روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | ژانر وحشت یکی از محبوب‌ترین گونه‌های سینمایی به‌خصوص میان جوانان و نوجوانان است. یعنی همان قشری که سبد اصلی مخاطبان سینمارو را تشکیل می‌دهند. احتمالا به همین دلیل در باکس‌آفیس جهان موعد اکران فیلم‌های ترسناک زمانی است که به تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها بخورد تا تعداد بیشتری از گروه‌های سنی نوجوان به سینما کشیده شوند. البته نباید به فیلم‌های ترسناک به چشم تحقیر نگاه کرد.

درست است که سری فیلم‌هایی مثل «اره» یا «حلقه» فقط برای ترشح آدرنالین خون مخاطبان ساخته شده‌اند یا اسلشرهایی که تبدیل به بی مووی شده‌اند و ارزش سینمایی‌شان چشمگیر نیست اما به‌خصوص در هزاره سوم ژانر ترسناک پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته است. حالا گونه‌ای از فیلم‌های ترسناک داریم که حتی متعلق به آرت‌هاوس‌ها (همان فیلم‌های هنری و سینماتک) هستند و منتقدان هم بسیار دوست‌شان دارند. در حقیقت برگشته‌ایم به زمانی که فیلم‌های کلاسیکی مثل «اتاق دکتر کالیگاری» توانستند زیبایی‌شناسی خودشان را به سینما تحمیل کنند.

تب و تاب فیلم‌های ترسناک حتی به سینمای ایران هم کشیده شده و سال گذشته فیلم «زالاوا» ساخته ارسلان امیری نظرها را جلب کرد و سریال «آنها» هم که این روزها از فیلم‌نت پخش می‌شود و پرویز پرستویی تهیه‌کننده‌اش است در ژانر ترسناک ساخته شده. با بازگشایی تدریجی سینماها بعد از کرونا در حال حاضر دو فیلم «احضار: شیطان وادارم کرد» که قسمت سوم از سری فیلم‌های ترسناک «احضار» است و قسمت دوم فیلم «در مکانی ساکت» توانسته‌اند با فروش‌های ۲۴میلیون دلاری در یک هفته و ۸۸٫۴میلیون دلاری در دو هفته به‌ترتیب رده‌های اول و دوم جدول فروش را به خودشان اختصاص دهند. فیلم فانتزی «کروئلا» و انیمیشن «روح رام‌نشده» هیچ‌کدام نتوانستند به گرد پای این فیلم‌های ترسناک برسند. در یک دهه گذشته فیلم‌های ترسناکی ساخته شدند که هم خوب فروش کردند و هم توانستند منتقدان را کم و بیش راضی کنند.از جمع‌بندی سایت‌های مختلف چند فیلم را انتخاب کردیم که هم ترسناک هستند و هم به لحاظ سینمایی می‌شود درباره‌شان بحث کرد.

*** برو بیرون/ Get out / کارگردان: جوردن پیل / بازیگران: دنیل کالویا، آلیسون ویلیامز / امتیاز متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۷
این یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ترسناک هزاره سوم است که چنان مورد توجه قرار گرفت که توانست نامزد اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد بشود و در نهایت هم جایزه بهترین فیلمنامه اورجینال را گرفت. این اولین فیلم جوردن پیل بود.کریس قهرمان فیلم عکاسی سیاهپوست است که می‌خواهد برای اولین‌بار با خانواده نامزد سفیدپوستش ملاقات کند.

در این ملاقات برادر رز نظریات عجیبی درباره سیاهپوستان می‌گوید و کریس متوجه می‌شود که کدبانوی سیاهپوست خانه هم رفتار عجیب و غریبی دارد. رفتار خانواده دختر به‌حدی عجیب است که به‌تدریج کریس منفجر می‌شود. فیلم به لحاظ اجتماعی هم اثر مهمی است و منتقد گاردین درباره‌اش گفت آدم بد‌های این فیلم نئو نازی‌ها یا گردن‌کلفت‌های جنوبی نیستند بلکه خانواده معمولی متعلق به جناح راست افراطی هستند. فیلم ترسناک و البته در لحظاتی بامزه است اما مهم‌تر از همه اینکه مخاطبش را به تفکر وادار می‌کند.

*** وراثت/ Hereditary / کارگردان: آری آستر / بازیگران: تونی کولت، میلی شاپیرو / امتیاز متاکریتیک: ۸۷ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۸
آنی گراهام یک مینیاتوریست است که با شوهرش استیو و پسر ۱۶ساله‌شان پیتر و دختر ۱۳ساله‌اش که به لحاظ ذهنی دچار معلولیت است زندگی می‌کند.در مراسم خاکسپاری مادر مرموز آنی، او نامه‌ای ستایش‌آمیز درباره مادرش دریافت می‌کند و یک هفته بعد قبر مادر آنی کنده می‌شود. آنی احساس می‌کند که در کارگاهش روح مادرش را می‌بیند. کم‌کم معلوم می‌شود که همه اعضای خانواده آنی دچار مشکل روانی بوده‌اند و همه‌شان هم به همین دلیل فوت کرده‌اند. اتفاقات تراژیک این خانواده را تسخیر می‌کند.

