هفت صبح،‌ هلیا برزویی| صبح نهم اسفند که موشک‌ها در آسمان تهران دیده شدند و صدای اولین انفجار به گوش رسید، بلافاصله دسترسی مردم کشور هم به اینترنت قطع شد. قطع اینترنت در لحظه آغاز حملات هوایی به معنای گرفتن آخرین پل ارتباطی مردم با جهان است؛ پلی که از طریق آن می‌توانند از هشدارهای حملات هوایی مطلع شوند و جان خود را نجات دهند و از سلامت عزیزانشان اطلاع پیدا کنند. جنگ، قطعی اینترنت بی‌سابقه و ادامه‌دار این معادلات منطقی را بر هم زد و گویی مردم کشور را به قفس تاریکی انداخت. در چنین شرایطی، ماهواره تنها انتخاب برای دیدن، شنیدن و وصل ماندن به زندگی شد. 

 

 اینترنت قطع شد و تصمیم به نصب ماهواره گرفتم


حمید، ۵۴ ساله از جمله افرادی است که در جنگ اخیر به‌سمت ماهواره رفت. او در شهری زندگی می‌کند که از حملات هوایی دور مانده، اما انگیزه‌اش را این‌گونه برای «هفت‌صبح» عنوان می‎کند: از دوازده سال پیش که ماهواره‌مان قطع شد دیگر سراغ راه‌اندازی آن نرفتم. علتش هم این بود که از طریق شبکه‌های اجتماعی هم از اخبار مطلع و هم سرگرم می‌شدم. اما باتوجه به اینکه اینترنت ملی و دسترسی به پلتفرم‌های خارجی قطع شد، تصمیم به راه‌اندازی مجدد آن گرفتم.»


او در پاسخ به اینکه چرا پلتفرم‌ها و رسانه‌های داخلی را برای پیگیری اخبار کافی نمی‌دانسته، بیان می‌کند: «اخبار پلتفرم‌های داخلی اطلاعاتشان یکسویه بود. در شرایطی مانند جنگ که می‌خواهیم اخبار و تحلیل‌ها را بشنویم باید از همه زوایا آن را بررسی کنیم ولی اخبار رسانه‌های داخلی تحت یک چارچوب مشخص منتشر می‌شدند. ضمن اینکه اخبار در رسانه‌های رسمی کشور با تاخیر منتشر می‌شد. به عنوان مثال نیمه نخست جنگ من ماهواره نداشتم و اخبار مربوط به ترور سران کشور را 24 ساعت زودتر از اعلام رسمی آن، یعنی از طریق اطرافیانم که ماهواره داشتند، دریافت می‌کردم.»


حمید ادامه‌دار بودن استفاده از ماهواره را به رفتار حاکمیت گره می‌زند: «اگر جنگ تمام و اینترنت بین‌الملل وصل شود و از سوی دیگر عقلانیتی بر تصمیم‌گیران کشور حاکم شود که به جای نزاع خارجی، مسائل داخلی را حل و فصل کنند شاید نیازی به استفاده از ماهواره نداشته باشم اما با تداوم وضعیت فعلی بهتر است که هم اینترنت داشته باشیم و هم ماهواره. با این حال ترجیح خودم بر فضای مجازی است چراکه در دسترس‌تر است.»

 

مخالفان ماهواره هم به صف تماشاگران آن پیوستند


یک نصاب ماهواره در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید که افزایش تقاضا برای نصب ماهواره از اعتراضات دی ماه و قطع اینترنت آغاز و با وقوع جنگ به اوج خود رسید چرا که گروهی از مردم از طریق سامانه IPTV شبکه‌های ماهواره‌ای را نگاه می‌کردند که با خاموشی اینترنت این دسترسی قطع شد.  او همچنین می‌گوید که گروهی از مشتریان خود چندین سال بوده که ماهواره‌هایشان قطع شده بوده و حتی برخی اساسا مخالف نصب و تماشای شبکه‌های ماهواره بوده‌اند اما طی این مدت تصمیم به راه‌اندازی آن گرفته‌اند.

 

چهار برابر شدن تقاضا برای نصب ماهواره از زمان اعتراضات دی ماه تا جنگ


این نصاب ماهواره درباره میزان افزایش تقاضا از اعتراضات دی ماه تا وقوع جنگ، به هفت‌صبح می‌گوید: «اگر پیش از اعتراضات دی 1404، هر ماه 5 تقاضا برای نصب ماهواره داشتم اکنون 2 الی 4 برابر شده است؛ تا حدی که من گاهی نمی‌رسیدم برای نصب بروم و یا کسی را می‌فرستادم یا آن‌هایی که سود بیشتری برایم داشت را می‌رفتم.»

 

 قیمت تجهیزات نصب ماهواره دو برابر شد


او همچنین با اشاره به اثر بسته شدن مرزها بر افزایش بهای تجهیزات نصب ماهواره، می‌گوید: «عامل تعیین‌کننده بر افزایش قیمت تجهیزات، مرزهاست. از زمانی که مرزها بسته شدند و از سوی دیگر تقاضا هم افزایش داشت، قیمت تجهیزات هم جهش کرد. به طوری که پیش از جنگ، هزینه خرید رسیور، LNB و آنتن که یکی از جهت‌های اصلی را بگیرد 5 میلیون تومان می‌شد ولی الان به 10میلیون تومان رسیده است. یک سری ابزار که تولید داخل بوده هم گران شده است. از جمله سیم که از متری 25 هزار تومان به 35 تومان رسیده است. همچنین دیش هم که یک سری کارگاه‌ها به‌صورت قاچاقی تولید می‌کنند، به بهانه‌های مختلف قیمت آن را افزایش داده‌اند.

