روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری|‌ داستان مسافرکش‌های قلابی برای امروز و دیروز نیست.هربار که خواسته‌ایم به کلاس و بیرون برویم هزار بار خانواده تاکید کرده‌اند سوار ماشین شخصی نشو! هزار بار هم سوار خودروی شخصی شده‌ایم و هی با خودمان نکات ایمنی را چک کرده‌ایم.قفل‌های در درست است؟! قیافه راننده را در آینه زیر نظر گرفته‌ایم،مسافرهای دیگر را رصد کرده‌ایم و از دیدن خودرویی که پنجره‌اش دستگیره ندارد ترسیده‌ایم.

بماند که راننده‌های مسافرکش دستگیره پنجره‌ها را باز می‌کردند که مسافر نتواند هی پنجره را بالا و پایین کند و دستگیره خراب شود! اما با رعایت تمام این نکات گاهی هم پیش آمده از سر عجله،برخی سوار خودروهای شخصی شده‌اند و برایشان حوادثی رخ داده؛ از قتل، ‌آزار و اذیت تا سرقت و اخاذی! اگرچه در این شرایط قرار گرفتن سخت است اما افرادی بودند که وقتی توسط راننده قلابی ربوده شده‌اند توانسته‌اند با تمرکز خود را نجات دهند.

مثلا گزارش روز گذشته که در هفت‌صبح کار شد به زنی اشاره کرد که چگونه با بیرون بردن دستش از لای پنجره توانست در خودرو که قفلش خراب بود را از بیرون باز کرده و با فرار خودش را نجات دهد.در برخی پرونده‌ها مسافر به محض اینکه متوجه رفتار نامتعارف مسافرکش شده است اقدام به ارسال لوکیشن آنلاین خود برای فرد مورد اعتمادش کرده که در نجاتش بسیار موثر بوده است.رعایت این موارد بر سربزنگاه خالی از توجه نیست.در این پرونده پنج ماجرای مسافرکش‌نماها را بررسی کرده‌ایم.

* یک: ۱۴۰سال زندان برای مسافرکش‌نمای آزارگر
رسیدگی به این پرونده از آذر سال ۹۶ به دنبال شکایت مشابه چند زن جوان که در پراید سفید یک مرد آزارگر گرفتار شده و مورد تعرض قرار گرفته بودند در دستور کار پلیس قرار گرفت. شواهد نشان می‌داد مرد آزارگر در پوشش مسافرکش قلابی، زنان جوان را به دام می‌انداخت و در خیابان‌های خلوت شرق تهران آنها را آزار می‌داد.بعد از چندی احسان ۳۱ساله، مجرد و بدون هیچ سابقه کیفری در پرونده‌اش جرمش را گردن گرفت و به اتهام پنج آدم‌ربایی،سرقت مقرون به آزار، ارتباط نامشروع، ایراد ضرب و جرح عمدی و آزار پنج زن جوان به دادگاه رفت.

اولین شاکی او دختر جوانی بود که درباره حادثه رخ داده در دادگاه گفت:«آن روز برادرم مرا در حوالی مینی‌سیتی از ماشین پیاده کرد تا به خانه برگردم. من از اتوبان عبور کردم و در لاین مخالف منتظر تاکسی ماندم. همان موقع یک پراید جلوی پایم ایستاد.می‌خواستم روی صندلی عقب بنشینم، اما راننده خودش، در جلو را برایم باز کرد و من روی صندلی شاگرد کنار راننده نشستم. راننده مرد قوی هیکلی بود. او پس از طی مسافتی به سمت خیابانی خلوت رفت. من به او اعتراض کردم.

اما با مشت به صورتم زد که پیشانی و بالای ابرویم زخمی شد.او دست‌هایش را روی گلویم گذاشته بود و می‌خواست مرا خفه کند که ساکت شدم، سپس در خیابانی خلوت بدون توجه به التماس‌هایم مرا آزار داد و از ماشین به بیرون پرت کرد.من از این متهم شاکی هستم.» بقیه شاکی‌ها نیز از دستکاری قفل در خودرو، ضرب و جرح توسط این فرد سخن گفتند. متهم در جایگاه علت این رفتارش را مرگ تازه پدرش و افسردگی ناشی از آن عنوان کرد! و در مجموع به دلیل تمام جرم‌ها به ۱۴۰سال زندان محکوم شد.

* دو: ماجرای قتل الهام سرلاتی و سرقت طلاهایش
بعدازظهر اول مهر سال۹۹ کارمند ۳۳ساله تامین اجتماعی شهرستان سیاهکل به نام الهام سرلاتی سوار سرویس محل کارش شد تا راهی خانه‌اش شود. او مثل هر روز در میدان فرمانداری لنگرود از سرویس پیاده شد که بقیه راه را تا خانه‌اش در املش با ماشین‌های مسافرکش طی کند،اما آن روز پس از اینکه سوار یک خودروی پراید شد،دیگر کسی او را ندید.با ناپدید شدن این زن، خانواده‌اش که در جست‌وجوی او بودند عکس وی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند و همزمان مأموران پلیس نیز تحقیقات برای یافتن او را آغاز کرده بودند تا اینکه چند روز بعد جسد این زن در جنگل‌های دوهزار مازندران پیدا شد.

شواهد از این حکایت داشت که او خفه شده و اموالش به سرقت رفته است. عاملان این جنایت حدود ۵۰میلیون تومان طلایی را که زن جوان همیشه همراه خود داشت به همراه گوشی تلفن همراهش به سرقت برده بودند. تحقیقات برای شناسایی و دستگیری قاتلان آغاز شد. بررسی‌ها از این حکایت داشت که مقتول آخرین بار برای رفتن به خانه‌اش سوار یک خودروی پراید شده است. این فرضیه مطرح بود که سرنشینان پراید او را به قتل رسانده و اموالش را سرقت کرده‌اند.در نهایت مشخص شد یک زن به همراه همسر صیغه‌‌‌ای‌اش،او را با همان خودرو سواری ربوده و برق النگوهای طلا برای سرقت وسوسه‌شان می‌کند.طلاها و موبایل مقتول را سرقت کرده و او را به قتل می‌رسانند.زن دستگیر شده و سه ماه بعد همسرش نیز در دماوند به دام می‌افتد.

* سه: شگرد عجیب مسافرکش قلابی برای ربودن مسافران
اردیبهشت امسال در تبریز یک مسافرکش قلابی دستگیر شد که شیوه‌ای عجیب برای ربودن مسافران اتخاذ کرده بود! ماجرا از این قرار بود که راننده مسافرکش‌نما با خودروی پراید و با نصب تابلوی تاکسی تلفنی، خانم جوانی را به عنوان مسافر در منطقه باغمیشه تبریز سوار خودرو می‌کند.مسافر خانم با مشاهده وضعیت غیرمتعارف داخل خودرو، درخواست توقف و پیاده شدن از خودرو می‌کند که راننده نیز اهرم تعبیه شده در سقف خودرو برای ضربه زدن و انتقال مسافر به صندوق عقب را رها می‌کند که خانم نیز با هوشیاری صفحه را رد کرده و ضمن درگیری با راننده از رانندگان عبوری درخواست کمک می‌کند!

در همین حین راننده یک خودرو سواری دوو که متوجه موضوع می‌شود ضمن اطلاع به پلیس ۱۱۰ با کمک سایر مردم، متهم را تعقیب و در نهایت به همراه یکی از خودروهای عبوری دیگر ضمن برخورد با خودروی پراید، آن را متوقف می‌کنند. ماموران گشت نیز پس از حضور در محل، متهم را که در حال فرار بود با همکاری مردم دستگیر و به یگان انتظامی منتقل می‌کنند.در نهایت مشخص شد متهم در تاریخ ۲۶ فروردین ۹۹، خودروی پراید را از شهر جدید سهند ربوده و از آن برای سرقت به عنف و زورگیری استفاده می‌کرده و به چهار فقره سرقت به عنف و زورگیری نیز اعتراف می‌کند.این متهم با تعبیه یک صفحه فلزی به سقف خودرو و دستکاری در پشتی صندلی عقب، پس از سوار کردن طعمه‌های خود، صفحه موردنظر را رها کرده و پس از برخورد با مسافر و وارد کردن ضربه ناگهانی و چرخش پشتی صندلی، مسافر به صندوق عقب خودرو پرتاب می‌شود.

* چهار: اما خفاش شب معروف‌ترین مسافرکش‌نمای قلابی
در بین این پرونده‌ها، نام خفاش شب در لیست معروف‌ترین این مسافرکش‌های قلابی قرار دارد. کسی که لقب قاتل زنجیره‌ای را نیز یدک می‌کشد.مردی که مدت‌ها در پایتخت فضای رعب و وحشت ایجاد کرد و زنان تا مدت‌ها جرات نداشتند حتی سوار تاکسی‌ شوند چه برسد به مسافرکش شخصی! از هنگامی که در فروردین ۱۳۷۶، با کشف نخستین مقتول در نزدیکی دهکده المپیک، تا مرداد همان سال که قاتل به روی چوبه‌دار رفت، یک ماجرا و یک نام مردم تهران را به هراس انداخته بود:«خفاش شب» و ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای پایتخت.رضا خوش‌روی، با نام‌های مستعار «عبدالله عبدالرحمن» یا «مراد نادری» که به ستار هم معروف بود، تابستان سال ۱۳۷۶ را به تابستانی غمبار برای پایتخت‌نشین‌ها بدل کرد.

