
هفت صبح | طبق آمارهای منتشر شده حدود ۱۰.۵ تا ۱۱ میلیون نفر در ایران دارای معلولیت هستند (حدود ۱۲ تا ۱۴ درصد جمعیت کشور). از این میان، تنها حدود ۱.۶ میلیون نفر تحت پوشش خدمات سازمان بهزیستی قرار دارند. در آستانه هفته بهزیستی، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی و معاون رئیسجمهور، مجموعهای از آمار و ارقام را ارائه کرد که نگاهی دقیق به آنها، تضاد عجیبی میان «ادعاهای مدیریتی» و «واقعیتهای اجتماعی» را نشان میدهد. سخنان او ترکیبی است از خبرهای جذاب برای جذب مخاطب و آمارهای نگرانکنندهای که گویی برای اولین بار، ابعاد بحرانهای روانی جامعه را به رسمیت میشناسد.
در بخش جذابتر این نشست، حسینی از برگزاری دومین آزمون استخدامی ویژه معلولان در آبانماه خبر داد. او ادعا کرد که با ثبتنام در شهریور، ۴۵ دستگاه اجرایی قصد دارند ۳۲۶۱ نفر از مشمولان را جذب کنند. این در حالی است که در کنار این وعدهها، او به سهمیه سه درصدی در آزمونهای فراگیر نیز اشاره کرد. اما نکته اینجاست که این اعداد در فضای کلی اشتغال، چقدر میتوانند پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه معلولان باشند؟ او همچنین از جذب ۶۰۰ نیروی جدید در خود سازمان بهزیستی گفت، اما این اعداد در کنار نیازهای مبرم این اقشار، بیشتر شبیه یک ویترین مدیریتی به نظر میرسد.
رویکرد جدید در استخدام و اشتغال معلولان
حدود 10 میلیون نفر از ایرانیها را سالمندان تشکیل میدهند. حسینی در گزارش خود مدعی شده که بیش از ۱۱ هزار پروژه با اعتباری بالغ بر ۵ هزار و ۲۹۸ میلیارد تومان در حال افتتاح است که بخش بزرگی از آنها در حوزه اشتغالزایی و مسکن است.
او میگوید این طرحها منجر به ایجاد بیش از ۹ هزار فرصت شغلی میشود. اما وقتی به جزئیات حمایتی میرسیم، ادعاهای او در مورد زنان سرپرست خانوار جلب توجه میکند. او میگوید هیچ زن سرپرست خانواری در روستاها و شهرهای زیر ۲۰ هزار نفر پشت نوبت دریافت خدمات نیست و همگی تحت پوشش بیمه رایگان قرار گرفتهاند. او برای اثبات این ادعا به بودجه ۹۵۰ میلیارد تومانی اشاره کرد و مدعی شد که سطح درآمدی هزاران نفر از این بیمهشدگان ارتقا یافته است.
اضطراب 70 درصدی سالمندان
اما نقطه تاریک و نگرانکننده این گزارش، جایی است که حسینی از پیامدهای اجتماعی جنگها بر سالمندان میگوید. اینجا دیگر بحث بودجه و پروژه نیست؛ بحث روحهای زخمخورده است. او با استناد به پیمایشهای ملی، فاش کرد که ۸۷ درصد سالمندان با کاهش شدید احساس امنیت در محل زندگی خود روبهرو شدهاند و ۷۰ درصد آنها با اضطراب شدید دست و پنجه میکنند. او اعتراف کرد که نزدیک به نصف سالمندان، یعنی ۴۷ درصد آنها، دچار کاهش کیفیت خواب شدهاند. نکته تکاندهنده این است که حسینی هشدار داد اگر این ترومای روانی در ۶ ماه اول جنگ شناسایی نشود، به مشکلاتی مزمن تبدیل میشود که هزینههای اجتماعی کمرشکنی خواهد داشت.
ترومای 20 درصدی ایرانیها
این بحران روانی فقط به سالمندان ختم نمیشود. حسینی از اجرای طرح ملی «رصد روان» خبر داد که در آن بیش از ۴۳۵ هزار نفر شرکت کردند. نتایج این طرح، لایههای عمیقتری از تخریب روانی را نشان میدهد. او میگوید حدود ۲۰ درصد از شرکتکنندگان در این طرح، دچار ترومای شدید تشخیص داده شدند و تنها بخشی از آنها متقاضی دریافت خدمات بودهاند. جالب اینجاست که بیشترین مشارکت در این طرح مربوط به گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال بود؛ یعنی دقیقاً همان نسلی که در آینده کشور را میسازد، اما همین حالا ۲۰ درصد آنها با ترومای شدید دست و پنجه میزنند.
چند طرح کاربردی «خانواده محور»
بخش دیگری از سخنان رئیس سازمان بهزیستی به حمایتها از کودکان و نوجوانان آسیبپذیر و نیازمند حمایت برمیگردد. در تلاش برای ارائه راهکارهای جدید در این خصوص، حسینی از تغییر رویکرد سازمان به سمت «خانوادهمحوری» سخن گفت. او ادعا میکند که سازمان بهزیستی به دنبال آن است تا به جای تکیه بر مراکز و موسسات شبانهروزی، حمایتها را به درون خانوادهها ببرد تا کیفیت زندگی ارتقا یابد. او در همین راستا از ایدههایی مثل «بانک زمان» در تهران و «خانه مانا» برای توانمندسازی نوجوانان سخن می گوید. همچنین در مورد حمایت از خانوادههای دارای فرزند چندقلو، از بهکارگیری «مراقبان همراه» خبر داد تا اشتغالزایی برای زنان جوان فراهم شود.
افزایش حق پرستاری
در بخشهای مالی، او از افزایش ۸۰ درصدی حق پرستاری و رشد ۱۰۰ درصدی ویزیت در منزل خبر داده و مدعی شده که بهرغم کمبود اعتبارات، ۴۰ هزار نفر جدید به جمع دریافتکنندگان حق پرستاری اضافه شدهاند. او حتی از بازگشت ۲۷ ملک مورد اختلاف از بنیاد مستضعفان پس از ۴۰ سال به بهزیستی سخن گفت تا نشان دهد در حوزه اداری موفق عمل کرده است. در عین حال، حسینی از «ابر بحران سالمندی» هشدار میدهد و از طرحهایی مثل «اقتصاد نقرهای» و «مراقبت همهجانبه در خانه» سخن میگوید. او با اشاره به شناسایی ۵۱ هزار زن تنهای سالمند در سراسر کشور، سعی کرد نشان دهد که بهزیستی در حال رصد لایههای پنهان جامعه است.
در مجموع، سخنان رئیس بهزیستی تصویری متناقض را ترسیم میکند. از یک سو، او با اعداد کلان بودجه و پروژههای هزار میلیاردی، چهرهای از یک سازمان پویا و موفق را میسازد؛ اما از سوی دیگر، اعتراف به اضطراب ۷۰ درصدی سالمندان و ترومای شدید ۲۰ درصدی جوانان، نشان میدهد که زیر پوست این سازمان و جامعه، زخمهایی عمیق وجود دارد که هیچ بودجهای به تنهایی قادر به ترمیم آنها نیست. بهزیستی شاید توانسته باشد «بیمه» و «شغل» را به برخی برساند، اما در برابر «ناامنی روانی» و «ترومای جنگ»، هنوز در ابتدای راه است.