فیلم از کلیشه‌های کلاسیک برای رسیدن به یک فیلم ترسناک غیرمعمول استفاده می‌کند. سرمای مورمور‌کننده فیلم حتی بعد از تیتراژ پایانی هم مخاطبش را رها نمی‌کند. بازی تونی کولت فوق‌العاده است و یکی از نکات قوت فیلم محسوب می‌شود. او مخاطب را به درون فروپاشی روانی آنی می‌کشاند و چنان با گوشت و پوست و استخوانش این کار را انجام می‌دهد که مستقیم روی اعصاب تماشاگر تاثیر می‌گذارد.

*** فانوس دریایی/ The Lighthouse / کارگردان: رابرت ایگرز / بازیگران: ویلم دفو، رابرت پتینسون / امتیاز متاکریتیک: ۸۳ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۹
این فیلمی پریشان‌کننده البته به‌معنای مثبت است. قصه و کاراکترهای سرگردانش کاملا در خدمت هدف و داستان فیلم هستند. فیلمی که فضایی نفسگیر فقط با دو کاراکتر در یک جزیره دورافتاده خلق می‌کند. دو فانوس‌بان فانوس دریایی که برای یک ماه باید با تنهایی مهیب جزیره، کابوس‌هایشان و خودشان کنار بیایند. از آن فیلم‌هایی است که ارجاعات بسیاری به اسطوره‌ها و افسانه‌ها دارد. ویلم دفو در نقش فانوس‌بان کهنه‌کار و رابرت پتینسون در نقش دستیار جوان او بازی‌های تأمل‌برانگیز و درخشانی دارند.

مسیری را که به‌سمت جنون طی می‌شود جانفشانانه به نمایش می‌گذارند. جارین بلاشک مدیر فیلمبرداری «فانوس دریایی» نام آشنایی نیست ولی بعد از این باید او را به‌‌خاطر بسپاریم. قاب‌هایی که ثبت کرده شبیه نقاشی‌های اکسپرسیونیستی است و آن فضای سیاه و سفید رعب‌آور است. با این حال فیلمساز آنقدر در تصویر اتمسفر جنون گرفتار می‌شود که حقیقتا داستان فیلم خسته‌کننده می‌شود و از جایی به بعد اگر درگیر تصاویر فیلم نباشید، لذت چندانی نصیب‌تان نمی‌کند.کمتر پیش می‌آید که یک فیلم ترسناک تبدیل به اثری متعلق به جریان هنری شود اما رابرت ایگرز موفق می‌شود از «فانوس دریایی» یک فیلم ترسناک هنری بسازد.

*** احضار/ The Conjuring / کارگردان: جیمز ون / بازیگران: پاتریک ویلسون، ورا فارمیگا / امتیاز متاکریتیک: ۶۸ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۳
«احضار» واقعا فیلم ترسناکی است. از آن فیلم‌هایی که موقع دیدنش صحنه‌های زیادی وجود دارد که از جا می‌پرید یا چشم‌های‌تان را می‌بندید. آنقدر هم موفق بوده که تا امروز دو دنباله روی آن ساخته شود و حتی اسپین‌آف‌هایی مثل «آنابل» هم از دل آن بیرون آمده‌اند اما همچنان بهترین نمونه خود فیلم «احضار» است.

شروع فیلم سال ۱۹۷۱ است. راجر و کارولین با پنج دخترشان به خانه‌ای واقع در یک مزرعه نقل مکان می‌کنند. موقع ورود به خانه سگ‌شان احساس خطر می‌کند و حاضر نیست وارد خانه شود. اتفاقاتی ماوراءالطبیعه در همان چند شب اول ورودشان به خانه رخ می‌دهد و سگ‌شان را هم مرده در حیاط پشتی پیدا می‌کنند. کارولین با اد و لورین وارن تماس می‌گیرد که کشیش‌هایی هستند که کار جن‌گیری انجام می‌دهند و پرونده اخیرشان مربوط به یک عروسک تسخیرشده به‌نام آنابل بوده است. اوضاع وقتی ترسناک‌تر می‌شود که کارولین توسط ارواح خبیثه تسخیر می‌شود. کارگردانی فیلم واقعا ماهرانه است و «احضار» اثر خوش‌ساختی از کار درآمده که البته از یکسری کلیشه‌های قدیمی فیلم‌های ترسناک هم استفاده می‌کند اما مهم اینجاست که این کلیشه‌ها در فیلم واقعا جواب می‌دهند.

*** نیمه تابستان/ Midsommar / کارگردان: آری آستر / بازیگران: فلورنس پیو، جک رینور / امتیاز متاکریتیک: ۷۲ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۹
«نیمه تابستان» یک فیلم ترسناک سوئدی- آمریکایی است. «نیمه تابستان» را آری استر کارگردان فیلم موفق «موروثی» ساخته است. این فیلم سینمایی بر داستان زوجی تمرکز دارد که تعطیلات خود را در یک دهکده کوچک در سوئد می‌گذرانند. این سفر که شروع خوبی دارد، به مرور فضایی عجیب و غریب پیدا می‌کند و زوج فیلم هر لحظه بیش از پیش به همسایه‌های خود مشکوک می‌شوند.

