روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | بعد از گذشت چهل قسمت از سریال «بوی باران»، ناگهان در قسمت چهلویکم، سایتهای خبری نسبت به آن واکنش نشان داده و همزمان باهم نظرات اعتراضی مخاطبان را بازنشر دادند. ماجرا چیست؟
بعد از پخش قسمت چهلویکم «بوی باران»، یک مرتبه موج عجیبی در شبکههای اجتماعی و سایتهای مختلف، علیه این سریال به راه افتاد و کامنتهای منفی، پشت سر هم با تیترهای مختلف بازنشر داده شد. در اینکه اتفاقهای قسمت چهلویکم این سریال چندان قابل دفاع نیست، شک نداریم اما سوال اصلی این است که چرا منتقدان و معترضان، یک مرتبه تصمیم گرفتند به این سریال توجه نشان دهند و همهجانبه به آن نقد کنند؟ چرا در چهل قسمت قبل، کسی انتقادی به این سریال نداشت؟ آیا «بوی باران» از قسمت اول تا چهلم هیچ مشکلی نداشت و ناگهان در این قسمت، سر و کله مشکلات پیدا شد؟ هفت صبح بررسی میکند.
*** حمله ناگهانی از چند جهت
روز گذشته سایتهای خبری با تیترهای مختلف، به کیفیت سریال «بوی باران» واکنش نشان دادند و بیشتر آنها هم سراغ بازنشر توئیتها و کامنتهای انتقادی مخاطبان رفتند. کافه سینما با تیتر«اعتراضهای فراوان در فضای مجازی، به کیفیت پایین و صحنههای دیگرآزارانه بوی باران»، نمونهای از توئیتهای انتقادی مخاطبان را منتشر کرد.
خبرآنلاین، گزارشی به نقل از روزنامه جوان با تیتر «جمع کنید سریال «بوی باران» را» بازنشر داد. در این گزارش، توضیح داده شده بود که بخشی از مطالب انتقادی که کمتر از ۴۸ ساعت گذشته درباره این سریال در فضای مجازی منتشر شده کنار هم قرار گرفته. جامنیوز، موجنیوز و برخی سایتهای دیگر هم بریدهای از توئیتها و نظرات را با تیترهایی مثل «تلخ مثل بوی باران!»، «بوی باران نه! روی اعصاب» و … منتشر کردند. خب سوال اینجاست که چرا همه باهم به فکر حمله افتادند؟
*** محتوای غیرقابل دفاع
اولین پاسخی که میتوان برای این سوال در نظر گرفت، به خود محتوای این سریال برمیگردد. همانطور که پیشتر ذکر شد، این قسمت از سریال با مشکلاتی روبهرو بود. نحوه رساندن فلش پر از اطلاعات توسط برهان به همسر ترانه، یک مقدار دمدستی اتفاق افتاد. آنها جلوی پنجره شیشهای بسیار بزرگی که از خیابان دید داشت ایستادند و فلش را طوری رد و بدل کردند که دوست برهان توانست به راحتی آنها را ببیند. صحنه قتل سهیل و رسیدن ترانه سر جنازه هم یک مقدار غیرواقعی به نظر میرسید.
از همه بدتر اینکه سهیل، فلش را داخل قاب عکس پنهان کرد و پشت تلفن جای آن را برای ترانه گفت. نکته دیگر اینجا بود که ترانه بلافاصله بعد از رسیدن سر جنازه سهیل، سریع میله فلزی را که سهیل با آن کشته شده بود برداشت و درحالی که آن را به دست داشت شروع به قدم زدن کرد. همان لحظه، زن و شوهر همسایه او را دیدند و به همین راحتی متهم شناخته شد!
خب این اتفاقها افتاده است و ماهم اعتراضها را تا حدودی قبول داریم اما آیا در قسمتهای قبلی، با چنین مواردی روبهرو نبودیم؟ چرا وقتی ترانه یواشکی برای اولین بار به خانه فرشته رفت و خیلی اتفاقی کشوی لباسهایش را باز کرد و دفترچه خاطراتش را برداشت کسی اعتراضی نکرد؟ یا مثلا چرا وقتی پلیس، مدام اشتباه میکرد و دیرتر از وکیل و ترانه به شواهد دست پیدا میکرد کسی معترض نشد؟
*** انتشار چند کامنت یکسان
اگر به نظرات مردمی دقت کنید متوجه میشوید که اکثر آنها مشترک هستند؛ چند نظر یکسان درباره تلخی سریال، نداشتن محدودیت سنی، تلف شدن پول بیتالمال و …. از زمانی که سریال «بوی باران» روی آنتن رفت، در صفحه اینستاگرام این سریال، بعد از پخش هر قسمت، نظرات مختلفی منتشر میشد اما این نظرات، هیچوقت توسط رسانهها بازنشر نمیشدند! برای همین هم این واکنش همزمان و ناگهانی و انتشار چند نظر مشابه و یکسان، عجیب به نظر میرسد.
عجیبتر اینکه بعضی از نظرات بازنشرداده شده، کاملا اشتباه هستند. مثلا یک نفر نوشته: «در مضحکی سناریو همین بس که دو تا خواهروبرادر زدن نامزداشون رو کشتن و دستگیر شدن، میلیونها تومان هزینه بیتالمال صرف چی شده؟ هیچ!» اگر کسی همین قسمت چهلو یک را دیده باشد حتما متوجه شده است که ترانه همسرش را نکشته!
*** پراشکال اما پرطرفدار
با مرور نظرات منتشر شده در صفحه اینستاگرام سریال، میتوانیم متوجه شویم واکنشهای مردمی به این شوری هم که رسانهها به آن اشاره کردهاند نبوده است و هنوز هم خیلیها از سریال راضی هستند و تعریف و تمجید میکنند. بههرحال «بوی باران» با وجود ضعفهایی که دارد سریال پرمخاطبی است و درحال حاضر به نسبت سریالهای «آچمز» و «سلام آقای مدیر»، توانایی بیشتری در جلب طرفدار دارد. به نظر میرسد واکنش ناگهانی سایتهای مختلف، یکجورهایی برنامهریزی شده است و ما هم دلیلش را نمیدانیم!



