روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | تا به حال سه قسمت از سریال «زمین گرم» به نویسندگی و کارگردانی سعید نعمتالله روی آنتن رفته است. هنوز خیلی زود است که بتوانیم به طور کامل درباره ابعاد مختلف سریال صحبت کنیم اما آنچه در همین سه قسمت ابتدایی دستگیرمان شده از این حکایت دارد که نعمتالله همچنان روی امضای همیشگیاش پایبند است.
و اینبار حتی در کارگردانی هم این امضا را حفظ کرده است. شخصیتهای اغراق شده، دیالوگهای گلدرشت و طولانی، غیرت و مردانگی، رابطه پدر و پسر، رابطه برادر با برادر و … آنقدر آشناست که حس میکنیم پیشتر بارها و بارها در سایر سریالهایی که فیلمنامههایشان را نوشته است دیدهایم. هفت صبح این موارد را بررسی میکند.
*** وفادارها و از خود گذشتهها
در اکثر آثار سعید نعمتالله شخصیتهایی دیده میشوند که به شدت وفادارند و حاضرند برای حفظ پدر، برادر یا خانواده قید همه چیز را بزنند. نمونههایش را پیشتر در «زیر پای مادر»، «مدینه»، «برادرجان» و … دیدهایم و حالا هم در شخصیت علییار میبینیم. در این سریال با برادری مریض و عاشق پیشه روبهرو هستیم که با وجود ضعف زیادی که دارد حاضر میشود به خاطر برادرش قید دختر موردعلاقهاش را بزند و برادرزادهاش را نجات دهد.
او حتی حاضر میشود به خاطر حفظ برادرزادهاش به ازدواج با همسر سابق برادرش فکر کند و در یک کلمه، خودش را فدا کند. اینجور فداکاریها که ذات فیلمنامههای سعید نعمتالله است با وجود اینکه غیرواقعی به نظر میرسد اما به خلق شخصیتهایی میانجامد که اکثرا نزد مخاطبان دوستداشتنی هستند و حالا گویا اینبار شخصیت دوستداشتنی نعمتالله در «زمین گرم» همین علییار است.
*** دیالوگهای وزندار و ناملموس
سعید نعمت الله مشهور است به دیالوگهای وزندار و پیچیده و طولانی. نعمتالله این شیوه دیالوگنویسی را در «مادرانه»، «مدینه» و «پشت بام تهران» و «برادر جان» هم داشت. نعمت الله جزو فیلمنامه نویسانی است که میتواند یک قصه جذاب تعریف کند اما هربار ناملموس بودن دیالوگها تا حدودی از جذابیت قصه کم میکند.
درحال حاضر زود است بخواهیم از این منظر سریال را واکاوی کنیم و نیاز است قسمتهای بیشتری از آن را ببینیم و تعریف دقیقی از شخصیتها داشته باشیم اما طبق آنچه در سه قسمت اول دیدهایم کماکان با دیالوگهایی پیچیده روبهرو هستیم که چندان با مختصات فردی و پایگاه اجتماعی شخصیتها همخوانی ندارند. نمونهاش را میتوانیم در دیالوگهای وزندار علییار و یارعلی با بازی علیرضا خمسه جستوجو کنیم. یک کفاش ساده و پسری که بنا به تعریف یارعلی فقط زمین میکند و نان حلال به دست میآورد.
*** کماکان آدمهای تلخ
یکی دیگر از ویژگیهای فیلمنامههای سعید نعمتالله تلخی داستانهای شخصیتهاست. زمانی که سریال «زیر پای مادر» و «برادرجان» پخش میشد، در گزارشی به این نکته پرداختیم که چرا همه چیز تا این حد سیاه و تیره است؟ مخاطب با یکسری شخصیت عصبی، شکستخورده، غمگین و خانه خراب روبهروست که انگار قرار نیست آرامشی در زندگیشان تجربه کنند. همه درگیر بحرانهایی هستند که شاید در شرایط عادی چندان هم بحران به نظر نرسند یا خیلی راحتتر از چیزی که میبینیم قابل حل باشند.
اما سریال ترجیح میدهد این بحران و تلخی را به طرز اغراق شدهای بزرگ جلوه دهد. در سه قسمت ابتدایی «زمین گرم» هم چنین مواردی به چشم میخورد. پسری که مریض است و از طرفی دل در گروی دختری دارد که برایش خواستگار آمده است. از طرف دیگر برادرش را مقابل چشمش میکشند و میداند که برادرزادهاش کنار مادر دزدش امنیت ندارد. در جای دیگر فروغ یا همان زن برادر علییار را میبینیم که برای نان شب پسرش محتاج است و … هنوز خیلی فرصت لازم است تا بتوانیم سریال را از جنبههای دیگر بررسی کنیم.
*** استاندارد در کارگردانی
جدای از بحث امضای سعید نعمتالله در فیلمنامهها و ماجرای اغراق و تلخی و دیالوگهای سخت و … باید به نکته مهمی دقت کنیم. نعمتالله پیش از این تجربه کارگردانی نداشته و صرفا به عنوان فیلمنامهنویس فعالیت میکرده. در این صورت باید «زمین گرم» را اولین اثر این کارگردان بنامیم و به عنوان اثر یک کار اولی آن را بسنجیم.
درست است که برای ارزیابی خیلی زود است اما میتوانیم متوجه شویم در همین سه قسمت اول با اثری استاندارد روبهرو هستیم. تا اینجای کار نشانی از خامی یا نابلدی نمیبینیم و همه چیز سر جای خودش قرار دارد. حالا باید پیش برویم تا بعد از گذشت چند قسمت درباره سایر موارد آن
صحبت کنیم.



