بازگشت شهرام ناظری با آلبوم «دیار» و پرسشی درباره ذائقه موسیقایی نسل جدید
شهرام ناظری بار دیگر با اثری تازه به میدان میآید، درحالی که جوانان موسیقی را به شیوه دیگری کشف میکنند و اعتبار نامهای بزرگ برای جلب توجهشان کافی نیست
هفت صبح، ملک میرمهدی| موسیقی ایرانی با یک پرسش قدیمی و البته جدی روبهروست. آیا صدایی که روزگاری چند نسل را شیفته خود میکرد، هنوز میتواند جوان بیستساله امروز را به شنیدن وادارد؟ جوانی که موسیقی را بیشتر از صفحه موبایل میشنود، با چند حرکت انگشت از یک خواننده به خواننده دیگر میرسد و شاید حوصله مقدمه طولانی یک قطعه سنتی را نداشته باشد. خبر همکاری دوباره شهرام ناظری و تهمورس پورناظری در آلبوم «دیار»، فرصت مناسبی برای باز کردن همین بحث است. مسئله فراتر از انتشار یک آلبوم و بازگشت صدای خوانندهای صاحبسبک است. باید دید موسیقی اصیل ایرانی در میان انبوه صداهای تازه، چه جایگاهی در زندگی نسل جوان دارد و چقدر توانسته با تغییر ذائقه مخاطبان همراه شود.
از مولانا تا پلیلیستهای امروزی
«دیار» قرار است در قالب دوازده قطعه منتشر شود. حضور شعرهایی از مولانا، سیمین بهبهانی، حسین منزوی و شاعران معاصر در کنار همکاری نوازندگان بینالمللی، از تلاش برای خلق فضایی متفاوت حکایت دارد. پیشتر نیز قطعه «امشب» با شعر حسین منزوی و آهنگسازی تهمورس پورناظری منتشر شده بود. تور کنسرتهای این مجموعه هم قرار است به زودی آغاز شود. اما جذابیت اصلی ماجرا در برخورد دو جهان موسیقایی است.
ناظری از نسلی میآید که شنیدن موسیقی برای مخاطب نوعی خلوت و تمرکز بود. امروز موسیقی در مسیر رفتوآمد، میان پیامهای تلفن همراه و در جریان بیپایان ویدئوهای کوتاه مصرف میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، ارتباط با آواز ایرانی شکل دیگری پیدا کند. البته تصور اینکه جوانان از موسیقی اصیل گریزان شدهاند، قضاوتی شتابزده است. نسل جدید یک سلیقه یکپارچه ندارد. ممکن است جوانی صبح موسیقی رپ گوش کند، عصر سراغ یک خواننده پاپ برود و شب با آواز ناظری ارتباط بگیرد. مرزهای موسیقی در زندگی امروز سیالتر شدهاند. مسئله این است که آثار تازه موسیقی ایرانی چگونه میتوانند در این رفتوآمد شنیداری جای خود را پیدا کنند.
اعتبار استادان، تضمین استقبال نیست
نام شهرام ناظری برای موسیقی ایران با اعتبار و خاطره گره خورده است. صدایی که در همراهی با شعر مولانا و موسیقی تنبور، هویت مستقلی پیدا کرد و بخشی از حافظه شنیداری جامعه شد. با این همه، اعتبار تاریخی یک هنرمند الزاماً به معنای استقبال نسل تازه از آثار جدید او نیست. جوان امروز برای انتخاب موسیقی، بیشتر از آنکه به عنوان استاد و سابقه هنری توجه کند، به تجربهای اهمیت میدهد که اثر در اختیارش میگذارد.
ممکن است از شنیدن یک قطعه تأثیر بگیرد، بیآنکه شناخت دقیقی از خواننده داشته باشد. همین موضوع برای هنرمندان باسابقه فرصتی تازه ایجاد میکند.آنها میتوانند مخاطبانی پیدا کنند که هیچ خاطرهای از دوران اوج شهرتشان ندارند. از سوی دیگر، موسیقی سنتی با دشواریهایی روبهروست که ریشه در شیوه معرفی و عرضه آن دارد. بخش مهمی از این موسیقی همچنان با ادبیاتی رسمی و گاهی بیش از اندازه تخصصی معرفی میشود. مخاطب جوان برای نزدیک شدن به یک اثر، به دعوتی صمیمانهتر نیاز دارد. قرار نیست موسیقی ایرانی برای جلب توجه او هویت خود را کنار بگذارد. کافی است راه ارتباط با آن آسانتر شود.
«دیار» و آزمون یک صدای ماندگار
همکاری ناظری و پورناظری از این منظر اهمیت دارد که میتواند گفتوگویی میان تجربه و نگاه تازهتر به آهنگسازی باشد. حضور سازهای ارکسترال و نوازندگان بینالمللی نیز انتظارات را افزایش میدهد. با این حال، ترکیب نامهای بزرگ و امکانات گسترده تولید، بهخودیخود اثر ماندگار نمیسازد.موفقیت «دیار» به این بستگی دارد که موسیقی آن چقدر زنده، خلاق و اثرگذار باشد. آیا شنونده جوان در میان قطعاتش چیزی نزدیک به احساسات و تجربههای امروز خود پیدا میکند؟ آیا آواز ناظری میتواند فراتر از خاطرات نسلهای پیشین، برای مخاطبان تازه نیز تجربهای شخصی بسازد؟
پاسخ این پرسشها پس از انتشار کامل آلبوم روشنتر خواهد شد. موسیقی ایرانی برای ادامه حیات خود به آثاری نیاز دارد که جسارت تجربه کردن داشته باشند و از پشتوانه غنی گذشته نیز بهره بگیرند. «دیار» میتواند فرصتی برای سنجیدن همین امکان باشد. شاید مهمترین دستاورد این همکاری، حتی فراتر از موفقیت تجاری آلبوم، آن باشد که جوانی برای نخستین بار صدای شهرام ناظری را بشنود و کنجکاو شود آثار پیشین او را هم کشف کند. چنین اتفاقی برای موسیقی ایرانی ارزشمند است. میراث هنری زمانی زنده میماند که هر نسل بتواند رابطه خودش را با آن بسازد.