روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی | اوایل دهه۷۰، آن زمان که من چهار یا پنج ساله بودم،مردم شهرم، آران و بیدگل، استقلال میخواستند از کاشان. میخواستند مستقل شوند و یک شهرستان شوند برای خودشان. شهرستانی که ردیف بودجه داشته باشد و نخواهد برای کوچکترین چیزی منت کاشان را بکشد. از روشهای مختلفی این خواسته به مرکز منتقل شد و آنها گفتند که شهرستان شدن قواعدی دارد و قانونی و شامل حال شما نمیشود.
همان زمان کاشانیها یک وزیر داشتند در کابینه آقای هاشمی. آقای محلوجی. وزیر صنایع سنگین بود. امام جمعه شهرشان هم وزنهای بود برای خودشان. آیتالله یثربی. ۱۵ سال بعد از مرگش، هنوز عکسش را در برخی مغازههای کاشان پیدا میکنی. وزنه قدرت سیاسی این دو فرد آنقدر بالا بود که علاوه بر اینکه نمیگذاشتند ما آرانیها شهرستان شویم، برای کاشان هم امتیازاتی عجیب میگرفتند. یکی از این امتیازات فرودگاه بود.
فرودگاه داشتن برای کاشان، مثل این است که برای اصفهان، سفارش کشتی بدهی. همان قدر که ممکن است روزی آنقدر زایندهرود پرآب شود که کشتی در اصفهان به کار بیاید، ممکن هم هست که روزی کاشان، فرودگاه لازم داشته باشد. چرا؟ به فاصله ۲۰۰ کیلومتری شهر یعنی به فاصله دو ساعت و نیم دو فرودگاه بزرگ کشور قرار دارد که هر دو هم بینالمللی است. یعنی امام خمینی و اصفهان.برای پرواز داخلی، مهرآباد در همین فاصله قابل دسترس است. تازه دارند برای قم فرودگاه میسازند.آن هم بینالمللی.
حالا، کاری است که شده و کاشانیها هم آنقدر خوشحال بودند که روز افتتاح فرودگاه، آنقدر گل ریختند سر اکبر هاشمی رفسنجانی که برای افتتاح به کاشان آمده بود که به قول هاشمی در کتاب خاطراتش، باعث نگرانی شد. بگذریم از اینکه همانجا هاشمی میگوید فرودگاه نیمهتمام بوده و ترمینالش موقت.
از فردای روز افتتاح، حالا سوال این شد که از کاشان به کجا پرواز کنیم؟ منار ساخته شده بود ولی گودالی در کار نبود. پرواز کاشان - تهران، یکی از احمقانهترین پیشنهادات بود. هواپیما، به محض اینکه بلند میشد باید اپروچ میکرد برای فرود. فاصله تهران تا کاشان با هواپیما حداکثر ۱۵ دقیقه است. بعد گفتند مشهد و کیش. پیشنهاد بدی نبود ولی واقعا انتظار داشتید کسی در کاشان برای رفتن به مشهد و کیش پول هواپیما بدهد؟
چند سال بعد مشکل جدیدی ایجاد شد. به فاصله ۳۰ کیلومتری از فرودگاه، تاسیسات هستهای نطنز ساخته شده بود و دیگر پرواز از و به آنجا امن نبود. فرودگاه که هیچ. کریدور هوایی که از بالای کاشان میگذشت هم عوض شد و ما که معمولا هر چند دقیقه یکبار میتوانستیم رد یک هواپیما را بالای سرمان (و البته در ارتفاعی زیاد) پیدا کنیم، دیگر نتوانستیم به بچهها، یک هواپیما نشان دهیم.فرودگاه هم به همین دلیل تبدیل شد به یک فرودگاه نظامی برای حفاظت از آن تاسیسات.
بعد از برجام اوضاع کمی بهتر شد.کریدور هوایی بر فراز کاشان راه افتاد و فرودگاه هم از حالت نظامی درآمد.شهرداری گرفتش و کمی مرتبش کرد و بعد چند پرواز ایجاد شد برای مشهد. وضع مردم کمی بهتر شده بود و دستشان هم به خرج کردن عادت کرده بود و وضع بد نبود ولی خب جای سوال باقی بود که یک فرودگاه، برای دو پرواز هفتگی به مشهد؟
از این بگذریم که در همان روزهای اول، یک پرنده خورد توی شیشه کاکپت یکی از هواپیماها و شیشه شکست و هواپیما مجبور به فرود اضطراری شد ولی به فاصله کوتاهی بعد از آن، کرونا آمد و ماجرای زیارت، با محدودیت روبهرو شد و کلا پروازها لغو شد. الان هم دوباره فرودگاه تعطیل است.
همه اینها را گفتم که بگویم، ما، آران و بیدگلیها در همین مدتی که کاشانیها دنبال آن فرودگاه بودند، شهرستان شدیم، یک چاه از نفت فلات مرکزی ایران در بیابانهای پشت شهرستانمان کشف شد و توریسم مرنجاب و زیارتی (امامزاده هلال) و البته باستانی (اویی نوش آباد)، اسم شهرمان را هم دست کم در سطح کشور، به گوش مردم رساند. بله کاشانیهای عزیز! کارما بد چیزی است.



