
هفت صبح| گروه محیط زیست | مسئولان سازمان محیط زیست معتقدند که اگر بارش برف در حوضه آبریز دریاچه ارومیه طی بهمن و اسفند ادامه یابد میتوان منتظر معجزه بود اما ناصر آق، احتمال وقوع معجزه را رد کرده و نجات دریاچه ارومیه را تنها با کوچک سازی و فازبندی برنامههای احیایی امکانپذیر میداند.شاید خشک شدن دریاچه ارومیه در تابستان امسال را بتوان بزرگترین شکست پروژههای محیط زیستی ایران نامید.
سرنوشت پروژهای که با تشکیل ستادی مستقل و صرف یک دهه هزینه میلیاردی، به خشکی دریاچه منتهی شد، حالا به دعا برای بارش برف و باران گره خورده است. احمدرضا لاهیجانزاده به فارس میگوید که عمده بارشهای اخیر در دریاچه ارومیه به صورت برف بوده و اگر این روند در بهمن و اسفند ادامه یابد، یک معجزه رخ خواهد داد. این در حالی است که ناصر آق عضو هیات علمی پژوهشکده آرتمیای دانشگاه ارومیه، احتمال وقوع چنین معجزهای را کاملا رد میکند زیرا در سال 97 و 98 هم بارشهای خوبی در دریاچه ارومیه تجربه میشود و سطح آب آن یک متری هم بالا میآید اما در نهایت دریاچه خشک میشود. ضمن آنکه امسال بارشهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه چندان هم مطلوب نبوده است.
او میگوید که آنچه این روزها اتفاق افتاده، آبگیری لکههایی از دریاچه ارومیه بهویژه در محدوده زیر پل میانگذر این دریاچه است و اگرچه اعلام میشود که تراز آب دریاچه 10 سانتیمتر بالا رفته اما این تعابیر کاملا اشتباه است، چون فقط آب همان گودالی که زیر پل است، به این میزان افزایش یافته است. اگر فقط در یک درصد از پنج هزار و 500 کیلومتر مربع وسعت دریاچه آب جمع شود، به مفهوم احیای یک قسمت دریاچه نیست.
نیاز به رهاسازی آب در زمستان
عضو هیات علمی پژوهشکده آرتمیای دانشگاه ارومیه، بارشهای برفی را عاملی میداند که سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه را پر میکند و آبی که از مسیر رودخانهها به دریاچه میریزد، برای مصرف کشاورزی رهاسازی میشود و توسط کشاورزان راهی زمینهای زراعی میشود؛ در حالی که باید برای تامین نیازهای دریاچه، آب در زمستان رها شود تا حقابه دریاچه صرف کشاورزی نشود. به گفته او اگر بارشهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه خیلی خوب باشد، معمولا دو سوم دریاچه پرآب میشود و حتی اگر سطح آب یک متر هم بالا بیاید، تا آخر سال دوباره تبخیر میشود و برای سال بعد باقی نمیماند.
برای اینکه دریاچه ارومیه دوباره زنده شود، باید به مدت 20 سال، بین سه تا چهار و نیم میلیارد متر مکعب در هر سال آب وارد دریاچه شود تا به سطح تراز اکولوژیک دریاچه برسیم و عمق آب در این پهنه به حدود چهار متر برسد. ولی هیچ کس نمیتواند تضمین کند که این حجم آب به صورت سالانه وارد دریاچه شود. آق، یادآوری میکند که در سال 1375 دریاچه ارومیه در پیکره خود حدود 30 میلیارد متر مکعب آب داشت و از سال 75 تا 91 طبق آمارهای رسمی وزارت نیرو هر سال 2.5 میلیارد مترمکعب آب وارد آن شده است، ولی با این وجود دریاچه خشک میشود. حال که دریاچه کاملا خشک شده و سطح آن صاف و صیقلی است، دیگر با دو تا سه میلیارد متر مکعب آب ورودی در هر سال هم در کوتاه مدت نمیتوان دریاچه را احیا کرد.
