
هفت صبح| سه شنبهای که گذشت، در تاریخ تحولات اجتماعی ایران ماندگار شد. در حالی که سایه تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، اضطرابی نامرئی را در رگهای شهر تزریق کرده بود، یک فراخوان غیرمنتظره، ورق را برگرداند. از شمال تا جنوب، از نیروگاه دماوند تا رامین اهواز، هزاران نفر دست در دست هم دادند تا ثابت کنند برق خانههای این سرزمین، خط قرمز ملت است. حرکتی که به گفته کارشناسان نقش موثری در کوتاه آمدن ترامپ در هدف قرار دادن نیروگاهها داشت.
فراخوانی از جنس جوانی
همه چیز از یک ایده جسورانه در ساختمان وزارت ورزش و جوانان شروع شد. وقتی تهدیدهای ترامپ برای خاموشی مطلق ایران در رسانهها پیچید؛ علیرضا رحیمی، معاونت جوانان این وزارتخانه پیشقدم شد و پیشنهاد تشکیل «حلقه انسانی دور نیروگاههای کل کشور» را مطرح کرد. پویشی با عنوان«زنجیره انسانی جوانان ایران برای فردای روشن» که در عرض چند ساعت به شکل عجیبی مورد توجه رسانهها و بهخصوص کاربران فضای مجازی و شبکههای اجتماعی قرار گرفت. جوانانی که تا دیروز شاید درگیر روزمرگیهای خود بودند، حالا یک هدف مشترک پیدا کرده بودند: «نگذاریم چراغی خاموش شود». این فراخوان دولتی نبود، بلکه یک دعوت باز بود از تمام کسانی که دلشان برای امنیت و آرامش خانوادههایشان میتپید. به زودی نام پویش «جوانان ایران برای فردای روشن» بر سر زبانها افتاد و ستادهای مردمی برای هماهنگی در شهرهای مختلف شکل گرفت.
مضراب مقاومت
اما شاید تصویری که بیش از هر چیز این حرکت را جهانی کرد و به آن روح بخشید، تصویری بود که از مقابل نیروگاه دماوند منتشرشد. علی قمصری، نوازنده و آهنگساز سرشناس که همیشه با تارش روایتگر دردهای مردم بوده، در حرکتی متحورانه و نمادین، با سازش به تنهایی مقابل ورودی نیروگاه نشست. او با انتشار عکسی از خود در حالی که تارش را در آغوش داشت، نوشت: «من اینجا مینشینم؛ میان این سیمها و آهنها. ساز من شاید در برابر موشک ضعیف باشد، اما طنینش از هر صدای انفجاری بلندتر است. اگر قرار است اینجا را بزنند، اول باید از روی نغمههای ما رد شوند.»
از خوزستان تا قزوین؛ زنجیرهای که پاره نشد
روز سهشنبه، نیروگاهها به شلوغترین نقاط کشور تبدیل شدند. در اهواز، گرمای هوا هم مانع نشد تا هزاران نفر دور نیروگاه رامین حلقه بزنند. پیر و جوان، با چهرههایی مصمم، زنجیرهای انسانی ساخته بودند که کیلومترها امتداد داشت. در قزوین و اطراف نیروگاه شهید رجایی هم اوضاع مشابه بود. برآوردها نشان میدهد که بیش از دهها هزار نفر در سراسر کشور در این حلقهها شرکت کردند. این حضور به قدری متراکم و گسترده بود که عملاً هرگونه اقدام نظامی را با یک چالش اخلاقی و حقوقی بزرگ در سطح بینالملل مواجه میکرد.
عصبانیت در کاخ سفید؛ ترامپ در بنبست
این حرکت خودجوش و جسورانه، واکنش تند واشنگتن را نیز به همراه داشت. دونالد ترامپ که انتظار چنین واکنشی را نداشت، با عصبانیت، این اقدام را «غیرقانونی» خواند و مدعی شد که ایران از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده میکند. اما پاسخ مردم در شبکههای اجتماعی صریح بود: «ما سپر کسی نیستیم، ما صاحبخانهای هستیم که اجازه نمیدهیم کسی چراغ خانهمان را خاموش کند.» عصبانیت ترامپ نشان داد که قدرت نرم ملت و حضور فیزیکی آنها، توانسته پیچیدهترین نقشههای نظامی را با بنبست مواجه کند.
