کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۷۱۲۶
تاریخ خبر:
دو ارزیابی متفاوت درباره امنیت یکی از ارزشمندترین مجموعه‌های هنری کشور هنگام بارندگی‌های شدید

سیلاب در کمین‌ موزه هنرهای معاصر

سیلاب در کمین‌ موزه هنرهای معاصر

کامران دیبا، معمار موزه هنرهای معاصر درباره احتمال ورود سیلاب به این موزه هشدار داده است، اما رضا دبیری‌نژاد، رئیس موزه این تهدید را جدی نمی‌داند

گروه فرهنگ و هنر| یک هشدار کافی بود تا نگاه‌ها دوباره به ساختمانی برگردد که سال‌هاست در گوشه‌ای از پارک لاله، یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های هنری ایران را در دل خود نگه داشته است. این بار صحبت از نمایشگاه تازه، اثری مشهور یا کشف تابلویی در مخزن نیست. پای آب در میان است. آبی که هنوز وارد موزه نشده، اما احتمال رسیدنش بحثی جدی میان طراح ساختمان و مدیریت کنونی موزه هنرهای معاصر تهران به راه انداخته است.

 

کامران دیبا، معمار موزه، زنگ خطر را به صدا درآورده. او گفته که تهران امروز، تهران دوران طراحی موزه نیست. شهر بزرگ شده، زمین‌های بسیاری زیر آسفالت و ساختمان رفته‌اند و مسیر حرکت رواناب‌ها تغییر کرده است. همین دگرگونی می‌تواند در یک بارندگی شدید، داستان ناخوشایندی برای موزه رقم بزند. آن سوی ماجرا، رضا دبیری‌نژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر می‌گوید نگرانی مطرح‌شده بررسی شده و مطالعات انجام‌شده نشانی از یک تهدید جدی در شرایط فعلی نشان نمی‌دهد. دو روایت روبه‌روی یکدیگر قرار گرفته‌اند و میان آنها ساختمانی ایستاده که خطا درباره امنیتش می‌تواند بسیار گران تمام شود.

 

خاطره ناخوشایند یک باران

نگرانی دیبا بر یک احتمال کاملا ذهنی بنا نشده است. او ماجرای بارندگی شدید سال ۱۳۹۱ را یادآوری کرده، حادثه‌ای که به گفته‌اش آب را به بخش‌هایی از مجموعه رساند. درباره ابعاد خسارت آن اتفاق اطلاعات شفافی منتشر نشد، اما همان تجربه اکنون به یکی از پایه‌های هشدار تازه معمار موزه تبدیل شده است. دیبا معتقد است باید تغییر چهره شهر را هم وارد محاسبات کرد. توسعه شهری در محدوده‌های شمالی خیابان کارگر، افزایش ساختمان‌ها و گسترش سطوحی که آب را جذب نمی‌کنند، می‌تواند رفتار بارندگی شدید را عوض کند. باران در چنین شهری فرصت کمتری برای فرو رفتن در خاک دارد و خیلی زود راه می‌افتد، مسیر پیدا می‌کند و تبدیل به رواناب می‌شود.

 

در این سناریو، باغ مجسمه یکی از نقاط حساس مجموعه است. نگرانی اصلی آنجاست که حجم بالای آب ابتدا محوطه را درگیر کند و در وضعیتی شدیدتر راهش به ساختمان باز شود. حساسیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که صحبت به گنجینه موزه می‌رسد. دیبا برای یک حادثه احتمالی، خسارتی در ابعاد صدها میلیون دلار و حتی نزدیک به یک میلیارد دلار را مطرح کرده است. این رقم برآورد اوست و نباید آن را ارزش‌گذاری رسمی خسارت احتمالی دانست. اصل هشدار اما روشن است: اینجا صحبت از مجموعه‌ای است که آسیب به آثارش را نمی‌توان مثل خرابی یک دیوار یا کف‌سازی محوطه جبران کرد.

 

مدیریت موزه چه می‌گوید؟

پاسخ موزه، روایت دیگری از جغرافیای همین منطقه ارائه می‌دهد. دبیری‌نژاد می‌گوید موضوع پس از هشدارهای پیشین دیبا رها نشده و جلساتی با شهرداری تهران، مدیریت بحران منطقه ۶ و شماری از معماران برگزار شده است. بازدید و بررسی وضعیت نیز به این جمع‌بندی رسیده که فعلا خطر جدی سیلاب مجموعه را تهدید نمی‌کند.

