
الهه باقریسنجرئی- اگر بخواهیم تاریخنگاری قاجاریها رو در کاخ پادشاهان جستوجو کنیم، بسیار محدود خواهیم شد. در هر گوشه شهر، در هر بنا و عمارتی، چه خانه شخصی، چه سردر خیابان و چه گورستانها، نشانهها و نمادهای بسیاری است که از روزگار سپریشده این شهر و مردمان آن میگوید. مردمانی که با هر هویت و باور و مذهبی، به دلایلی به پایتخت رسیده بودند و در این شهر تاریخساز شدند. یکی از پرجمعیتترین همنشینان مردم تهران، ارامنه بودند. با توسعه تهران در عصر ناصری و افزایش امنیت اجتماعی و همچنین تأسیس سفارتخانههای متعدد، تعدادی از خانوادههای ارمنی در نقاط مختلف شهر ساکن شدند. این حضور، شاید در ابتدا از سر اجبار بود اما در ادامه درست مانند سایر شهروندان، جزوی از پایتخت شدند؛ در تأیید این حرف، همین بس که حتی در تهران، گورستانی هم مخصوص ارامنه و خارجیان ساخته شد. گورستانی که در سال 1233 در محدوده زمینهای کشاورزی روستای قدیمی دولاب در شرق تهران بنا شد. داستان آن هم به خاکسپاری پیکر دکتر لویی آندره ارنست کلوکه، پزشک محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار در این گورستان برمیگردد که راه را برای خاکسپاری درگذشتگان کاتولیک در تهران هموار کرد. بعدها آرامگاهی گنبددار برای کلوکه ساخته شد. روایت دیگری هم از اعتمادالسلطنه هست که در مرآتالبدان نوشته: «در سال ۱۱۳۷ قمری به دستور کریمخان زند، ارامنه سنگتراش اصفهانی به تهران منتقل و در محله دولاب ساکن شدند. این انتقال جمعیت، زمینهساز احداث گورستان دولاب در شرق تهران شد و باعث شد این منطقه به پایگاهی برای ارامنه تبدیل شود.»
روزی که لهستانیها به ایران رسیدند
مساحت این گورستان، بیش از 75هزار متر مربع است که به 6 بخش، تقسیم شده و به ارامنه، ارتدوکس شرقی (یعنی روسها، گرجیها و یونانیها)، کاتولیک رومی، ارتدوکس رومی، آشوریها و لهستانیها اختصاص یافته. که اتفاقاً تعداد بالای لهستانیهای مدفون در این گورستان، ویژگی قابلتوجهی است؛ ظاهراً بیشتر آنها، همان آوارگان لهستانی هستند که در زمان جنگ جهانی دوم به ایران آمدند، بر اساس اسناد تاریخی، در بهمن 1320، درست زمانی که ایران به اشغال نیروهای شوروی و بریتانیا درآمده بود، نامهای به فرمانداری رشت رسید؛ با این مضمون که ارتش لهستان از ایران میگذرد. در واقع متفقین تصمیم گرفته بودند گروهی از اسرای لهستانی در شوروی را از راه ایران عازم جبهههای جنگ کنند. این آغاز ورود نظامیها و زنان و کودکان آواره لهستانی به ایران بود. پناهندگان لهستانی از ۲ مسیر به ایران میرسیدند؛ یکی بندر کراسنودسک (با کشتی از راه دریای خزر) و دوم از راه عشقآباد به مشهد. جمعیتی خسته و آسیبدیده از کار مشقتبار در اردوگاهها، مبتلا به انواع بیماریهای ناشی از سوءتغذیه طولانی، خسته و ناامید، کمکم به ایران میرسیدند.
بالاخره اولین گروه از لهستانیها در ابتدای سال 1321، از راه بندر انزلی که آنزمان بندر پهلوی نام داشت، وارد ایران شدند. بیش از 31هزار نفر نظامی و 12هزار نفر غیرنظامی. چند ماه بعد هم، 70هزار نفر دیگر به ایران رسیدند. حدود ۲۷۰۰ غیرنظامی نیز از طریق عشقآباد وارد مشهد شدند. آمار متناقضی درباره تعداد لهستانیهایی که به ایران آمدند، وجود دارد. برخی از ۳۰۰ هزار نفر سخن میگویند، اما نزدیکترین آمار به واقعیت، ورود ۱۱۶ هزار نفر به ایران را تایید میکند. بسیاری از این لهستانیها، راهی پایتخت شدند و در همین شهر زندگی کردند و فوتشدگان آنها در گورستان دولاب به خاک سپرده شدند.
