایرانی شاید به جز خاطره چیزی باقی نمیماند.



