روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان | نقد و بررسی «آخرین نگهبان»؛ نمایندهای از هنر ژاپن در بازیهای ویدئویی.خارج از کشورمان درصد بالایی از انسانها حیوانات خانگی یا دستآموز را بخشی از خانواده خود میدانند. آنها حاضر هستند تمام سرمایه زندگی خود را خرج کنند تا حیوان خانگی خود را از دست ندهند. خصوصیت اخلاقی حیوانات است که باعث شکلگیری چنین ارتباط تنگاتنگی میان آنها و انسانها شده. هرچه انسانها شخصیت و رفتار خود را زیر لایههای اخلاقی پنهان میکنند، حیوانات همان چیزی هستند که نشان میدهند. آنها احساسات خود را پنهان نمیکنند و آن را به خالصترین شکل ممکن نمایش میدهند. اگر تاکنون متوجه این موضوع نشدهاید یا فرصت ارتباط با حیوانات را پیدا نکردهاید، «آخرین نگهبان» بهترین فرصتی است که بازیهای ویدئویی برای شناختن این موجودات به بهترین شکل ممکن ارائه میکند. اثری که نماینده دوران اوج بازیهای ژاپنی است و فرهنگ این منطقه از دنیا را در قالب هنر هشتم به نمایش درمیآورد.
* یک: از همان لحظه ابتدایی که بازی را شروع میکنید، با محیطی کاملا عجیب و البته همراه با امضای تیم آیکو روبهرو میشوید. استودیویی که در گذشته آثاری همچون «آیکو» و «سایه غولها» را طراحی کرده بود، بازهم همان حس ناآشنا و عجیب ساختههای پیشین خود را به آخرین نگهبان تزریق کرده است. در تمام طول بازی شما کنترل پسربچهای بینام را برعهده دارید که در دنیایی ناشناخته همراه با هیولایی بزرگ گرفتار شده. در ابتدا عکسالعمل هرکسی نسبت به چنین موجودی ترس است و همین موضوع را بهخوبی در تکتک اجزای بازی میبینیم. شخصیت اصلی از هیولا میترسد و همین حس در مقابل هم وجود دارد.
هیولای داستان که تریکو نام دارد شاید مشخصههای آشنا از دید ما نسبت به حیوانات را نداشته باشد اما تنها چند دقیقه کافیست تا رابطهای خاص را با آن شکل دهید. انحصاری جدید پلیاستیشن۴ بهترین شبیهساز ممکن از رابطه انسان و حیوان است. حیوانات معمولا در اولین برخورد با انسانها میترسند و در ادامه با بررسی رفتار طرف مقابلشان وارد مرحلههای مختلف اعتماد میشوند. اینکه داستان از کجا شروع میشود و چگونه پایان پیدا میکند، موضوعی نیست که سعی در بررسی آن داریم. از آخرین نگهبان نباید انتظار چالشی بزرگ یا اتفاقاتی غیرمنتظره در داستان را داشت. اینکه بازی بتواند بدون یک خط دیالوگ ارتباطی خارقالعاده میان دو شخصیت را به نمایش درآورد، بزرگترین دستاورد داستانی است که تنها میتوان در بازیهای ژاپنی نمونه آن را پیدا کرد.
* دو: همانند داستان، گیمپلی آخرین نگهبان ساده اما تاثیرگذار است. بهجز کنترل معمولی شخصیت اصلی که شامل حرکت در محیط و پرش میشود همچون ساخته قبلی «تیم آیکو» این امکان را دراختیار دارید که از بدن تریکو بالا بروید. در چندساعت ابتدایی روند کلی گیمپلی به همین موارد و البته استفاده از یک سپر برای دادن یکی از دستورات اصلی تریکو خلاصه میشود. تریکو همواره شما را دنبال میکند و با توجه به هوش مصنوعی مناسبی که دراختیار دارد، تصمیمات مختلفی را برای پیشرفت در مراحل اتخاذ میکند. هرچه در بازی پیشرفت میکنید و ارتباط پسربچه و تریکو عمیقتر میشود، مجموعه دستوراتی که میتوانید به این موجود بدهید نیز افزایش پیدا میکند. چهار دستور اصلی دراختیار گیمر است که شامل پریدن، ضربهزدن، گرفتن و بالا یا پایین رفتن میشود. هر آن چیزی که بهعنوان چالش در مقابل گیمر قرار میگیرد با همین دستورات ساده قابل انجام است.
* سه: نکته قابل توجه این است که در ساخت آخرین نگهبان عملا از پازلهای کلاسیک استفاده شده و درصد بالایی از موانع پیشروی گیمر هرچند با دستورات ساده و حرکت در محیط گره خوردهاند اما میتوان با ترکیبشان و البته استفاده از هوش مصنوعی تریکو تمام آنها را پشت سر گذاشت. شاید بزرگترین ضعف بازی در این قسمت خود را نشان دهد. بارها این اتفاق در یکسوم پایانی بازی رخ میدهد که گیمر راه حل پشت سر گذاشتن موانع را پیدا میکند اما تریکو بهدرستی دستورات را انجام نمیدهد. شاید بعضی بگویند سازندگان بازی این مسئله را با برنامه قبلی در بازی قرار دادهاند اما واقعیت ماجرا این است که منظور ما از درست انجامشدن دستورات اشاره به مسئله دیگری دارد.
به طور مثال در یکی از مراحل هیچ راهی برای حرکت با پسربچه نیست و برای بالارفتن از محیطی بزرگ باید پشت تریکو سوار شده و به او دستور حرکت دهید. بخشی که تریکو میتواند از آن بالا برود را پیدا میکنید و به او دستور میدهید که دستهای خود را روی آن قرار دهد تا شما از بدنش بالا بروید، در ادامه روی محل مورد نظر قرار گیرید. تمام این فرآیند بهدرستی انجام میشود اما درست زمانی که از بدن تریکو بالا میروید، بهیکباره هوش مصنوعی تصمیم میگیرد که دستور شما را لغو کرده و همراهتان را از حالت بهنمایش درآمده، خارج کند.
* چهار : با افت قابل توجه بازیسازها و بازیهای ژاپنی بهخوبی شاهد این موضوع هستیم که اینروزها دیگر کمتر بازیای توجه آنچنانی به موسیقی میکند. هرچند فرآیند آمادهسازی موسیقی برای بازیها پیچیدهتر از گذشته شده و هزینه بسیاری برای انجام آن میشود اما نتیجه در بسیاری از مواقع تکراری یا کلیشهای از آب درمیآید. خوشبختانه این موضوع در مورد آخرین نگهبان صدق نمیکند و سازندگان بازی نه تنها موسیقی را یکی از اولویتهای خود قرار دادهاند بلکه موفق شدهاند در نبود زبان یا بهتر است بگویم صداگذاری آشنای شخصیتها، تمامی احساسات موجود را منتقل کنند. اگر دیدتان به بازیهای ویدئویی فراتر از سرگرمی است و به دنبال تجربهای متفاوت هستید، آخرین نگهبان بهترین فرصت است تا کمی از تیراندازی و خشونت معمول بازیهای پرطرفدار دوری کنید و وارد دنیایی شوید که در آن خالصترین نوع احساسات به نمایش درمیآید.