تاریخچهای از جنس دستهای گرهخورده
اما آیا این اولین بار نیست که در دنیا زنجیره انسانی شکل میگیرد. زنجیره انسانی یک روش قدیمی و شناخته شده در اعتراضهای مدنی است. از دههها قبل، مردم در کشورهای مختلف برای دفاع از صلح، محیط زیست، آموزش، یا زیرساختهای حیاتی، دست در دست هم دادهاند و حلقه انسانی ساختهاند. از بالتیک تا هند، از آلمان تا آمریکا، این شکل از اعتراض بارها دیده شده است. گاهی برای دفاع از جنگلها بوده، گاهی برای اعتراض به جنگ و گاهی برای حفاظت از یک ساختمان یا یک تاسیسات حساس. فلسفهاش هم ساده است: وقتی میخواهی بگویی چیزی متعلق به همه مردم است، بهتر است خود مردم دورش بایستند.
در واقع زنجیره انسانی همیشه یکی از قویترین ابزارهای اعتراض مدنی و صلحآمیز در دنیا بوده است. معروفترین نمونه این حرکت شاید «راه بالتیک» در سال ۱۹۸۹ بود که در آن دو میلیون نفر در سه کشور دست هم را گرفتند تا استقلال خود را بخواهند. در مورد نیروگاهها هم سوابق جهانی از این دست وجود دارد؛ مثلاً در دهههای گذشته در اروپا، فعالان صلح بارها دور تاسیسات هستهای و نیروگاههای بزرگ حلقه انسانی تشکیل دادند تا مانع از بروز جنگ یا تخریب محیط زیست شوند. در ایران هم پیش از این برای نجات دریاچه ارومیه یا حفاظت از کارون، تجربههای مشابهی داشتیم، اما این بار موضوع «امنیت ملی» و «بقا» بود که مردم را با این وسعت به صحنه کشاند.
برق یعنی زندگی
در میان جمعیت، انگیزهها متفاوت اما هدف یکی بود. زنی که با فرزند خردسالش در زنجیره انسانی حضور داشت، میگوید: «آمدهام تا بگویم برق برای ما یعنی یخچال، یعنی درس خواندن بچهها، یعنی امنیت کوچه و خیابان. کسی حق ندارد زندگی عادی ما را تهدید کند.» هنرمندان و ورزشکاران زیادی هم در کنار مردم بودند. آنها معتقد بودند که حضورشان، پیام صلحطلبی ایران را به گوش جهانیان میرساند. این حرکت ثابت کرد که وقتی پای منافع ملی و زیرساختهای کشور در میان باشد، مردم فراتر از هر سلیقه سیاسی، کنار هم میایستند.
حرکتی نمادین دو منظوره
زنجیره انسانی دور نیروگاهها را باید از دو زاویه دید: یکی به عنوان یک واکنش سیاسی و مدنی در برابر تهدید خارجی و دیگری به عنوان یک حرکت اجتماعی برای حفاظت از امید. این دو تا از هم جدا نیستند. وقتی مردم کنار هم میایستند، هم از یک زیرساخت دفاع میکنند، هم از حس جمعی خودشان و شاید مهمتر از همه، به دنیا یادآوری میکنند که در برابر تهدید، همیشه میشود راهی پیدا کرد که نه خشن باشد و نه خاموش.
پیامی برای فردا
حماسه زنجیره انسانی در فروردین ۱۴۰۵، فصلی جدید در تاریخ ایستادگی مدنی ایران باز کرد. این حرکت نشان داد که قدرت واقعی در دستهای گرهخورده مردمی است که آگاهانه انتخاب کردهاند از داراییهای خود محافظت کنند. ترامپ شاید ابزار جنگی داشته باشد، اما در برابر ملتی که با تارِ هنرمندش و دستهای گرهخورده جوانانش دیوار میسازد، راهی جز عقبنشینی نخواهد داشت. کمااینکه این اقدام نقش موثری در آتش بس کنونی و تن دادن به خواستهای ایران از سوی آمریکا داشت. فروردین امسال نشان داد که روشنایی ایران، خاموششدنی نیست، چون نگهبانانش خودِ مردم هستند.






