
5- جین آستین زندگیام را خراب کرد (Jane Austen Wrecked My Life)

- کارگردان: لارا پیانی
- بازیگران: کمیل روترفورد، پابلو پالی، لیز کروتر، فردریک وایزمن، چارلی انسن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 82 از 100
فیلم فرانسوی «جین آستین زندگیام را خراب کرد» هم محصول 2024 است اما 2025 اکران شد و یکی از فیلمهای عاشقانه خوب سال است که چندان مورد توجه قرار نگرفت. آگات (کمیل روترفورد) یک زن جوان پاریسی است که در کتابفروشی افسانهای «شکسپیر و شرکا» کار میکند. او که آرزوی نویسنده شدن را در سر دارد، با یک «سد نویسندگی» شدید و ترس از وسایل نقلیه (پس از مرگ والدینش) دست و پنجه نرم میکند. آگات زندگی آرامی دارد تا اینکه بهترین دوست و همکارش، فلیکس (پابلو پالی)، مخفیانه دستنوشته ناتمام او را به «اقامتگاه نویسندگان جین آستن» میفرستد. و در کمال تعجب، او پذیرفته میشود.
آگات به محض ورود به انگلستان، با الیور (چارلی انسن) درگیر میشود؛ استاد بدبین ادبیات و از نوادگان آستن که معتقد است در مورد آثار جدش اغراق شده است. علیرغم بیزاری متقابل اولیه، یک شب ماندن اجباری در ماشین خراب، یخ بین آنها را آب میکند. این اقامتگاه، آگات را مجبور میکند تا با ناامنیهای خلاقانه خود و یک مثلث عشقی پیچیده (وقتی فلیکس غیرمنتظره برای به دست آوردن دل او از راه میرسد) روبهرو شود.
«جین آستین زندگیام را خراب کرد» از آن جنس فیلمهای کمدی-عاشقانه است که مخاطب هدفش را باید طرفداران ادبیات -به ویژه کلاسیک- بدانیم. فیلم عمدتا علاقهای به لودگی ندارد و سعی میکند هوشمندانه باشد. بازی کمیل روترفورد، بهترین ویژگی فیلم است. موفق میشود «عجیب و غریب بودن» شخصیت را به جای مجموعهای از کلیشهها، ملموس و صادقانه جلوه دهد. آگات زنی مدرن است که میخواهد گذشتهی تلخش را پشت سر بگذارد و شروع تازهای داشته باشد.
ساختهی لارا پیانی (در اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند)، ریتم آرامی دارد، دقیقا مثل روند تدریجی یک رمان قرن نوزدهمی، و با یک پایانبندی خوب، سعی میکند به اثری انگیزشی تبدیل شود و حس خوبی به مخاطب منتقل کند. «جین آستین زندگیام را خراب کرد» فیلم شیرینی است که به ما یادآوری میکند ادبیات همچنان این قدرت را دارد که زندگی ما را تغییر کند و به آدمهای بهتری تبدیل شویم.
4- عشق، بروکلین (Love, Brooklyn)
- کارگردان: ریچل هولدر
- بازیگران: اندره هلند، نیکول بهاری، دواندا وایز، روی وود جونیور، آرجون گوپتا، جک هون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 72 از 100
و بازهم یک اثر عاشقانه از یک کارگردان فیلماولی، «عشق، بروکلین» در واقع «برشی از زندگی» است که در «روابط بلاتکلیف» کنکاش میکند. راجر (آندره هلند) روزنامهنگاری اهل بروکلین است که برای تمام کردن مقالهای درباره تحولات محلهاش کلنجار میرود. در حالی که او نوشتن را به تعویق میاندازد، خود را در یک مثلث عشقی سرگردان میبیند که بازتابی از تردید خودش نسبت به آینده است. او رابطهای عمیق، با معشوقه سابقش، کیسی (نیکول بهاری) دارد؛ یک گالریدار که کسبوکارش تحت فشار است. علیرغم به پایان رسیدن رابطه عاشقانهی آنها، این دو زبان مشترک و شیمی خوبی دارند که نشان میدهد داستانشان هنوز به پایان نرسیده است.
راجر اما این روزها با نیکول (دواندا وایز) در رابطه است؛ مادری بیوه که بسیار واقعبینتر و آیندهنگرتر از اوست. راجر با وقت گذراندن با نیکول و دختر کوچکش، اَلی، مجبور میشود با مسئولیتهای یک آینده احتمالی روبهرو شود. «عشق، بروکلین» فیلمی هنری و خوشساخت است که سعی دارد درباره «رها کردن» حرف بزند. فیلم در عین حال، یک نامه عاشقانه به بروکلین هم هست و لوکیشن را تبدیل به یک شخصیت کلیدی در قصه میکند. فیلم ملایم پیش میرود و در آن خبری از غافلگیریهای عجیب و پیچشهای داستنی هم نیست.
قدرت فیلم ناشی از مثلث بازیگری قدرتمند آن است. آندره هلند، نیکول بهاری و دواندا وایز هر سه اینجا عالی هستند. با این حال، فیلم در بخش فیلمنامه ضعفهایی دارد؛ گاهی به اندازه شخصیت اصلیاش «گمگشته» به نظر میرسد و داستانهای فرعی هم پرداخت مناسبی ندارند و خوب از آب درنیامدهاند.
با وجود این، «عشق، بروکلین» فیلم خوبی است، چون قضاوت نمیکند و رویکردش به عشق، «رقابتی» نیست. اینجا شخصیت خوب و بد نداریم، در عوض، میبینیم که سه آدم عادی در مسیر یافتن راه خود، ناخواسته به یکدیگر آسیب میزنند. اتفاقی که به وفور در جهان واقعی هم رخ میدهد. این درام متفکرانه برای اهلش، تا مدتی در ذهن باقی میماند و شاید باعث شود اندکی در تصمیمات و روابط شخصی خود بازنگری کنید.
3- جدایی (Splitsville)

- کارگردان: مایکل آنجلو کووینو
- بازیگران: مایکل آنجلو کووینو، آدریا آرجونا، داکوتا جانسون، کایل ماروین، نیکولاس براون، او.تی. فاگبنلی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100
«جدایی» در ظاهر یک کمدی سرراست و بامزه است، اما در پشت شوخطبعیهایش، تصویری دقیق از آشفتگی روابط مدرن ترسیم میکند؛ روابطی که بیش از آنکه بر پایهی گفتگو و فهم متقابل پیش بروند، اسیر سوءتفاهمهای کوچک و بزرگ هستند. ماجراها درباره دو زوج است که رابطهشان با هم پیوند میخورد: از یک سو، کری (کایل ماروین) و اشلی (آدریا آرجونا) را داریم که عملا به انتهای مسیر مشترکشان رسیدهاند و طلاق را راه حل نهایی میبینند، و از سوی دیگر پل (مایکل آنجلو کووینو) و جولی (داکوتا جانسون) که تصمیمهای عجیب و واکنشهای نسنجیدهشان بهتدریج بنیان رابطهشان را خراب میکند.
برگ برندهی اصلی «جدایی» فیلمنامهای است که بهخوبی میداند چطور از دل موقعیتهای عاشقانهی کلیشهای، کمدی بیرون بکشد. متن فیلم که به قلم خود کووینو و ماروین نوشته شده، نهتنها دیالوگهای تیز و زمانبندی دقیقی دارد، بلکه با شناخت درست از ضعفهای شخصیتی کاراکترها، آنها را مدام در تلههایی میاندازد که خودشان ساختهاند. فیلم بیشتر از آنکه بخواهد قضاوت کند، نظارهگر است و بیمنطقی و خودویرانگری آدمها را با دقت به تصویر میکشد.
«جدایی» به لطف مهارت کووینو در طراحی موقعیت، نهایت استفاده را از ظرفیت بازیگرانش میبرد. عناصر کمدی-عاشقانه فیلم هرگز کهنه به نظر نمیرسند و البته چند سکانس به شدت بامزه هم داریم؛ از همان تصادف ابتدایی که لحن فیلم را تعیین میکند، تا دعوای فیزیکی کری و پل که به ویرانی کامل یک خانه ختم میشود. فیلم با اغراقی حسابشده پیش میرود و تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که هم به حماقت شخصیتها میخندد و هم ناخواسته بخشی از خودش را در آنها و روابطشان میبیند.
2- مادیگرایان (Materialists)

- کارگردان: سلین سونگ
- بازیگران: داکوتا جانسون، کریس ایوانز، پدرو پاسکال، زویی وینترز، مارین ایرلن، داشا نکراسووا، ادی کیهیل، جان ماگارو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 77 از 100
سلین سونگ، پس از موفقیتهای «زندگیهای گذشته»، یک پروژه بسیار متفاوت را انتخاب کرد. «مادیگرایان» در نگاه اول شبیه به آثار کمدی-عاشقانه کلیشهای هالیوودی است اما در واقع، نگاهی تیزتر و بدبینانهتر به جغرافیای قلب انسان دارد. لوسی میسون (داکوتا جانسون) یک «واسطه ازدواج» است که برای یک شرکت بزرگ همسریابی در نیویورک کار میکند. او به ازدواج به چشم قراردادی برای ثبات نگاه میکند و اغلب به مشتریان ثروتمندش آموزش میدهد که سازگاری مالی را بر اشتیاق زودگذر اولویت دهند. علیرغم موفقیت حرفهای، زندگی شخصی لوسی یک تضاد است؛ او مجرد باقی مانده و ادعا میکند تنها برای ثروت ازدواج خواهد کرد. در یک عروسی مجلل برای یکی از مشتریانش، جهانبینی او با دیدن هری (پدرو پاسکال)، برادر ثروتمند و باکلاس داماد، به چالش کشیده میشود. همزمان، او با معشوقه سابقش، جان (کریس ایوانز) برخورد میکند؛ بازیگری جویای نام که در همان مراسم ازدواج، پیشخدمت است.