امید به احیای نیمی از دریاچه ارومیه
در شرایطی که از سال 75 به بعد کشاورزی در حوضه آبریز ارومیه دو برابر شده و رشد جمعیت و صنعت مصرف آب را افزایش داده است از سوی دیگر اقلیم تغییر یافته و بارشها کم شدهاند آیا میتوان به احیای دریاچه ارومیه امیدوار بود؟ آق میگوید که در حال حاضر دریاچه با دو مشکل افزایش مصرف و کاهش میزان بارشها مواجه شده و هر دولتی فکر میکند که در چنین شرایطی باید به نیازهای مردم پاسخ بگوید. از سال 76 که بحران شروع شد، باید اجازه نمیداند که کشاورزی توسعه یابد اما حتی زمینهای منابع طبیعی را به صورت غیر قانونی زیر کشت بردند و کسی نتوانست جلوی آنها را بگیرد.
از همان سالهایی که ستاد احیای دریاچه ارومیه شکل میگیرد آق پیشنهاد میدهد که متولیان فکر احیای کل دریاچه را از ذهن خارج کرده و به نجات نیمی از دریاچه فکر کنند. زیر پل میانگذر شهید کلانتری را به شکلی مسدود کنند که آب 9 رودخانه ورودی به دریاچه از مسیر جنوب میانگذر در این قسمت باقی بماند و اگر بارشها خوب بود، سرریز بخش جنوبی به سمت شمال دریاچه هدایت شود. به این ترتیب میتوانستیم برای نیمه شمالی که خشک میشد، برنامههای کنترل ریزگرد طراحی کنیم و از سوی دیگر با کاهش سطح دریاچه، میزان تبخیر را کاهش داده و آب کمتری از دست میدادیم. با اجرای این برنامهها به صورت فازبندی دریاچه را احیا میکردیم اما متاسفانه سازمان محیط زیست این طرح را تصویب نمیکند و بر احیای کل دریاچه پافشاری میکند.
بودجه احیای دریاچه آب رفت
به گفته عضو هیات علمی پژوهشکده آرتمیای دانشگاه ارومیه، اگر در ابتدا با احیای 500 کیلومتر مربع از دریاچه ارومیه کار را آغاز کنیم، با فقط یک میلیارد متر مکعب آب در هر سال میتوانیم عمقی دو متری در این پهنه ایجاد کنیم و در مراحل بعدی سطح احیای دریاچه را افزایش دهیم. ضمن آنکه میتوانیم فقط با فروش آرتمیا از بخش احیا شده دریاچه سالانه حداقل
20 الی 30 میلیون دلار درآمد ایجاد کنیم و دریاچه را از کمکهای دولتی برای تامین نیازهای مالی حفاظت و احیا بینیاز کنیم؛ زیرا اکنون دولت پولی ندارد و درخواست بودجه هشت همتی ستاد احیا را به چهار همت تقلیل داده و در نهایت این رقم را به 800 میلیارد تومان رسانده و هنوز هم این عدد را پرداخت نکرده است. از سوی دیگر سازمان خوار و بار کشاورزی (FAO) هم با تبلیغات گسترده بهصورت تدریجی و با مدیریت خودش قرار است یک میلیون دلار کمک به دریاچه تزریق کند، در حالی که با فروش آرتمیا میتوان نیازهای مالی را تامین کرد.
بهکارگیری مدل تجربه شده در دنیا
به اعتقاد آق؛ مدل احیای فازبندی دریاچه ارومیه در دریاچه آرال و آمریکا هم تجربه شده است. در اکثر دریاچههای شور و بزرگ دنیا از محل فروش آرتمیا درآمد ایجاد میشود و میتوان با توسعه گردشگری و اجازه بهرهبرداری از نمک در بخش خشک شده دریاچه ارومیه، به جامعه محلی ساکن در حاشیه دریاچه برای حفظ معیشت کمک کرد.






