
دستمزد بالا میرود، جیب خالیتر میشود
توی ماههای اخیر، افزایش حقوق کارکنان دولت، کلی سروصدا به پا کرده؛ پیشنهادی که ظاهراً با نیت جبران کاهش قدرت خرید مردم مطرح شده اما تجربه چیز دیگهای میگه؛ طی سالهای گذشته، افزایش حقوق بدون مهار تورم، نهتنها قدرت خرید رو افزایش نداده بلکه فاصله بین درآمد و هزینه خانوارها رو بیشتر کرده. در واقع افزایش حقوق، بدون منابع پایدار، هیچ لطفی به جیب کارمندان نمیکنه و موج تازهای از تورم رو به اقتصاد تحمیل میکنه. مونا موسوی، در گزارش «دستمزد بالا میرود، جیب خالیتر میشود» تحلیل دقیقی از تبعات افزایش حقوق با موج جدید تورم نوشته که میتونید در صفحه اقتصاد امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
قرچک تا رشت؛ رد خون زوج قاتل روی فرمان تاکسیها
اواسط سال 1400 بود که خانواده هاشم، به اداره آگاهی مراجعه کردن و خبر مفقودی پدرشون رو دادن. هاشم، مسافرکش بود و یه روز، به پسرش زنگ زد و با عجله خواست که 500هزار تومان براش واریز کنه. پسرش از همون لحظه به ماجرا مشکوک شد چون میگفت سابقه نداشته پدرم درخواست پول کنه. بااینحال پول رو به کارت پدرش انتقال داده اما بعدش، هرچی با اون تماس گرفته، گوشیش خاموش بوده. چند روز بعد، جسد هاشم در حاشیه شهر تهران پیدا شد؛ جسدی که نشون میداد بهشکل وحشیانهای خفه شده. دو سه روز نگذشته بود که گوشی هاشم روشن شد و پلیس به زوجی در شهر رشت رسید که فقط قاتل هاشم نبودن و جنایت دیگهای هم توی پروندهشون داشتن. فاطمه شیخعلیزاده در گزارش «قرچک تا رشت؛ رد خون زوج قاتل روی فرمان تاکسیها» بهطور کامل به این پرونده پیچیده پرداخته که میتونید در بخش حوادث امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
تهران روی پلههای خاموش
چندبار پیش اومده که بهسمت پلهای عابر پیاده حرکت کنید و وقتی به پلههای پل میرسید، با یهسری پلههای آهنی کنگرهداری روبهرو بشید که قرار بوده متحرک باشن، اما الان ایستادن و هیچ حرکتی ندارن؟ این داستان آشنای پله برقیهایی پایتخته که از اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80، اولین سری اونها نصب شد. فناوریای که قرار بود نشونه مدرنیته و تکریم شهروندی باشه اما امروز، بحران خرابی اونها توی پایتخت، به کلافی سردرگم تبدیل شده. آمارهای غیررسمی نشون میدن که هر لحظه، بخش قابلتوجهی از این پلهها، بهدلیل فرسودگی، کمبود قطعه، یا سرقت از سرویس خارج شدن و تردد رو برای بسیاری از سالمندان و افراد معلول دشوار یا حتی غیرممکن کرده. این معضل یک دلیل مهم داره و اون هم اینکه در دهههای گذشته، نصب گسترده پلهبرقیها، بدون پیشبینی هزینه نگهداری انجام شده. موضوعی که گروه اجتماعی هفت صبح، بسیار دقیق و ریزبینانه، به اون پرداخته. کارنامه 24ساله نصب و نگهداری پلههای مکانیزه پایتخت رو میتونید در گزارش «تهران روی پلههای خاموش» در سایت و کانال هفت صبح بخونید.
ضایعات مرغ هم مشتری پیدا کرد
گوشت قرمز گرون شد، به شهروندان توصیه شد مرغ رو جایگزین کنن. پیشنهادی که امروز با رشد قیمت مرغ، تقریباً غیرممکن شده. همین موضوع هم باعث شده که تکههای ریز و باقیمانده مرغها، رونق پیدا کنه. دقیقاً همون قطعاتی که یه زمانی دورریز بود و بهطور رایگان به مشتری داده میشد اما حالا به سهمی از درآمد مغازهدارها و سهمی از سفره خانوارهای تحت فشار تبدیل شده. حالا با رونقگرفتن فروش خردهمرغ، فارغ از جنبه تلخ این ماجرا، یه پرسش جدی مطرح شده و اون هم اینه که آیا واقعاً همه این خردهها و باقیماندهها، برای مصرف انسانی مناسبن؟ مهدی خاکیفیروز، برای بررسی این موضوع، سری به فروشگاههای شهر زده و گزارش کاملی از این پدیده ناخوشایند نوشته. این گزارش با عنوان «ضایعات مرغ هم مشتری پیدا کرد» در سایت و کانال هفت صبح قابلدسترسیه.
موج گرانی در بشقاب ایرانی
برنج، همراه قدیمی سفرههای ایرانی، مدتهاست با چالش روبهرو شده؛ یعنی بهخودیخود چالشی نداره اما به یه معضل اساسی برای سفره خانوارها تبدیل شده. آمارهای گمرک نشون میدن که در دهماهه سال 1404، حدود یکمیلیون و 250هزار تن برنج، به ارزش بیش از یکمیلیاردو315میلیون دلار، وارد کشور شده. یعنی چیزی معادل کل واردات یک سال. اما داستان اینه که واردکنندگان، فقط تا پایان آذر برنج رو با ارز ترجیحی 28هزارو500 تومان وارد میکردن و بعد از اون، با نرخی بسیار نزدیک به بازار آزاد این واردات انجام میشه. همین جابهجایی ارزی هم باعث شده که هزینه واردات، بهطور قابلتوجهی بالا بره و قیمت برنج در بازار داخلی تحتتأثیر قرار بگیره. و این یعنی، آسیب مستقیم به سفره ایرانیها. آتریسا سپهریان، در گزارش «موج گرانی در بشقاب ایرانی» به سهم برنجهای وارداتی در بازار ایران، افزایش قیمت این محصول و کاهش مصرف برنج در کشور پرداخته. این گزارش دقیق و جامع رو در سایت و کانال هفت صبح بخونید.