 

استدلال مدیریت موزه جالب است، چون همان «تغییر تهران» را این بار به‌عنوان عاملی برای کاهش خطر مطرح می‌کند. ساخت بزرگراه‌هایی مانند حکیم و گمنام، ایجاد پل‌ها و زیرگذرها و تغییر پیوستگی مسیرهای قدیمی، بنا بر توضیح رئیس موزه، امکان حرکت مستقیم حجم زیادی از آب به سوی خیابان کارگر را کاهش داده است. شبکه جمع‌آوری رواناب‌های منطقه ۶ نیز بخش دیگری از این سازوکار دفاعی محسوب می‌شود. دریچه‌ها و کانال‌های اطراف موزه قرار است آب را پیش از دردسرساز شدن مهار کنند. بخشی از رواناب نیز به سمت پارک لاله هدایت می‌شود. مدیریت موزه درباره باغ مجسمه هم نگرانی حادی ندارد و تأکید می‌کند کانال‌های موجود در محوطه برای خروج آب پیش‌بینی شده‌اند. پس ما با دو برداشت متفاوت روبه‌رو هستیم: دیبا تغییرات شهر را عاملی برای افزایش نگرانی می‌بیند و مدیریت موزه بخشی از همین تحولات زیرساختی را دلیل کاهش خطر می‌داند.

 

یک عکس و سوءتفاهمی مهم

تصویری که همراه هشدار دیبا منتشر شد نیز بر التهاب ماجرا افزود. در عکس، موزه گرفتار آب دیده می‌شد و ممکن بود در نگاه نخست چنین تصور شود که تصویر مربوط به حادثه‌ای واقعی است. دیبا بعدتر توضیح داد عکس، شبیه‌سازی یک وضعیت احتمالی بوده و برای هشدار درباره خطر ساخته شده است. همین نکته اهمیت تفکیک «خطر احتمالی» و «حادثه رخ‌داده» را بیشتر می‌کند. موزه اکنون زیر آب نرفته و مدیریت مجموعه نیز وقوع یک تهدید فوری را تأیید نمی‌کند. بحث بر سر آمادگی برای سناریویی است که شاید رخ ندهد، اما رخ دادن آن می‌تواند پیامدهایی جدی داشته باشد.

 

گنجینه جای آزمون و خطا نیست

شاید مهم‌ترین بخش این ماجرا پیدا کردن برنده جدال میان هشدار دیبا و پاسخ مدیریت موزه نباشد. پرسش جدی‌تر این است که برای حفاظت از چنین مجموعه‌ای، چه میزان اطمینان کافی محسوب می‌شود؟ در یک ساختمان معمولی شاید بتوان پس از حادثه خسارت را برآورد کرد، دیوار را ساخت و تأسیسات را تعویض کرد. در موزه‌ای که آثار کم‌نظیر هنری را نگهداری می‌کند، معادله متفاوت است.

 

بخشی از خسارت فرهنگی اساسا با پول قابل بازگرداندن نیست. به همین دلیل انتشار یک گزارش فنی روشن درباره مسیر رواناب‌ها، ظرفیت کانال‌های اطراف موزه، نقاط آسیب‌پذیر ساختمان و سناریوی بارش‌های بسیار شدید می‌تواند این بحث را از فضای اظهارنظر بیرون بیاورد. اگر خطر پایین است، چنین گزارشی خیال افکار عمومی را آسوده‌تر می‌کند. اگر نقطه ضعفی وجود دارد، هنوز فرصت اصلاح آن باقی است. باران خبر نمی‌کند که کدام ارزیابی درست بوده است. ارزش هشدارهای پیشگیرانه هم همین‌جاست. بهتر است پاسخ پرسش‌ها پیش از نخستین قطره‌های یک بارندگی غیرعادی آماده باشد، چون پشت دیوارهای موزه هنرهای معاصر تهران چیزی نگهداری می‌شود که نسخه جایگزین ندارد.


 

کدخبر: ۶۰۱۶۷۱۲۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر