هی بچهها! کی آمادهی یه کوچولو آسیب روحیه؟!
توی این لیست، قراره نگاهی بندازیم به تاریکترین، چندشآورترین و واقعاً نگرانکنندهترین لحظات این کارتون معروف نیکلودئون. این شمارش معکوس شامل صحنههایی از قسمتهای «تب آناناسی»، «خانهی لوکس»، «یخزدگی صورت» و خیلیهای دیگه میشه!
به طور خلاصه، دنبال اون لحظاتی میگردیم که باب اسفنجی مرز کارتون کودکانه بودن رو رد کرده. به نظرتون کدوم لحظهی باب اسفنجی دیگه زیادی رفت اونور مرز؟
باب اسفنجی شلوارمکعبی در ظاهر یک کارتون شاد و بانمک برای بچههاست، اما اگه دقیقتر نگاه کنیم، گاهی وارد فضاهایی میشه که حتی بزرگترها هم ممکنه روشون بشه مکث کنن. از طنز سیاه گرفته تا تصاویر ناخوشایند و شوخیهای تلخ، این کارتون نشون میده که چطور میشه زیر نقاب رنگی و بانمک، لحظات واقعاً سنگین و غیرمنتظرهای را جا داد. این موضوع هم باعث شده که باب اسفنجی فراتر از یک انیمیشن کودکانه و به یک پدیدهی فرهنگی پیچیدهتر تبدیل بشه که سنین مختلف رو به خودش جذب کرده. با ما همراه باشید.
۵. ترفندهای ترسناک هلندی پرنده | قسمت: «میزبان شبح»
در این قسمت، هلندی پرنده با استفاده از تغییر چهرههای کابوسگونه، نشان میدهد که ترساندن در دنیای “باباسفنجی” میتواند به طرز نگرانکنندهای واقعی و آزاردهنده باشد
اگرچه به نظر میرسد باباسفنجی دیگر نسبت به تلاشهای هلندی پرنده برای ترساندنش بیتفاوت شده، اما واقعیت این است که این صحنهها واقعاً میتوانند منبع کابوس باشند.
پس از آنکه کشتی جالی راجر در دریا دچار سانحه میشود، هلندی پرنده ناچار میشود مدتی مهمان خانهی باباسفنجی شود. اما خیلی زود فراموش میکند که مهمان است و تصمیم میگیرد برای سرگرمی خودش، باب را بترساند. او بارها تغییر شکل میدهد و به تصاویری هرچه وهمآورتر بدل میشود. در یکی از ترسناکترین صحنهها، هلندی پرنده به شکلی از باباسفنجی تبدیل میشود که چشمانش از حدقه بیرون زدهاند و حشرات درون حفرههای خالی چشمش میخزند.
اینجاست که آدم به شک میافتد: آیا نویسندگان و انیماتورها عمداً قصد داشتند ببینند چقدر میتوانند تماشاگران را بترسانند؟ چون تماشای این صحنهها بههیچوجه کار آسانی نبود.
در ظاهر، «میزبان شبح» داستانی فانتزی و خندهدار دربارهی زندگی یک روح سرگردان است؛ اما اگر عمیقتر نگاه کنیم، با جلوههایی از ترس روانی و تصویرسازیهای ناخوشایند روبرو میشویم که شاید بیشتر مناسب یک انیمیشن ترسناک برای نوجوانان باشد تا یک کارتون کودکانه. تغییر شکلهای کابوسگونهی هلندی پرنده، بهویژه با ترکیبی از ترسهای بدنی (مثل تخریب ظاهر چهره)، نشان میدهد که باباسفنجی گاه مرز بین طنز و وحشت را عمداً مخدوش میکند. این تضاد شدید، هم بخشی از جذابیت این مجموعه است و هم دلیلی که باعث شده برخی قسمتهای آن هنوز هم در ذهن بینندگان قدیمی ماندگار باشد.
۴. اسکوییدوارد ابرویش را میکند | قسمت: «تب آناناسی»
یک لحظهی ناخوشایند و چندشآور که بدون هیچ ضرورت داستانی، تنها با هدف نمایش خشونت تصویری به داستان اضافه شده است
تقریباً همهی طرفداران باباسفنجی در این نکته توافق دارند که این قسمت یکی از بدترین اپیزودهای مجموعه است؛ و یکی از دلایل اصلی این نارضایتی، دقیقاً همین صحنه است.
در حالی که اسکوییدوارد مشغول انجام روتین صبحگاهی خود برای شروع روز است، باباسفنجی و پاتریک با عجله در حال تختهکوبی خانهی آناناسی برای مقابله با طوفان پیشرو هستند. سروصدای آنها باعث میشود اسکوییدوارد تمرکزش را از دست بدهد، و هنگام برداشتن ابروهایش، ناخواسته کل ابرو و پوست زیر آن را با هم جدا میکند
