روزنامه هفت صبح | بازی اینترمیلان و آثمیلان مثل رولر کاستر بود. مثل یک ترن هوایی پرهیجان. جنگ بیرحمانه با تمام قوا بدون مماشات و بدون ملاحظه. حتی در لحظاتی برخلاف مرامنامه دوست عزیز آقای خیابانی! اما این چیزی بود که فوتبال به شما هدیه میکند. نه فقط یکورزش، نه فقط یک بازی و نه فقط یک مسابقه.
فوتبال در بهترین و متعالیترین حالت خود یک مبارزه است. صحنه رخبهرخ شدن زلاتان و لوکاکو تا سالها در فرهنگ تصویری فوتبال جهان به یادگار خواهد ماند. شک نکنید. حیف که داور مسابقه خیلی زود زلاتان را با کارت زرد دوم جریمه کرد و حیف که میلان واقعا تیم کم ستارهای است و توان رقابت با نیمکت پراز ستاره اینتر میلان را نداشت.
* دو: امسال فیلم چینی هشتصد یک فیلم جنگی، پرفروشترین فیلم جهان شده است و مجموع فروش فیلم در چین و آسیای شرقی ۴۱۹ میلیارد دلار بوده است. فیلم طوری است که به زودی در ایران هم نمایشهای محدود خواهد داشت. داستان مقاومت گروهی سرباز چینی در یک انبار بزرگ در شانگهای در ساحل رود یانگ تسه مقابل نیروهای ژاپنی. به سال هزار و نهصدوسی و هفت.
موقعیت از آنجا دراماتیک میشود که در آن سمت ساحل در بخش بینالمللی شانگهای تبعههای اروپایی و آمریکایی و همینطور آن تعداد از اهالی شانگهای که توانسته بودند از پل بگذرند زندگی معمولی خود را تجربه میکردند به شرط آنکه هیچ سرباز چینی را راه ندهند و به آنها کمکی نرسانند و این موقعیت شگفتانگیزی است. یکسو رستورانها و بالکنها و کازینوها و چراغهای نئون و خوانندهها و حتی فاحشهها و آن سوی رودخانه جهنم واقعی. این داستان یکی از خونینترین نبردهای قرن بیستم است.
هشتصد یک ضربشست تکنیکی در میدان مثلا سرجوخه رایان است و مسئولین جلوههای ویژه سنگ تمام گذاشتهاند اما گویی لذت این آتشبازی بیرحمانه و نبردهای نفسگیر و خونین سازندگان فیلم را سرمست کرده تا آنجا که در میانه فیلم ویژگیهای بازیهای کامپیوتری را پیدا میکند. فیلم چند فصل درخشان دارد مثل سکانس انتحاریهای چینی که خودشان را از بالا میان ژاپنیها پرتاب میکنند.
اما در فصول انتهایی کمی خسته کننده میشود. خشونت فیلم به جنبههای شووینیستی و ناسیونالیستی پررنگی ختم میشود که در سینمای چین کمتر دیدهایم آن هم درباره سربازانی که متعلق به ارتشی ماقبل دوره مائو هستند. فیلم بهخصوص در فضای پرتنش فعلی میان چین و غرب معنای مضاعفی پیدا میکند.اگر فیلم جنگی و خشونت سرسامآور دوست دارید و از دقت مبالغهآمیز تفنگهای آن سالها شگفتزده نمیشوید هشتصد برایتان سرگرم کننده خواهد بود. بهخصوص که موقعیت دراماتیک دو سوی رودخانه بینهایت جذاب است.
* سه: بهمن دارالشفایی در توئیتر نوشت: رستوران ش.گ (مخفف شدن اسم رستوران از روزنامه است )در ولنجک که فقط یک پرس کوبیدهاش ۱۲۵هزار تومن است، موقع حسابکردن به جای کارتخوان کاغذی میآورد که رویش یک شمارهکارت نوشته و از شما خواهش میکند مبلغ فاکتور را کارت به کارت کنید. طبعاً برای اینکه مالیات ندهد. البته یادشان نمیرود که مالیات بر ارزش افزوده را در فاکتور حساب کنند.
آنوقت مالیات حقوق سهچهارمیلیون تومنی کارگر کارخانه و کارمند دولت و شرکتهای خصوصی قبل از پرداخت کسر میشود.
و دوست دیگری در ادامه نوشته: «از این به بعد موارد مشابه با این بسیار دیده خواهد شد.از اول بهمنهر متقاضی دستگاه کارتخوان باید از اداره مالیاتی کد مالیاتی بگیره و به مرور باقی صاحبان کارتخوانها باید کد مالیاتی داشته باشند.در نتیجه استفاده از دستگاه کارتخوان کاهش پیدا خواهد کرد.»