صلیبهای منقوش؛ ملیت بازماندگان اروپایی
این گورستان، در چوبیای دارد که رو به باغی چشمنواز گشوده میشود. اکثر قبرهای آن هم قدیمیاند و ملیت فرد متوفی، با پرچم مشخص شده است. سنگ قبرهای گورستان با علامت صلیب منقوش شدهاند و متعلق به کشورهای روسیه، لهستان، فرانسه، ایتالیا و مسیحیان ایرانی هستند. روی سنگها نقوش صلیب، عکسهای سیاهوسفید و تصویر مریم محزون دیده میشود. بالای بعضی از قبرها شاخههای درختان کهن سایه انداختهاند. در کنار مقبره لهستانیها، نشان سربازان گمنام روسیه، آرامگاه کنتهای فرانسوی، شاهزادههای گرجی، پزشکان دربار قاجار و پهلوی، گورستان دستهجمعی لهستانیهایی که در جنگ جهانی دوم در راه بازگشت به وطن جان باختند و بسیاری از چهرههای سرشناس تبعه کشورهای دیگر در این قبرستان دیده میشود.
در قسمت ورودی این بخش یک آرامگاه دیده میشود که با معماری گرجی و به.شکل کلیسا ساخته شده است. این آرامگاه به مینادورا خوشتاریا، همسر آکاکی خوشتاریا تعلق دارد. آکاکی خوشتاریا تاجر گرجی است که امتیاز استخراج نفت شمال ایران را از دربار قاجار دریافت کرده و در این منطقه مشغول فعالیت بود. همچنین قسمت دیگری از قبرستان دولاب، که با عنوان ترسناکترین بخش شناخته میشود، مربوط به ۲۶ مهندس ایتالیایی است. مهندسین معدنی که در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۳ در ایران کار میکردند و همینجا جان خود را از دست دادند. قبرهای این افراد در زیرزمین و لای دیوارها قرار دارد و سنگ قبر آنها نیز به صورت ایستاده دوتادور این دیوارهای نصب شده است. در واقع برای ورود به این بخش باید از میان مردگانی ایستاده عبور کنید.
در میان مسیحیان ایرانی و ارامنه بهخاکسپردهشده در این گورستان، باید به نام افراد مشهوری مانند «اوانس اوگانیانس» اولین کارگردان سینما و مؤسس اولین مدرسه بازیگری در ایران، «شاهین سرکیسیان» مؤسس تئاتر مدرن در ایران، «کنت دو مونت فرت» اولین رئیسپلیس ایران، «ولادیسلاو هورودکی» معمار اهل لهستان، «ولادیمیر گاردایستکی» معمار ایستگاه راهآهن تهران، «آلفرد ژان بانیست لومر» موسیقیدان نظامی فرانسوی مربوط به دوران ناصرالدینشاه قاجار که نخستین سرود ملی ایران را ساخت، «دکتر تولوزان» پزشک مخصوص ناصرالدین شاه اشاره کرد.
قبرستان دولاب با نامهای دیگر نیز ازجمله گورستان لهستانیها، قبرستان اکبرآباد، قبرستان سلیمانیه، قبرستان ارتودکسها، قبرستان کاتولیکها و قبرستان آشوریها شناخته میشود. آخرین تدفین در این آرامستان در سال ۱۳۷۵ خورشیدی صورت گرفته و پس از آن تدفین در این قبرستان از طرف شهرداری تهران ممنوع اعلام شد. امروز، توسط سفارتخانههای مربوطه مانند روسیه، لهستان، فرانسه و شورای خلیفهگری ارامنه مدیریت میشود. یک خانواده در این قبرستان زندگی میکنند که نگهبانی از قبرستان را بر عهده دارند. برای بازدید از این قبرستان که در بزرگراه آهنگ، خیابان دهم فروردین، خیابان مستفیذ قرار دارد، باید از اداره امور اقلیتهای وزارت ارشاد مجوز لازم را اخذ کنید.
این قبرستان، با نام گورستان ارامنه، با شماره 2688 در تاریخ هفدهم خرداد 1379، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.






