روزنامه هفت صبح، احمد رنجبر | سریال «روزهای آبی» تازهترین فعالیت حرفهای اکبر عبدی است که این روزها شاهد پخش آن از شبکه پنج هستیم. عبدی در این سریال نقش مردی به نام ماشااللهخان را بازی میکند که رئیس شورای روستا است و سودای گسترش قدرت خود را دارد. در چند قسمت اخیر نقش عبدی کمرنگ شده که کارگردان دلیل آن را بیماری این بازیگر و ترک اجباری پروژه عنوان کرده است.
عبدی سال پیش قرار بود بازیگر «نون خ۳ » باشد اما با گروه به اختلاف خورد و این همکاری به فرجام نرسید. او پیشتر هم چنین تجربهای با گروه سازنده «پایتخت» داشت تا صفت یک بازیگر ناسازگار بر او بماند. حالا نوبت به جدایی عبدی از «روزهای آبی» رسیده؛ سریالی که در کارنامه این بازیگر عقبگرد محسوب میشود.
*** مورد اول| نقش
اکبر عبدی روزگاری به هر پیشنهادی جواب مثبت نمیداد و از کارنامهاش بهشدت مواظبت میکرد. حالا اما خبری از آن سختگیری نیست. نمونه تازهاش به انتخاب سریال «روزهای آبی» برمیگردد. سابقه کارگردان به همراه شناسنامه نقش مشخص میکند که این سریال برای بازیگر نهتنها آوردهای ندارد که به کارنامهاش ضربه میزند.
محمدرضا حاجیغلامی پیش از این سریال «پدر پسری» را برای شبکه پنج ساخته بود که اثری غیرقابل دفاع است. وانگهی نقش ماشاالله از آن نقشهایی است که برای بازیگر جای کار ندارد. عبدی موقع خواندن فیلمنامه پی به این نکته نبرده بود؟ اشاره کردیم این شخصیت، رئیس شورای یک روستا است که میخواهد با ریشسفیدی مسائل را حل کند و در عین حال نگران حفظ موقعیت خودش است. «روزهای آبی» با مشابهتسازی اتفاقات کشور و مسئله انتخابات، میخواهد اهمیت رای دادن را یادآور شود.
شخصیتهای خوشخیال و اتفاقات دمدستی اما از سریال اثری ناموفق ساخته. اکبر عبدی هم در این میان کاری ندارد جز بیان دیالوگ. حتی برای کاراکتر او اتفاقی ویژه رخ نمیدهد تا بازیگر درگیر آن شود و به اصطلاح خود را به چالش بکشد. چرا عبدی نقشی را میپذیرد که هیچ ویژگی جذاب و چالشبرانگیز دراماتیک ندارد؟
*** مورد دوم| گریم
یکی از ویژگیهای ممتاز کارنامه اکبر عبدی، تنوع نقش است که هر کدام با گریمهای مختلف در ذهن سینمادوستان باقی مانده. این بازیگر سالهاست به این فاکتور اهمیت نمیدهد؛ کما اینکه گریم او در سریال «روزهای آبی» یادآور نقشهای پیشین از جمله سریال «شش قهرمان و نصفی» است که از شبکه پنج پخش شد.
او در این سریال هم محاسنی آنکادر شده دارد. داشتن گریم عجیب و غریب الزاما عامل موفقیت عبدی نیست؛ همین مثال نشان میدهد اکبر عبدی به ظرایف کاری ندارد و برایش دغدغه محسوب نمیشود. این بازیگری که میشناسیم همانی نیست که وقتی یک نقش منفعل میپذیرد، با ایجاد یک نشانه ظاهری، به آن کمی رنگ و لعاب میدهد.
*** مورد سوم| لهجه
اکبر عبدی نهتنها صورتی «گریم خور» دارد که در بیان لهجهها دارای سابقهای درخشان است. او در سریال «روزهای آبی» بار دیگر گیلکی صحبت میکند که برای یک مخاطب غیر بومی قابل قبول است. مشکل جایی شروع میشود که بازیگر دیالوگ را به بیحسترین حالت ممکن به زبان میآورد.
برای اثبات این مسئله چارهای نیست جز اینکه شما را به تماشای سریال ارجاع دهیم. عبدی در مراودات معمول هنرمندی بذلهگو و خوشمشرب است. این ویژگی قرار بوده به کاراکتر او هم تزریق شود اما نه دیالوگها این امکان را برایش فراهم کرده و نه موقعیتهای مختلف سریال. خود بازیگر هم با انرژی پایین به مصاف نقش رفته و از همین رو لهجه تبدیل به امتیاز عبدی در سریال «روزهای آبی» نشده است.
*** مورد چهارم| بازی
هر آنچه اشاره شد، روی بازی اکبر عبدی اثر منفی گذاشتهاند؛ از نقش کلیشهای تا گریم تکراری و لهجهای که به کمک نقش نیامده است. در بازی عبدی هم نشانی از روزهای اوج نیست. او را غالبا نشسته میبینیم که سربهسر دیگران میگذارد و با حالتی معمولی دیالوگهایی بر زبان میآورد. آنچه در سریال «روزهای آبی» میبینیم هیچ نشانی از بازیگر توانمند سینما و تلویزیون ما ندارد.
*** مورد پنجم |کارنامه
ابتدای دهه ۶۰ بازیگری در سینما درخشید که پیش از آن توانایی او را روی صحنه و با سریالهایی چون «محله بروبیا» و «بازم مدرسهام دیر شد» ثابت کرده بود. اکبر عبدی شروعی طوفانی در سینما داشت. فقط دو سال از بازیگریاش در این عرصه میگذشت که با آقای قندی فیلم «اجاره نشینها» چشمها را خیره کرد.
عبدی سه سال بعد، یکی دیگر از شاه نقشهای کارنامهاش را رقم زد. شخصیت پسرک عقب افتاده فیلم زندهیاد حاتمی با گریم استادانه عبدالله اسکندری، چنان توسط عبدی جان گرفت که همچنان خاص و عام تحسینش میکنند. عبدی در دهه ۶۰ نقشهای بهیادماندنی کم ندارد؛ از سرگرد مکوندی «ای ایران» تا فیلمهای کودکانه «دزد عروسکها» و «سفر جادویی».
کارنامه اکبر عبدی در دهه ۷۰ همچنان رو به رشد است. هرچند فیلم و نقش ضعیف کم ندارد اما کفه آثار خوبش سنگینتر است: هنرپیشه، دلشدگان، روز فرشته و آدم برفی و … در دهه ۸۰ اکبر عبدی حساسیت قبل را ندارد و به کمتر پیشنهادی جواب رد میدهد. حالا هر روز که میگذرد، نقشهای خوب او کمتر میشود.



