روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | جایی خواندم فروشندگان گل و گیاه برای وادار کردن گیاهانشان به گل دادن، مدت‌ها از آبیاری آنها خودداری می‌کنند. در این شرایط گیاه تصور می‌کند در حال مردن است. بعد از مدتی مقدار زیادی آب به آنها می‌رسانند. حالا گیاه فکر می‌کند آخرین شانسش برای زنده ماندن فرا رسیده، پس با تمام وجود شروع می‌کند به گل دادن و تکثیر خود.

انگار می‌خواهد ثابت کند سزاوار آن شرایط هولناک قبلی نیست و می‌تواند بهترین خود باشد. می‌تواند رشد کند و زیبا و سالم و موفق به زندگی‌اش ادامه دهد. گیاه نیستیم اما مدت‌هاست در دوران خشکی و بی‌آبی به سر می‌بریم. پژمرده و خمیده در خاکی ترک خورده فرو رفته‌ایم و انتظار می‌کشیم. انتظار چکیدن قطره‌ای آب روی جان تشنه‌مان. می‌ترسیم هر لحظه پایانی قطعی و همیشگی سراغمان بیاید. می‌ترسیم زندگی‌مان همین باشد.

همین بیابانِ گرم بدمنظره. همین اسارت بلاتکلیف. همین جانِ چروکیده. همین روزهای بی‌معجزه شب شده‌ منفور. کی وقت آبیاری گلدان‌های ماست؟ کی قرار است سیرآب شویم از سرچشمه‌ حیات؟قد می‌کشیم. گل می‌دهیم. تکثیر می‌شویم. قلمرویمان را زیبا و تماشایی می‌کنیم. چون لایق آب و نور و آرامشیم. لایق شکفتن و خوب زندگی کردنیم. لایق رشد و بهبود و موفقیت‌ایم. ما سزاوار بهترین‌هاییم. لایق گل دادنیم. تشنه ماندن حق ما نیست. کاش کمی باران ببارد.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.