لوسی وارد یک رابطه عاشقانه پرزرقوبرق با هری میشود؛ مردی که روی کاغذ «گزینهای بینقص» به نظر میرسد. با این حال، تجدید دیدار او با جان -مردی که زمانی او را به دلیل «بیپولی» ترک کرده بود- لوسی را مجبور میکند تا با آسیبپذیری عاطفیای روبهرو شود که سالها برای سرکوبش تلاش کرده بود. «مادیگرایان» از جهاتی فیلم عجیبی است، چون ممکن است انتظارات متفاوتی از آن داشته باشید که هیچکدام را برآورده نمیکند. فیلم آگاهانه از فضای آثار کمدی-رمانتیک نیویورکی فاصله میگیرد و درباره عشق با زبانِ دارایی، مدیریت ریسک و ارزش بازار صحبت میکند؛ اما جالب است که فیلم علیرغم این رویکرد متفاوت، تصویری صادقانه از روابط بزرگسالانه ارائه میدهد.
داکوتا جانسون در نقش لوسی عالی است. او صراحت لوسی درباره پول را بیشتر شبیه به یک مکانیسم بقا جلوه میدهد تا سطحینگری. تضاد میان گزینههای عشقی او، بخش زیادی از انرژی روایی فیلم را تأمین میکند: پدرو پاسکال نقش مرد ایدهآل را با جذابیتی صیقلخورده و مرموز بازی میکند، از طرف دیگر، کریس ایوانز شخصیت جان را دوستداشتنی و عادی عرضه میکند. با این حال، فیلم در لحظاتی جالبتر میشود که نشان میدهد هیچکدام از این دو مرد بهترین گزینه محسوب نمیشوند، بلکه بازتابی از تضاد درونی لوسی میان عقل و قلبش هستند.
«مادیگرایان» یکی از بهترین فیلمهای عاشقانه 2025 است و بار دیگر ثابت میکند که سلین سونگ استعداد ویژهای در روایت داستانهای رمانتیک منحصربهفرد دارد. او اینجا از تجاری شدن روابط مدرن گله میکند و حرفهای تفکربرانگیز میزند. فیلم ویرانگری عاطفی و ظرافتهای «زندگیهای گذشته» را ندارد اما خوب است که این فیلمساز جوان نمیخواهد خودش را تکرار کند.
1- ابدیت (Eternity)

- کارگردان: دیوید فرین
- بازیگران: مایلز تلر، الیزابت اولسن، کلوم ترنر، جان ارلی، دیواین جوی رندالف، اولگا مردیز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 77 100
«ابدیت» درباره یکی از بزرگترین ترسهای انسان مدرن است: زندگی کردن با یک نفر دیگر تا ابد! داستان با یک زوج کهنسال، لری و جوآن آغاز میشود که به یک مهمانی قدم گذاشتهاند و آنجا، لری از جهان میرود. او وقتی چشم باز میکند، میبیند که دیگر 80 ساله نیست، بلکه شبیه دوران جوانیاش به نظر میرسد. لری (مایلز تلر) سپس با آنا ملاقات میکند و آنا به او توضیح میدهد که فوت کرده و اکنون در یک «منطقه انتظار» است. لری حالا یک هفته فرصت دارد تصمیم بگیرد که میخواهد تا ابد در کدام «منطقه پس از مرگ» زندگی کند.
اما لری میخواهد با همسرش باشد؛ پس این گزینه را دارد که در همین منطقه بماند و شغلی بگیرد (این مکان شبیه یک استراحتگاه بزرگ است) تا زمانی که عشقش از راه برسد (یعنی در واقع بمیرد). خیلی طول نمیکشد که جوآن هم از راه میرسد اما مشکل اینجاست که همسر سابقش، لوک (کلوم ترنر) هم آنجاست و حالا جوآن باید انتخاب کند که باقی عمرش را با کدام یک بگذراند.
مایلز تلر که در سالهای اخیر بیشتر در آثار اکشن حضور پیدا کرده، اینجا مهارتهای کمدیاش را به نمایش میگذارد اما کسی که بیشتر میدرخشد، الیزابت اولسن است. اولسن با اینکه سابقه حضور در دنیای سینمایی مارول را دارد اما استعدادهایش اغلب در نقشهای دراماتیک شکوفا میشود. او اینجا فرصت پیدا کرده تا نقشی کمدی و متفاوت را بازی کند.