او متولد یکم آذر ۱۳۴۳ در فاروج استان خراسان بود.خفاش شب در جریان قتل‌های زنجیره‌ای خود، ۹ زن به نام‌های توران نظری، عهدیه، الهه همتی‌نژاد، اعظم ثابت‌نژاد و دخترش منیره قهوه‌چی، پرند پرچمی و قدم‌خیر جهان‌فر را به قتل رساند.اگر بعضی از طعمه‌های او به هر ترتیبی نمی‌توانستند از چنگ او بگریزند این آمار مطمئنا بیش‌تر از این عدد می‌شد. او پیش از آنکه خفاش‌ شب‌های تهران شود یک بار هم برای آدم‌ربایی و آزار زنان دستگیر شده بود اما پیش از انجام محاکمه توانسته بود فرار کند. در سال ۱۳۷۱، او با همدستی جوانی به نام «علی کریمی» که او را اغفال کرده بود، زنان را سوار می‌کردند و پس از دزدی اموال و جواهراتشان رها می‌کردند.

به این شیوه که کریمی با پوششی زنانه روی صندلی عقب می‌نشست و اعتماد مسافران را جلب می‌کرد. اما پس از آنکه یکی از دختران مشخصات خودروی سارقان را به نیروی انتظامی داد عرصه بر آنها تنگ شد. ظهر یکی از روزهای پاییز همان سال، خودرو از سوی نیروهای انتظامی در منطقه شهرزیبا شناسایی شد. ماموران به تعقیب خودرو پرداختند و پس از چند تیراندازی که به زخمی شدن ستار نادری و البته مرگ یک عابر پیاده انجامید، سرنشینان خودرو را دستگیر کردند. او پس از دستگیری موفق به فرار شد، هرچند علی کریمی طبق جرایمش به مجازات اعدام محکوم شد.

اما خفاش شب، او نیز بالاخره دستگیر و با نام «رضا خوش‌روی کوران کردیه» شناسایی شد. او زنان را تحت مسافر سوار می‌کرد و بعد از قتل و تجاوز، اموال و طلاهای‌شان را به سرقت می‌برد. وی طی دو جلسه دادگاه در مجتمع قضایی امام خمینی توسط شعبه ۳۵ دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. دادگاه او یکی از جنجالی‌ترین دادگاه‌های تاریخ ایران بود که به شدت مردم را متأثر کرد. اتهامات او ۹ فقره قتل، تلاش برای قتل خواهرزاده خردسال خود با قرار دادن او در کشو، فرار از دست مأموران (در سال ۱۳۷۲) سرقت و تجاوز اعلام شد. تمام مراحل دادگاه جز رسیدگی به اقدامات منافی عفت او به‌طور علنی برگزار شد.در نهایت در ۲۲ مرداد سال ۷۶ ، پس از تحمل ۲۱۴ ضربه شلاق به دار مکافات آویخته شد.

* پنج: مرگ مسافر میانسال توسط مسافرکش‌های خشن
ساعت ۶:۳۰ چهارشنبه ۱۲ شهریور۹۹، مرد جوانی در حال عبور از بازار میوه و تره‌بار واقع در بلوار دریا شهرک غرب بود که با صحنه عجیبی رو‌به‌رو شد. سه سرنشین یک خودروی پراید، برای چند لحظه در کنار خیابان توقف کرده و زنی را از خودرو به بیرون انداخته و دوباره به راهشان ادامه دادند. مرد جوان به سمت زن میانسال رفت، او که به‌شدت زخمی و مجروح بود از درد به خودش می‌پیچید سپس در حالی که به سختی قادر به حرف زدن بود با کلماتی بریده بریده به مرد رهگذر گفت: «در حوالی پل مدیریت منتظر تاکسی بودم که خودروی پرایدی با سه سرنشین مقابل پایم توقف کرد. فکر کردم مسافرکش است و دو سرنشین مرد نیز مسافر هستند سوار خودرو شدم.

اما پس از طی مسافتی آنها از من خواستند که پول نقد و وسایل با ارزشم را در اختیارشان قرار دهم. تازه آن زمان بود که متوجه شدم،زورگیر هستند و وقتی مقاومت مرا دیدند شروع به کتک زدنم کردند.پول‌ها و طلاهایم را گرفتند و مرا از ماشین به بیرون پرتاب کرده و متواری شدند.» زن ۵۰ساله ساعاتی بعد جان باخت.اگرچه اعلام شد یک نفر از این زورگیران خشن مسافرکش‌نما دستگیر شده است اما خبری از دستگیری بقیه اعضای این گروه گزارش نشد.

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.