همسایه‌هایی که به مرور درخواهیم یافت چه گرایش‌های عجیبی دارند. در این دهکده هر ۹۰سال یک‌بار جشنواره‌ای برگزار می‌شود. فیلم به شدت متکی بر اسطوره‌ها و افسانه‌های اسکاندیناوی است و البته گاهی ویژگی‌های یک فیلم اسلشر را پیدا می‌کند. نکته جالب اینکه آستر فروپاشی یک رابطه را محور فیلمش قرار داد، بعد از آنکه خودش یک جدایی دشوار را تجربه می‌کند.منتقدان فیلم را دوست داشتند و به نظرشان اثری جاه‌طلبانه بود که کارگردانی ماهرانه‌ای دارد. آنها معتقدند آری آستر در ساخت فیلم‌های ترسناک به یک سینماگر مؤلف تبدیل شده است.

*** کلبه‌ای در جنگل/ Cabin In The Woods / کارگردان: درو گدارد / بازیگران: کریستن کانلی، کریس همسورث / امتیاز متاکریتیک: ۷۲ از ۱۰۰ / محصول ۲۰۱۲
یک کمدی ترسناک که اولین تجربه کارگردانی فیلمسازش به‌شمار می‌رود و البته پشت آن فیلمساز باتجربه‌ای یعنی جاس ودون در نقش تهیه‌کننده و نویسنده وجود دارد. فیلم یک‌جور بازسازی ژانر اسلشر است. در یک آزمایشگاه زیرزمینی استیو و گری دو مهندس درباره یک آئین مرموز صحبت می‌کنند. بعد شاهد یکسری دانشجوی کالج هستیم که تصمیم می‌گیرند آخر هفته‌شان را در کلبه خانواده یکی از بچه‌ها در جنگل بگذرانند. دو مهندس از آزمایشگاه کلبه را از راه دور کنترل می‌کنند و با مخدرهای ذهنی کنترل دانشجویان را به دست می‌گیرند.
فیلم به‌طرز مبهوت‌کننده‌ای عجیب و غریب و ترسناک و همزمان بامزه از کار درآمده است. برای طرفداران فیلم‌های ترسناک «کلبه‌ای در جنگل» شبیه جدولی است که باید تکه‌هایش را کنار یکدیگر بگذارند.

*** گزارش‌های کمیاب: داستان کریسمس/ Rare Exports: A Christmas Tale / کارگردان: جالماری هلاندر / بازیگران: جورما تومیلا، اونی تومیلا / امتیاز متاکریتیک: ۷۱ از ۱۰۰ // محصول ۲۰۱۰
این یکی فیلم البته دُز فانتزی آن احتمالا از وحشتش بیشتر باشد. فیلمی محصول فنلاند درباره آدم‌هایی که نزدیک یک رشته کوه زندگی می‌کنند و ۴۸۶ متر زیر زمین جعبه‌ای مخفی پیدا می‌کنند که مربوط به کریسمس است و اهالی روستا بر این عقیده‌اند که باید گذشته را واکاوی کنند تا پیشینه سانتا کلاوس فنلاندی‌ها را بیایند.

منتقدان نوشتند این فیلم به شکلی غیرمنتظره و لذتبخش کمدی بی‌روح و خشنی را با یک داستان ترسناک کریسمسی پیوند می‌زند. راجر ایبرت نوشت: «به‌رغم وجود سانتا کلاوس و گوزن شمالی در فیلم، «گزارش‌های کمیاب» یک فیلم ترسناک عالی است. نگاهی پارودیک به فیلم‌هایی که درباره مردگانی هستند که به زندگی بازمی‌گردند.» طبق نتیجه‌گیری ایبرت، فیلم اورجینال، شجاعانه و در ساختار بسیار دقیق است.

*** من شیطان را دیدم/ I Saw the Devil / کارگردان: جی وون کیم / بازیگران: لی بیونگ هان / امتیاز متاکریتیک: ۶۷ از ۱۰۰
محصول ۲۰۱۰
اکشن تریلر ترسناک محصول کره‌جنوبی که درباره مردی است که در جست‌وجوی انتقام از چند قاتل سریالی روانی است که نامزدش را کشته‌اند. فیلمی تاریک و سیاه که به گفته منتقدان از نمایش سقوط در تباهی پرهیز نمی‌کند و تریلری است که به مخاطبانش رضایتی خونین می‌بخشد! برای آنهایی که از فیلم‌های انتقامی با خشونت و خشم زیاد خوش‌شان می‌آید گزینه مناسبی است. پرده اول فیلم تکان‌دهنده و غیرقابل پیش‌بینی است و مدیر فیلمبرداری آن هم کار درخشانی انجام داده است. او موفق شده لحن‌های مختلف فیلم را در تعادل با یکدیگر قرار بدهد. منتقد لس‌آنجلس تایمز نوشت: «فیلم سراسر خشونت است اما چیزی که آن را متمایز می‌کند احساسات واقعی است که در دل آن جریان دارد.»

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.