
سونامی گرانی میوه
این روزها، درباره گرانی بسیاری از اقلام خوراکی حرف زدیم و از ارتباطشون با حذف ارز ترجیحی و نوسان دلار گفتیم اما توجه زیادی به بازار میوه نشد. شاید بهخاطر اینکه فکر میکنیم میوههایی که در خاک خودمون تولید میشن، کاری به دلار و مواد اولیه و واردات ندارن. درست هم فکر میکنیم. ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان میوه در منطقهست. اما چرا باید قیمت میوه داخل کشور، حتی از بازارهای خارجی هم بالاتر باشه و همپای دلار گرون بشه؟ موضوعی که مونا موسوی، در گزارش «سونامی گرانی میوه» به اون پرداخته. اگر دنبال دلیل اختلافقیمت 5برابری میوه، از باغ تا بازار هستید، این گزارش رو در صفحه اقتصاد امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
هیپنوتیزم مرگبار
درست بهمن پارسال بود که فرهاد و پسر 16سالهش، از خونه بیرون رفتن و دیگه خبری ازشون نشد. تلفن همراهشون خاموش شد و هرچی دنبالشون گشتن، هیچ ردی ازشون پیدا نکردن. اینها رو برادرزاده فرهاد به مأموران آگاهی گفته بود. بعد از این گزارش، تحقیقات میدانی آغاز و مشخص شد که این پدر و پسر، به قتل رسیدن و جسدشون هم مثله شده. پای مرد میانسالی به نام حسام، به پرونده باز شد. هرچند این مرد میگفت از فرهاد و پسرش خبری نداره اما دستگیری حسام، جزئیات تکاندهندهای رو به پرونده اضافه کرد و راز این ناپدیدشدن مرموز رو مشخص کرده و از جنازههای بیشتری پرده برداشت. فاطمه شیخعلیزاده در گزارش «هیپنوتیزم مرگبار» بهطور کامل به این پرونده پیچیده پرداخته که میتونید در بخش حوادث امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
زندگی، شخصیتر از همیشه
هفدهمیلیون ایرانی توی سن ازدواج هستن اما در آستانه ازدواج نیستن؛ یعنی مجردن و تکزیستی رو انتخاب کردن. موضوعی که زنگ خطر رو برای آینده جمعیت کشور به صدا درآورده. بررسیهای یک پیمایش رسمی، نشون داده که 58 درصد از جوانان تمایل به تکزیستی دارن. یعنی سبکی از زندگی رو در پیش گرفتن که استقلال فردی جای تعهد خانوادگی رو گرفته. گاهی این انتخاب از سر اجبار اقتصادی و تورم افسارگسیختهست، گاهی هم آگاهانه و برای فرار از کنترلگری و ساختن هویت مستقل. انتخاب شما چیه؟ آیا این سبک زندگی رو میپسندید یا نگرانتون میکنه؟ حدیث مولاحسینی، در گزارش «زندگی، شخصیتر از همیشه» به این سبک جدید تکزیستی پرداخته و دلایل، مزایا و تبعات اون رو بهطور کامل بررسی کرده. این گزارش در سایت و کانال هفت صبح قابلدسترسیه.
نقش جهان در رکود
اصفهان رو بیشتر از هرچیزی، به نقش جهانش میشناسیم و نقش جهان رو به بازار مسگرها و پارچههای قلمکار و برق میناکاریهاش؛ اصلاً این صنایع دستی، شناسنامه اصفهانن. هنوز هم همینطوره و سراسر بازار و ویترین مغازهها، پر از این آثار هنریه اما حضور گردشگران توی این بازار خیلی کم شده و دیگه خبری از صفکشیدن مشتریان مقابل مغازهها نیست؛ افزایش هزینه تولید، از پارچه و رنگ تا فلز و حملونقل، قیمت نهایی محصولات صنایع دستی رو بالا برده و فاصله بین توان خرید مشتری و ارزش واقعی تولیدات دستی هنرمندان رو بیشتر از هر زمان دیگهای افزایش داده. نتیجهش هم شده مغازههایی که ساعتها و شاید روزهای زیادی رو بدون مشتری و فروش سپری میکنن. مهدی خاکیفیروز در گزارشی از رکود کمسابقه فروشگاههای صنایع دستی اصفهان گفته. این گزارش رو با عنوان «نقش جهان در رکود» در سایت و کانال هفت صبح بخونید.
از باید تا چرا
وقتی توی خیابونهای شلوغ حرکت میکنید، یهکم توجهتون رو به آدمها بیشتر کنید. اونوقت متوجه میشید که بین اینهمه آدمی که توی پیادهروهای شهر در حال ترددن، دو گروه کاملاً متفاوت میبینید که دارن شونهبهشونه هم راه میرن. از یک طرف پدربزرگها و مادربزرگهایی که با آرامش و نگاهی پر از خاطره در حال قدمزدن و تماشای مغازه و شهر و خیابون هستن و هیچ عجلهای ندارن، در طرف دیگه، نوجوانهایی هستن که با تیپهای خاص و چشمهای دوختهشده به گوشی، خیلی تند و سریع، از کنار بقیه عبور میکنن. شاید وقتی به این تفاوت فکر کنیم، بیشتر از هرچیزی تفاوت سبک پوشش توجهمون رو جلب کنه اما این فرق ظاهری، بازتابی از یک جهانیه که دیگه مثل قدیم نیست و زبان مشترکی که دیگه وجود نداره. واقعاً ریشههای این شکاف نسلها و تغییر ارزشها در خانواده ایرانی از کی شروع شد و عامل ایجاد این شکاف، چی بود؟ سارا خادمی در گزارش «از باید تا چرا» بهطور کامل به بازخوانی این شکاف پرداخته. اگر شما هم به این تغییر ارزشها فکر میکنید، حتماً این گزارش رو در سایت و کانال هفت صبح بخونید.