 

دولت‌ها در زمان جنگ مجاز به محدودیت منابع اطلاعاتی هستند اما...


کامبیز نوروزی، حقوقدان و فعال رسانه‌ای در پاسخ به اینکه آیا دولت‌ها می‌توانند در زمان جنگ، منابع اطلاعاتی مردم را محدود کنند به هفت‌صبح گفت: «این یک قاعده عمومی است که در دولت‌ها مجاز هستند در دوره جنگ سانسور و محدودیت خبری اعمال کنند. کمااینکه در زمان جنگ اول آمریکا و عراق، دولت آمریکا رسما سانسور خبری اعمال کرد یا در موضوع حمله به برج‌های دوقلو، رسما سانسور خبری انجام شد. از این‌رو به عنوان یک قاعده عمومی می‌توان محدودیت‌هایی برای اینترنت ایجاد کرد اما مسئله اینجاست که در جامعه امروز، دسترسی به اطلاعات از طریق شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان و فرامرزی بسیار آسان است و از سوی دیگر متاسفانه تلویزیون ایران عملکردی بسیار ضعیف و غیرحرفه‌ای دارد که مخاطب ایرانی را جذب و جلب نمی‌کند.»

 

صدا و سیما در جنگ رویکرد فرقه‌ای داشت، نه ملی


او ضمن بیان اینکه صدا و سیما در زمان جنگ همچنان رویکرد فرقه‌ای داشت نه ملی، افزود: «در کمال شگفتی تلویزیون در جنگ 40 روزه کاملا به سبک و سیاق چند سال اخیر عمل و برای یک گروهی از جامعه ایران برنامه تولید کرد. صدا و تصویر ملت ایران در این تلویزیون دیده نمی‌شود و بیشتر کارشناسانی که به برنامه‌های تلویزیون آمدند، وابستگان یک گروه خاص فکری_سیاسی بودند.»


 قطع اینترنت به افکار عمومی در جنگ کمکی نمی‌کند


نوروزی در پاسخ به اینکه وقتی دولت در وضعیت جنگ، منبع اطلاعاتی مردم را محدود می‌کند، چه پیامدهای اجتماعی در پی دارد؟ عنوان کرد: «وقتی جامعه نمی‌تواند از طریق تلویزیون داخلی تغذیه خبری و تحلیلی شود به شبکه‌های فرامرزی گرایش پیدا می‌کند که البته آن‌ها دنبال اهداف دیگری هستند. اینجاست که بحث اینترنت اهمیت پیدا می‌کند. شخصیت‌ها و افراد عادی بسیار زیادی هستند که در مخالفت با تجاوز نظامی به ایران و جنایت‌های دشمن حرف‌های زیادی برای گفتن دارند اما جایی نیست که آن را بیان کنند. از سوی دیگر بسیاری هم دلشان می‌خواهد که این حرف‌ها را بشنوند اما جایی برای شنیدن و خواندن آن‌ها وجود ندارد.»

 

او ادامه داد: «اینترنت یک بستر بسیار مناسبی است که مردم با خودشان گفت‌و گو ‌کنند، شخصیت‌ها بتوانند در دفاع از حیثیت کشور و مخالفت با این جنگ تجاوزکارانه حرفشان را بزنند و صدای ملی قوی‌تر شود. این وظیفه صدا و سیماست اما اساسا اهمیتی به تنوع مردمی نمی‌دهد و فقط برای تفکر خاصی برنامه می‌سازد. از این رو قطعی اینترنت به افکار عمومی در جنگ و حتی آتش‌بس فعلی کمکی نمی‌کند. متاسفانه یک شبکه فارسی زبان خارج از کشور کاملا طرفدار جنایت‌های اسرائیل است، در ایران مخاطبان زیادی پیدا کرده است. به باور من این به دلیل ضعف شدید تلویزیون ایران و قطع اینترنت بوده است.»

 

 سیاست ۲۰ ساله محدودیت؛ مرجعیت خبری را به خارج منتقل کرد


نوروزی در پایان به ریشه‌های ساختاری این بحران اشاره کرد و گفت:«سال‌هاست که سیاست رسانه‌ای کشور مبتنی بر محدودیت و نقض استقلال رسانه‌هاست. این سیاست رسانه‌های کشور را کاملا تضعیف کرده و موجب انتقال مرجعیت خبری از ایران به بیرون از ایران شده است. مشکلات بسیار زیادی برای روزنامه نگاران و رسانه‌ها ایجاد کرده‌اند و صدا و سیما هم تا حد زیادی از سبد مصرف رسانه‌ای خانوار در ایران خارج شده است.

 

در چنین شرایطی است که رسانه‌های خارج از کشور رونق پیدا کرده‌اند. وضعیتی که ما دچارش هستیم محصول یک سیاست تنگ‌نظرانه خلاف قانون اساسی در 20 سال اخیر است که موقعیت رسانه‌ای ایران را به شدت تخریب کرده است. عملا رسانه‌های ایران در بسیاری از موارد در رقابت با رسانه‌های خارج از کشور باخته‌اند و این کاملا به ضرر امنیت ملی است.»